Document Type : Original Article

Authors

1 M.A of Sports Management, Department of Physical Education and Sport Sciences, Faculty of Humanities and Social Sciences, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran.

2 Associate Professor of Sports Management, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran.

3 Assistant Professor of Sport Management, Department of Sport Management, Faculty of Sport Sciences, Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran (Corresponding Author)

4 Associate professor of Motor Behavior, Department of Physical Education and Sport Sciences, Faculty of Humanities and Social Sciences, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran

Abstract

The current research was conducted with the aim of identifying and prioritizing the obstacles to the development of women's weightlifting in Iran. The research method was mixed and the participants included the officials of the federation, the officials of the provincial boards, coaches, referees and female weightlifters, who were selected by the purposeful sampling method in the number of 14 people, and a semi-structured interview was conducted with them until theoretical saturation. In the qualitative part, from the theme analysis approach and the Atlas ti software, and in the quantitative part, for the weighting of the components, from the cause-effect relationship analysis method (DEMATEL) based on the data from the questionnaires of 8 participants. The qualitative part was used. The findings showed that the obstacles to the development of women's weightlifting in Iran include seven themes and 19 sub-themes; Weakness of development management (national level and provincial level), weakness of development resources (financial and support resources and facilities and equipment), weakness of development participation (talents and athletes, coaches and referees, enthusiasts and learners, specialists and sports activists and managers and experts), weakness of supporting processes development (knowledge and technology, training and empowerment, marketing and communication), weakness of development areas (basic and amateur weightlifting and championship and professional weightlifting), weakness of development support (supporting women's sports and supporting men's weightlifting) and the environment development challenges (social-cultural environment, sports environment and international environment). This study presents a comprehensive list of challenges and obstacles to the development of women's weightlifting in Iran.

Keywords

شناسایی و اولویتبندی موانع توسعه رشته وزنه برداری بانوان در ایران

مهسا عبدالملکی[1]

بهزاد ایزدی[2]

عابد محمودیان[3]*

محمد ملکی[4]

 10.22034/ssys.2025.3371.3463

تاریخ دریافت مقاله: 07/06/1403

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله: 25/01/1404

مقدمه

امروزه واژه توسعه ورزش به‎صورت گسترده‎ای توسط متخصصین، مدیران ورزشی، سیاست­گذاران و محققین جهانی مورد استفاده قرار می­گیرد (باریرا[5] و همکاران، 2022). توسعه ورزش به‎عنوان یکی از مهمترین سیاست‎ها برای کشورها در فرآیند جهانی شدن تلقی شده (اویانگ [6]و همکاران، ۲۰۲۲) و به سیاست‎ها، فرآیندها و اقداماتی گفته می‎شود که از ترکیب آنها تلاش می­شود فرصت­ها و تجارب ورزشی برای همه افراد به­وجود آید. در کشورهای مختلف دنیا، مدل‌های مختلفی برای توسعه ورزش بکار گرفته شده است (مرادی و همکاران، 1403). در ایران نیز طرح جامع توسعه ورزش (مصوبه1382) به‌صورت هرم سلسله مراتبی از پایین به بالا مبتنی بر افزایش مشارکت افراد از سطح ورزش پرورشی و همگانی تا رسیدن به سطح قهرمانی و سپس حرفه‌ای را مدنظر قرار داده است (راسخ و همکاران، 1403).

توسعه ورزش با مفهوم توسعه ورزش قهرمانی و پرورش ورزشکاران قهرمان گره خورده است (مرادی و همکاران، 1403). ورزش قهرمانی نیز عبارت است از بازی‌ها و ورزش‌های رقابتی و سازمان یافته که برای رسیدن به اهداف و کسب نتیجه و رتبه برتر انجام می‌شوند و افراد ماهر و نخبه در آن شرکت می‌کنند (طالقانی و همکاران، 1403). به‎عبارت دیگر، ورزش قهرمانی عبارت است از ورزش‎های رقابتی و سازمان یافته‌ای که با توجه به قوانین و مقررات خاص برای ارتقاء رکوردهای ورزشی و کسب رتبه و مدال انجام می‌شود  (راسخ و همکاران، 1403). در چند دهه گذشته رقابت بین کشورها برای کسب مدال‌ها در رقابت‌های بین‌المللی شدت بالایی به‎خود گرفته است. این امر منجر شده تا دولت‌ها و سازمان‌های ورزشی کشورها در سراسر جهان میزان بودجه اختصاصی به ورزش قهرمانی را افزایش دهند (حیدرزاده، 1401). ورزش قهرمانی، به‎عنوان یکی از نهادهای اساسی گسترش ورزش نزد اقشار مردم و جامعه بین‌المللی بوده و ابزاری برای تحقق هدف‎های راهبردی، تحکیم وحدت ملی و افزایش روحیه نشاط و شادمانی محسوب می‌شود (طالقانی و همکاران، 1403). همچنین، ورزش قهرمانی راه‌حلی دیپلماتیک برای مشکلات بین‌المللی، ابزاری برای همکاری و تعامل بین‌المللی و خودنمایی کشورها و ملاقات‎های بین‌المللی و عامل مهمی برای ترویج فرهنگ سلامت و فعالیت‌بدنی، افزایش سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، برابری جنسیتی، آشتی و صلح جهانی و در نتیجه ایجاد توانمندی کشورها است (برونینگ[7] و همکاران، 2015). ورزش قهرمانی مانند هر نظام دیگری نیازمند تدوین اهداف کلان، راهبردها، برنامه‌های عملیاتی است تا ضمن آگاهی از مسیر حرکت بتواند از هرگونه دوباره‌کاری، بیراهه ‌رفتن و هدر رفتن منابع مالی، انسانی، فیزیکی و اطلاعاتی خود اجتناب ورزد (راسخ و همکاران، 1403).

متولیان اصلی ورزش قهرمانی در کشور فدراسیون­ها هستند (نوروزی سیدحسینی و فتاحی مسرور، 1397). فدراسیون‌های زیر نظر معاونت ورزش قهرمانی وزارت ورزش و جوانان عمده فعالیت خود را بر حوزه قهرمانی و به‌ویژه حضور موفق در مسابقات قهرمانی قاره‎ای، جهانی، المپیک و بازی‎های آسیایی متمرکز کرده‎اند. فدراسیون بین‎المللی وزنه‎برداری (IWF) که مقر آن در لوزان، سوئیس است، نهاد بین‎المللی حاکم بر ورزش وزنه‎برداری است. این نهاد ورزشی یک سازمان غیرانتفاعی دائمی متشکل از 193 فدراسیون ملی وابسته در سراسر جهان، از هر پنج قاره است. فدراسیون بین‎المللی وزنه‎برداری در سال 1905 تأسیس شد و یکی از قدیمی‏ترین فدراسیون‏های بین‏المللی ورزش بوده و توسط کمیته بین‎المللی المپیک (IOC) به‎عنوان تنها نهاد کنترل‎کننده وزنه‎برداری بین‎المللی شناخته می‎شود. در سال 1325 فدراسیون وزنه‏برداری در ایران تأسیس شد اما وزنه‎برداری بانوان از سال ۱۳۹۶ فعالیت خود را آغاز کرد. لذا، با توجه به جدید بودن رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران، ضرورت انجام تحقیقات آکادمیک در این رشته جهت توسعه آن بسیار حائز اهمیت است.

بررسی گسترده ادبیات نشان می‏دهد در زمینه توسعه رشته‌های ورزشی در داخل کشور مطالعات زیادی صورت گرفته‎اند. برای مثال در سطح استانی و منطقه‌ای می‎توان به پژوهش‎هایی مانند، شناسایی موانع توسعه ورزش فوتبال در استان‎های غرب کشور (عیدی‌پور و همکاران، 1394)، شناسایی و اولویت‏بندی موانع توسعه رشته دو و میدانی استان مرکزی (شاه‌منصوری و بالانژاد، 1397)، بررسی موانع توسعه هندبال سبزوار (کیخسروی و همکاران، 1396) و بررسی چالش‌ها و فرصت‌های توسعه ورزش سوارکاری استان گلستان (یانپی و دوستی، 1398) اشاره کرد. علاوه بر این، در سطح ملی نیز می‎توان به پژوهش‎های؛ مقایسه دیدگاه ورزشکاران، مربیان و صاحب‎نظران در مورد راهکارهای پیشرفت ورزش ژیمناستیک (تندنویس و قاسمی، 1386)، توسعه ورزش تکواندو زنان کشور (تقی‎پور، 1386)، بررسی موانع توسعه شنا (رضوی و همکاران، 1391)، بررسی موانع رشته‌های مدال‌آور دو و میدانی، قایقرانی و شنا (فیروزی و همکاران، 1391)، شناسایی موانع پیش روی والیبال ساحلی (نظری و همکاران، 1392)، بررسی راهکارهای پیشرفت ورزش قهرمانی جودو (علی دوست قهفرخی و همکاران، 1393)، تحلیل عوامل موثر بر پیشرفت والیبال (سیف پناهی و همکاران، 1396)، تحلیل سیستم توسعه بسکتبال (بهمنی و رمضانی‌نژاد، 1398)، شناسایی موانع توسعه مدیریتی فوتبال زنان (افتخاری و همکاران، 1397)، شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه فوتبال حرفه‎ای (طیبی ثانی و همکاران، 1399)، شناسایی راهبردها و پیامدهای توسعه هندبال (علیزاده و همکاران، 1399)، شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه بین‌المللی تنیس روی میز (احدی و همکاران، 1400)، طراحی مدل توسعه ورزش دفاع شخصی (مدبری و همکاران، 1400)، شناسایی عوامل مؤثر در توسعه تکواندو (ایمان‌زاده و همکاران، 1400)، شناسایی موانع توسعه بسکتبال (حیدرزاده، 1401) و در نهایت، شناسایی موانع توسعه رشته تیراندازی (مرادی و همکاران، 1403) اشاره کرد.

مرور ادبیات در خارج از کشور نیز نشان می‏دهد موانع مختلفی برای توسعه رشته مختلفی شناسایی شده‏اند. به‏عنوان مثال، کارتوکولیس[8] و همکاران (2013) نیز کمبود برنامه‎ریزی استراتژیک را مهمترین مانع توسعه رشته فوتبال در کشور قبرس برشمردند. همچنین، سوگیاما[9] و همکاران (2017) ضعف مدیریتی و برنامه آموزشی را اصلی‏ترین موانع توسعه فوتبال در کشور ژاپن بیان نمود. میکونن[10] (2017) نیز جذب حامی مالی را مهمترین چالش توسعه فوتبال زنان در کشور فنلاند گزارش کرد. والنتی و همکاران[11] (2019)، در پژوهش خود با عنوان سیاست‌های ورزشی نخبگان و موفقیت ورزشی بین‌المللی، تجزیه‌وتحلیل داده‌های پانلی از عملکرد ورزش بانوان اروپا بیان کردند ارائه مربیگری بسیار تخصصی در موفقیت بین‌المللی در ورزش بانوان تأثیر معنادار و مثبتی دارد، درحالی‌که نمایندگان ما برای حمایت مالی، منابع انسانی و فعالیت مرحله بنیادی هیچ قدرت توضیحی قابل‌توجهی برای موفقیت تیم‌های ملی بانوان ندارند.

حضور بانوان به‎عنوان بخش مهمی از سرمایه انسانی هر جامعه در عرصه ورزش قهرمانی، نه‎‎تنها می‎تواند به توسعه کشورها کمک کند، بلکه تلاش کشورها برای توسعه را نیز نشان می‎دهد. بررسی میزان رشد ورزش بانوان در عرصه‎های داخلی و خارجی نیز این واقعیت را آشکار می‎کند که در مقایسه با ورزش مردان یا زنان سایر کشورها، این حوزه رشد خوبی نداشته است  (راسخ و همکاران، 1403). از آنجایی‎که ورزش بانوان پس از انقلاب اسلامی به‎دلایل مختلف دچار کم‌کاری شده و کیفیت ورزش بانوان با آقایان دارای اختلاف معناداری بوده، ضروری است مسئولین ورزش بانوان در وزارت ورزش و جوانان و همچنین فدراسیون‎های مختلف با بهره‎گیری از تجارب ورزش بخش آقایان و با حفظ تمام ارزش‎های اسلامی و ایرانی نسبت به ارتقاء سطح کیفی ورزش بانوان اقدام نمایند (عبدالملکی، 1402). وزنه‎برداری بانوان جزء رشته‌های جذاب دنیای ورزش بوده که در چند سال اخیر در ایران توجه را به‎خود جلب کرده است. هر چند وزنه‎برداری مردان در ایران از دیرباز شناخته شده و در سطح بین‎المللی جایگاه ویژه‌ای داشته است اما وزنه‎برداری در بخش بانوان از سال ۱۳۹۶ فعالیت خود را آغاز کرد. در جدیدترین مسابقات وزنه‎برداری بانوان (در سال 1402)، تیم ملی وزنه‌برداری بانوان ایران با کسب ۳ طلا، ۴ نقره و ۴ برنز با ۴۸۸ امتیاز تیمی، بعد از هند و ازبکستان روی سکوی سوم آسیا ایستاد. همچنین تیم ملی وزنه‌برداری دختران جوان ایران، در جریان این مسابقات با کسب ۲ طلا، ۴ نقره و ۳ برنز با ۵۳۱ امتیاز تیمی، بعد از ازبکستان، هند و ویتنام در مکان چهارم آسیا قرار گرفت. لذا، اهمیت تحقیقات آکادمیک جهت تهیه نقش راه بهتر برای برنامه‎ریزی و فعالیت سازمان‏های مربوطه اهمیت دو چندانی دارد.

با توجه به مطالب عنوان شده و نتایج پژوهش‌های انجام گرفته در بعد توسعه ورزش قهرمانی، یکی از دلایل عدم پیشرفت در رشته ورزشی وزنه‎برداری بانوان در بعد ورزش قهرمانی، عدم بررسی و مطالعه دقیق ضعف‌ها و قوت‌های موجود در این رشته توسط دانشگاهیان و مسئولان مربوطه است. مرور ادبیات نشان می‌دهد راهکارهای ترویج و توسعه این رشته ورزشی در جامعه علمی و آکادمیک دانشگاهی در داخل کشور مورد غفلت واقع شده و هنوز پژوهشی در مورد موانع توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان در تحقیقات داخلی، آنچنان که باید و شاید، شاهد مطالعات و تحقیقات جامعی که دربرگیرنده زوایای پنهان و اصلی موانع پیشرفت این رشته ورزشی باشد، مشاهده نمی‌شود. همچنین، از دیگر لزوم پرداختن به وزنه‏برداری بانوان می‏توان به مسائل فرهنگی و جامعه‎شناختی جامعه ایرانی نسبت به رشته وزنه‏برداری و فعالیت حرفه‎ای بانوان در این رشته اشاره داشت. چراکه نگرش عموم جامعه مبتنی بر مردانه بودن این رشته و نگرش و ذهنیت منفی نسبت به این وزنه‏برداری بانوان است. علاوه براین، از دیگر دلایل توجه آکادمیک به رشته وزنه‏برداری بانوان، جدید بودن آن در داخل کشور و شروع فعالیت حرفه‎ای بانوان در دهه اخیر می‎توان اشاره کرد. همچنین، با توجه به رویدادهای آسیایی و جهانی پیش روی وزنه‏برداری بانوان در چند آینده از جمله قهرمانی آسیا در رده‎های سنی در قطر در سال 2024، قهرمانی جهان در رده‎های سنی در کشور پرو در سال 2025 و آرژانتین در سال 2026، قهرمانی جهان در رده‎های سنی در کشور بحرین در سال 2025 و مصر در سال 2026، قهرمانی جهان در سال 2026 در کشور چین، قهرمانی جهان در سال 2027 در کشور ارمنستان، قهرمانی جهان در سال 2024 در کشور بحرین، قهرمانی جهان در سال 2025 در کشور نروژ، بازی‎های همبستگی کشورهای اسلامی در عربستان در سال 2025، بازی‎های آسیایی ناگویا در سال 2025، المپیک تابستانی جوانان در کشور سنگال در سال 2025 و المپیک تابستانی آمریکا در سال 2028 و غیره از دیگر دلایل توجه آکادمیک به توسعه این رشته و رفع موانع آن جهت موفقیت در این رویدادها است. در نهایت، حضور موفقیت‎آمیز بانوان در مسابقات جهانی و آسیایی و کسب چندین مقام و مدال رنگارنگ علی‏رغم جدید بودن آن در چند سال اخیر و کمک به شناسایی و رفع محدودیت‏ها برای توسعه همه جانبه و کسب موفقیت‎های بیشتر در سطح بین‎المللی و المپیک در کمترین زمان ممکن، ضرورت توجه دانشگاهیان و پژوهش در این رشته را توجیه خواهد کرد. بنابراین، باتوجه به حساسیت و اهمیت ورزش قهرمانی در فدراسیون‌های ورزشی، برنامه‌ریزی برای این بعد بسیار حائز اهمیت بوده و فدراسیون وزنه‎برداری نیز باید نظارت دقیقی بر اجرای برنامه‌های تدوین شده وزنه‎برداری بانوان داشته باشد، زیرا تا وضعیت موجود بررسی نشود، امکان حرکت به‎سوی وضعیت مطلوب ممکن نخواهد بود. لذا، محقق در پژوهش حاضر به‎دنبال این است تا لیستی جامع از موانع توسعه وزنه‎برداری بانوان در ایران را ارائه دهد. نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در دو بخش نظری و عملی کاربردهای حائز اهمیتی برای جامعه ورزش کشور داشته باشد. در بخش نظری پژوهش حاضر بینش جدیدی در زمینه رشته وزنه‎برداری بانوان فراهم می‌کند. همچنین، به توسعه دانش و بدنه علمی ‎این زمینه کمک کرده و مبانی نظری و ادبیات این حوزه را تقویت می‎کند. در بخش عملی نیز نتایج پژوهش با ارائه درک و دیدگاه جامعی از موانع و چالش‎های پیش‌روی رشته وزنه‎برداری بانوان، مدیران و مسئولان مربوطه می‌توانند در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای نیل به اهداف سازمان خود، مورد استفاده قرار دهند.

 

روش‎شناسی

با توجه به اینکه پژوهش جامعی در زمینه موانع توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان در ایران یافت نگردید، روش تحقیق کیفی برای این مطالعه مناسب تشخیص داده شد. در نتیجه، پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و بر مبنای جستجوی داده­ها، دارای ماهیت آمیخته و از نوع طرح متوالی اکتشافی (کیفی- کمی) است. مشارکت‌کنندگان بخش کیفی در این پژوهش را بازیگران خبره این رشته از جمله مسئولین فدراسیون، مسئولین هیأت‎های استانی، مربیان، داوران و ورزشکاران زن وزنه‎بردار بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه‌ها نیمه ‎ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. این امر با مشارکت 14 نفر محقق شد. با توجه به فاصله مکانی زیاد با مشارکت‎کنندگان، مصاحبه‌ها به‌صورت تماس تصویری آنلاین و از طریق واتساپ صورت گرفت. به‎جهت غلبه بر محدودیت واتساپ در ذخیره تماس تصویری مصاحبه‎ها، صدای مشارکتکنندگان ضبط گردید تا در ادامه روند تحلیل مصاحبه‎ها در دسترس محققان باشد. این رویکرد مصاحبه با بروجردی و همکاران (2024) و پژوهش محمودیان و همکاران (1402) همراستا است. هر مصاحبه حدود یک ساعت به‌طول انجامید (50 تا 70 دقیقه). قبل از انجام هر مصاحبه، مصاحبه‎های قبلی تحلیل شده و مبنای مصاحبه جدید قرار می­گرفتند. مصاحبه‌های طولانی، به مصاحبه‌کننده اجازه می‌دهد تا جهان را از نقطه نظر شخص دیگری تجربه کند (مک کراکن[12]، 1988).

در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون و از نرم‌افزار atlas it برای تحلیل مصاحبه‎ها و داده‎های جمع‎آوری شده استفاده شد. از میان انواع روش‌های تحقیق کیفی، روش تحلیل مضمون برای دستیابی به اهداف پژوهش، مناسب تشخیص داده شد. در این پژوهش برای شناخت مضامین از رویکرد استقرایی بهره گرفته شده و از فرایند تحلیل شش مرحله‌ای که توسط براون و کلارک[13] (2006) ارائه‌شده، استفاده گردید. ابتدا داده‌ها با استفاده از دستورالعمل راسمن و رالیس[14] (2012) به‌صورت دستی کدگذاری شده و سپس کدها برای اهداف سازمانی، در نرم‌افزار تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی atlas it ثبت شدند. برای اطمینان از اعتمادپذیری و انتقال‌پذیری (روایی)، ابتدا شرایطی را فراهم شد که پژوهش مشارکتی باشد، یعنی به‌طور همزمان از برخی مشارکت‌کنندگان در تحلیل و تفسیر داده‌ها کمک گرفته شد. سپس برای تطبیق توسط اعضا، دو نفر از افراد خبره مرحله نخست، فرآیند تحلیل و مقوله‎های به‌دست آمده را بازبینی کردند. در ادامه برای اتکاپذیری (پایایی) پژوهش، ۳ اقدام اساسی صورت گرفت. اول، کدگذاری مجدد توسط محقق، پس از یک هفته از کدگذاری هر مصاحبه، محقق مجدداً جهت کدگذاری داده‎ها اقدام نمود. پایایی باز آزمون این تحقیق برابر 89 درصد به‌دست آمد. با توجه به اینکه میزان پایایی بیشتر از ۶۰ % بوده (استملر[15]، 2004)، بنابراین قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تأیید است (جدول 1). دوم، برای تحلیل داده‎ها از نرم‎افزار atlas it استفاده شد. کرسول[16] (2014) یکی از راه‎های رسیدن به پایایی در پژوهش کیفی را استفاده از نرم‎افزارهای تحلیل داده‎های کیفی می‎داند. در نهایت برای کسب اطمینان بیشتر برای تعیین پایایی، از فرمول اسکات[17] استفاده گردید. بدین منظور ۱۰ درصد از مصاحبه‌ها به‌همراه تعاریف عملیاتی، برای کدگذاری به پژوهشگر دیگر داده شد. کدگذاری مقوله‎ها و زیر مقوله‎ها و نیز شاخص‌ها، برابر دستورالعمل صورت گرفت (کرسول، 2014). درصد توافق میان دو کدگذار از طریق ضریب پایایی کاپا محاسبه گردید. از آنجایی‌که میزان ضریب پایایی کاپا 79 درصد به‎دست آمد، این عدد نشان‎دهنده اتکاپذیری بسیار بالای پژوهش است. زیرا، در صورتی‌که ضریب توافق بین آنان بیش از ۷۰ درصد باشد، می‎توان ابراز کرد بین کدگذاران توافق وجود دارد (خواستار، 1388).

 

جدول 1. محاسبه پایایی بازآزمون مصاحبه‎ها

ردیف

کد مصاحبه شونده

تعداد کل کدها

تعداد کدهای موافق

تعداد کدهای ناموفق

پایایی بازآزمون

1

مصاحبه 3

40

17

5

85/0

2

مصاحبه 7

34

16

3

94/0

3

مصاحبه 13

45

20

5

88/0

مجموع

119

53

13

89/0

 

همچنین در بخش کمی از 14 مشارکت‎کننده بخش کیفی، 8 نفر برای پاسخگویی به پرسشنامه و وزن‎دهی متغیرهای بخش کمی و تأثیر و تأثرات سازه‎های مرتبط از روش و نرم‏افزار تحلیل روابط علی- معلولی (DEMATEL) که یک روش تصمیم‎گیری چند شاخصه است، همکاری کردند. براساس سی[18] و همکاران (2018) که معتقد هستند تعداد 5 الی 15 نفر نمونه برای روش دیمتل مناسب هستند، تعداد 8 نفر مشارکت‏کننده در بخش کمی مورد مطلوب است. تکنیک دیمتل به ساختاردهی سیستماتیک عوامل پیچیده با استفاده از تئوری گراف‎ها، اثرگذاری و اثرپذیری متقابل عناصر در قالب گروه‎های علت و معلولی می‎پردازد و شدت اثر و چیدمان ارتباطی آنها را به‎صورت امتیاز عددی و در قالب تحلیل میکمک[19] معین می‎کند. به این ترتیب تصمیم‎گیرنده را در شرایط مناسبتری برای درک روابط قرار می‎دهد. ابزار بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته (از مضمون‎های به‎دست آمده در بخش کیفی) بوده و در میان مشارکت‎کنندگان بخش کمی توزیع شده و از آنان خواسته شد تا میزان تأثیر هر عامل بر عامل دیگر را به‌صورت زوجی و با طیف 5 گزینه‎ای؛ بدون تأثیر عدد (0)، تأثیر خیلی کم عدد (1)، تأثیر کم عدد (2)، تأثیر زیاد عدد (3) و تأثیر خیلی زیاد عدد (4) مقایسه کنند. در واقع به‎دلیل اینکه مؤلفه‎های مورد بررسی، وابستگی درونی و تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر دارند، تکنیک دیمتل می‎تواند از بهترین ابزارها برای سنجش این روابط باشد. این تکنیک که یکی از انواع روش‎های تصمیم‎گیری براساس مقایسه‎های زوجی است، با بهره‎مندی از قضاوت خبرگان در استخراج مؤلفه‎های یک سیستم و ساختاردهی نظام‎مند به آنها با به‎کارگیری اصول نظریه گراف‎ها، ساختاری سلسله مراتبی از مؤلفه‎های موجود در سیستم همراه با روابط تأثیر و تأثر متقابل ارائه می‎دهد، به‎گونه‎ای که شدت اثر روابط مذکور را به‎صورت امتیاز عددی معین می‎کند (فونتلا و گابوس[20]، 1974). تکنیک دیمتل روشی جامع برای ساخت و تجزیه و تحلیل مدل ساختاری، شامل روابط علت و معلولی بین مؤلفه‎های پیچیده است (جنگ و زنگ[21]، 2012). یکی از امتیازات دیمتل نسبت به سایر روش‎های تصمیم‎گیری بر پایه مقایسه‎های زوجی، پذیرش بازخورد روابط است؛ یعنی در ساختار سلسه مراتبی حاصل، هر عنصر می‎تواند بر سایر عناصر هم‎سطح، سطح بالاتر یا سطح پایین‎تر از خود تأثیر بگذارد و متقابلاً از تک‎تک آنها تأثیر بپذیرد. به بیان دیگر عناصر موجود در سیستم می‎توانند مستقل از یکدیگر نباشند. اهمیت و وزن هر مؤلفه در سیستم نیز در نهایت نه‏تنها توسط مؤلفه‎های بالادست یا منحصراً مؤلفه‎های پایین دست، بلکه توسط تمامی مؤلفه‎های موجود در سیستم تعیین می‎شود (آقاابراهیمی و همکاران، 1387).

 

یافته‎ها

تعداد 14 مصاحبه با خبرگان رشته وزنه‏برداری بانوان انجام گرفت. جدول 2، لیست مشارکت‎کنندگان بخش کیفی و برخی از ویژگی‌های جمعیت‌شناختی آنان را نشان می‌دهد. همانطور که پیداست از میان 31 استان کشور، مشارکت‏کنندگان از 10 استان براساس فعالیت حرفه‎ای در رشته وزنه‏برداری بانوان انتخاب شدند، تا از مشارکت‏کنندگان از تجربه زیسته مناسب برخوردار بوده و مطلوب‏ترین داده‏ها جمع‎آوری شوند.

 

جدول 2. توصیف ویژگیهای جمعیتشناختی مشارکت‎کنندگان بخش کیفی

مشارکت‏کننده

سمت

جنسیت

سن

استان

تحصیلات

1P

دبیر فدراسیون

مرد

51

تهران

دکتری

2P

رئیس هیأت

مرد

39

کردستان

ارشد

3P

پیشکسوت

مرد

44

اصفهان

کارشناسی

4P

رئیس هیأت

مرد

48

مازندران

کارشناسی

5P

مربی تیم ملی

زن

35

کردستان

دکتری

6P

مربی تیم ملی

زن

29

قزوین

کارشناسی

7P

ورزشکار

زن

22

کرمان

کارشناسی

8P

داور

زن

32

کرمانشاه

ارشد

9P

مربی استان

زن

33

همدان

دکتری

10P

ورزشکار

زن

24

لرستان

کارشناسی

11P

دبیر هیأت

مرد

50

کردستان

ارشد

12P

ورزشکار

زن

25

کرمانشاه

کارشناسی

13P

داور

زن

31

فارس

کارشناسی

14P

پیشکسوت

زن

42

تهران

ارشد

 

همچنین، جدول شماره 3 ویژگی‎های جمیعت‌شناختی مشارکت‎کنندگان بخش کمی پژوهش را نشان می‏دهد.

 

جدول 3. وضعیت جمعیت‌شناختی نمونه بخش کمی

مشارکت‏کننده

سمت

جنسیت

سن

استان

تحصیلات

1P

دبیر فدراسیون

مرد

51

تهران

دکتری

2P

رئیس هیأت

مرد

39

کردستان

ارشد

3P

کارشناس

مرد

44

اصفهان

کارشناسی

4P

رئیس هیأت

مرد

48

مازندران

کارشناسی

5P

مربی تیم ملی

زن

35

کردستان

دکتری

6P

مربی تیم ملی

زن

29

قزوین

کارشناسی

7P

ورزشکار

زن

22

کرمان

کارشناسی

8P

داور

زن

32

کرمانشاه

ارشد

 

از آنجایی‎که فرایند پژوهش کیفی ماهیتی غیرخطی دارد، فرآیند کدگذاری‌ بارها و بارها تکرار شد تا کدهای استخراجی به‌صورت مفاهیم، مضمون فرعی و مضمون اصلی (محمودیان و همکاران، 1401) به شرح جدول 4 به‌دست آمدند. نتایج به‎دست آمده از بخش کیفی نشان داد موانع شناسایی شده شامل 57 مفهوم اولیه که در 19 مضمون فرعی دسته‎بندی شده و در نهایت هفت مضمون اصلی را تشکیل می‏دهند.

 

جدول 4. کدگذاری موانع توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان در ایران

مضامین اصلی

مضامین فرعی

مفاهیم

ضعف مدیریت توسعه

ضعف مدیریت در سطح ملی

1.        عدم کارآمدی فدراسیون در توسعه وزنه‌برداری بانوان به‎دلیل نگاه سطحی به آن

2.        عدم در اولویت­ قرار دادن رشته وزنه­برداری بانوان در سطح کلان ورزش کشور

3.        استفاده از روش­های تقلیدی و سنتی در مدیریت وزنه­برداری

ضعف مدیریت در سطح استان

4.        ضعف مدیریت در سطوح هیأت‎‌ها

5.        کمبود مربی با تجربه در برخی از استان‌ها

6.        غیرفعال بودن و عدم کارایی هیأت‎های برخی از استان‎های کشور

ضعف منابع توسعه

ضعف منایع مالی و حمایتی

7.        مشکلات مالی زنان وزنه‎بردار برای تأمین و فعالیت

8.        عدم برخورداری تیم‌های ورزشی وزنه‎برداری بانوان از اسپانسر و حمایت مالی بخش خصوصی

9.        محدودیت حمایت مالی به‏دلیل وابستگی فدراسیون و هیأت‌های وزنه‌برداری به بودجه‌ دولتی

10.     هزینه بالای فعالیت حرفه‎ای در رشته وزنه‎برداری برای بانوان

ضعف امکانات و تجهیزات

11.     کمبود امکانات سخت‌افزاری مخصوص وزنه‌برداری بانوان در سطح شهرها و شهرستان‎ها

12.     کمبود سالن‌های وزنه‌برداری مجهز در سطح کشور

13.     عدم توزیع مناسب امکانات وزنه‏برداری در میان استان‏ها و شهرستان‎ها

موانع مشارکت توسعه

کمبود استعدادها و ورزشکاران

14.     ضعف استعدادیابی و عدم وجود برنامه‌های بلندمدت برای پرورش بانوان مستعد وزنه‏بردار

15.     بی‌توجهی به استعدادهای موجود وزنه‌برداری بانوان در مناطق محروم

16.     ضعف مالی خانواده­های بانوان مستعد وزنه­بردار

کمبود مربیان و داوران

17.     نبود پشتوانه سازمانی و امنیت شغلی مربیان و داوران وزنه‌برداری بانوان

18.     عدم بهره‌گیری از مربیان با دانش خارجی برای در وزنه‎برداری بانوان

19.     ضعف آموزش و توانمندسازی مربیان و داوران وزنه‌بردار زن

کمبود علاقمندان و فراگیران

20.     ضعف پایگاه طرفداری برای تیم­های وزنه­برداری بانوان در مسابقات سطح کشور

21.     ضعف جذب هواداران و مخاطب مجازی مناسب برای رشته وزنه‎برداری در فضای مجازی

22.     گرایش پایین جوانان به‎ویژه دختران به رشته وزنه­برداری در کشور

کمبود متخصصان و فعالان ورزش

23.     عدم استفاده از متخصصان و پیشکسوتان رشته وزنه‌برداری در امور مدیریتی و اجرایی

24.     ضعف توانایی در تربیت افراد متخصص رشته وزنه‌برداری بانوان

25.     عدم گرایش به رشته وزنه برداری در متخصصان و نوآوران ورزشی کشور

کمبود مدیران و کارشناسان

26.     عدم گزینش مدیران بر اساس نظام شایسته‌سالاری در رشته وزنه‌برداری

27.     ناهمسویی عملکرد‏ کوتاه و بلندمدت مدیران وزنه‎برداری بانوان در سطح کشور

28.     عدم استفاده از مسئولین مدیریتی مرتبط با رشته

ضعف فرآیندهای پشتیبان توسعه

ضعف دانش و فناوری

29.     ضعف علمی و فنی وزنه­برداری زنان و عدم بهره­گیری از متخصصان

30.     عدم بکارگیری دانش بین­المللی و روز جهان در رشته وزنه‎برداری در کشور

31.     کمبود دانش بومی و تحقیقات در زمینه وزنه‏برداری در کشور

ضعف آموزش و توانمندسازی

32.     عدم بهره‌گیری از روش‎های آموزشی وزنه‌برداری روز دنیا

33.     ضعف برنامه‌های آموزشی مدون برای مربیان

34.     عدم رعایت یادگیری اصول پایه در آموزش‌های مربیان

ضعف بازاریابی و ارتباطات

35.     ضعف مدیریت بازاریابی باشگاه‌ها و عدم ارتباط موثر با حامیان مالی

36.     عدم امکان نمایش وزنه‎برداری بانوان در فضاهای عمومی و اجتماعی

37.     عدم ایجاد تصویری مثبت از رشته وزنه‎برداری بانوان در میان احاد جامعه

موانع حوزه‌های توسعه

ضعف وزنه‎برداری پایه و آماتوری

38.     عدم وجود مراکز فعال در استعدادیابی وزنه‌برداری به‎ویژه برای بانوان

39.     عدم تأسیس لیگ در رده سنی‌های مختلف در سطح ملی و استان‌ها

40.     عدم وجود پایگاه‌های پرورش بانوان مستعد وزنه‌برداری در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها

ضعف وزنه‎برداری قهرمانی و حرفه‎ای

41.     عدم توجه به همگانی‌سازی ورزش وزنه‌برداری و تمرکز بر ورزش قهرمانی در استان‌ها

42.     محدود بودن تعداد باشگاه‌های حرفه‌ای وزنه‌برداری در سطح کشور

43.     محدودیت­های حضور زنان وزنه­بردار در مسابقات بین­المللی

ضعف حمایت توسعه

ضعف حمایت ورزش زنان

44.     عدم جذب و حمایت هوادران ورزشی زن برای وزنه­برداری بانوان

45.     فقدان بستر مناسب در فدراسیون­، هیأت­ها و باشگاه برای جذب حمایت از وزنه­برداری بانوان

46.     عدم حمایت لازم از طرف شخصیت­های ورزشی زن برای وزنه­برداری بانون

ضعف حمایت وزنه‎برداری مردان

47.     عدم تمایل باشگاه­های وزنه­برداری مردان به تیم­داری در لیگ وزنه­برداری زنان

48.     عدم حمایت مناسب مربیان و داوران وزنه­برداری مردان از وزنه­برداری زنان

49.     ضعف حمایت ورزشکاران مرد وزنه­بردار از بخش بانوان این رشته

موانع محیط توسعه

چالش‎های محیط اجتماعی

50.     نگرانی دختران از نگرش منفی جامعه نسبت به این رشته

51.     عدم پوشش رسانه‌ای مسابقات بانوان وزنه‎بردار کشورهای خارجی

52.     عدم فرهنگ‌سازی اجتماعی رشته وزنه‌برداری بانوان در جامعه

چالش‎های محیط ورزشی

53.     نبود توجه مطلوب سالن‌های ورزشی و مربیان به توسعه وزنه‌برداری در سطح کلان

54.     چالش­های ورزشی این رشته برای زنان و اختلاف­ مربوط به تناسب این رشته با فیزیولوژیک زنان

چالش‎های محیط بین‌المللی

55.     عدم حمایت­های فدراسیون بین­المللی وزنه­برداری از بانوان وزنه‏بردار در کشورهایی مانند ایران

56.     عدم رشد تجاری و رسانه­ای وزنه­برداری زنان در سطح بین­المللی

57.     ضعف­های برنامه­ای برای توسعه وزنه­برداری زنان در کشورهای کمتر توسعه یافته

 

در بخش کمی، بعد از شناسایی مضامین اصلی و فرعی، گام اول روش دیمتل که همان مشخص نمودن عوامل تشکیل‏دهنده مورد بررسی است، انجام گرفت. در گام دوم، ماتریستباط مستقیم مضامین براساس میانگین نظرات خبرگان تشکیل گردید. سپس، در گام سوم، جهت نرمال کردن داده‎ها، تمامی درایه‎های ماتریس در معکوس حاصل جمع بزرگترین مقدار ستونی ضرب شد. همچنین، در گام چهارم، محاسبه ماتریس ارتباط کامل به‎صورت مجموع دنباله نامحدود از آثار مستقیم و غیرمستقیم عناصر بر یکدیگر به‎صورت یک تصاعد هندسی، بر اساس قوانین موجود از گراف‎ها محاسبه گردید. در نهایت، جهت تعیین نقشه روابط شبکه باید ارزش آستانه محاسبه شود. با این روش می‎توان از روابط جزئی صرف‎نظر کرده و شبکه روابط قابل اعتنا را ترسیم کرد. تنها روابطی‎که مقادیر آنها در ماتریس روابط کل از مقدار آستانه بزرگتر باشد در دیاگرام نمایش داده خواهند شد. بعد از اینکه شدت آستانه تعیین شد، تمامی مقادیر ماتریس روابط کل که کوچکتر از آستانه باشد، صفر شده یعنی آن رابطه علّی در نظر گرفته نمی‎شود. لذا با این تفاسیر در این پژوهش بنا به نظر محقق به‎دلیل حذف تعدادی از روابط کم اهمیت شدت آستانه برابر با 181/0 است و تمامی مقادیر کمتر از این مقدار بی اهمیت بوده و در دیاگرام نمایش داده نخواهند شد؛ بنابراین الگوی روابط معنادار به‎صورت زیر است.

 

جدول 4. خروجی نهایی بر اساس دیتا بار برای موانع اصلی توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان

مضامین اصلی

R

D

D+R

D-R

ضعف منابع توسعه

215/1

149/2

363/3

934/0

ضعف مدیریت توسعه

211/1

731/1

943/2

520/0

موانع مشارکت توسعه

014/1

703/1

717/2

688/0

موانع حوزه‌های توسعه

203/1

388/1

591/2

185/0

چالش‎های محیط توسعه

419/1

027/1

446/2

393/0-

ضعف حمایت توسعه

503/1

560/1

063/2

943/0-

ضعف فرآیندهای پشتیبان توسعه

299/1

306/1

605/1

992/0-

 

باتوجه ‌به جدول فوق هر عامل از چهار جنبه بررسی می‌شود: بردار افقی (D + R) میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عامل مورد نظر در سیستم را نشان می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر هرچه مقدار D + R عاملی بیشتر باشد، آن عامل تعامل بیشتری با سایر عوامل سیستم دارد. در این تحقیق موانع منابع توسعه از بیشترین تأثیرگذاری برخوردار است و موانع مدیریت توسعه و مشارکت توسعه در درجات بعدی تأثیرگذاری قرار دارند. بردار عمودی (D - R) قدرت تأثیرگذاری هر عامل را نشان می‌دهد. به‌طور کلی اگر D - R مثبت باشد، متغیر یک متغیر علی محسوب می‌شود و اگر منفی باشد، معلول محسوب می‌شود. در این تحقیق موانع و ضعف منابع، مدیریت و مشارکت علی بوده و موانع و ضعف محیط، حوزه‎های توسعه، حمایت و فرایندهای پشتیبان معلول به‌حساب می‌آیند. در نهایت، شکل زیر نیز الگوی روابط معنی‌دار را نشان می‌دهد. این الگو در قالب یک نمودار هست که در آن محور طولی مقادیر D + R و محور عرضی بر اساس D - R است. موقعیت و روابط هر عامل با نقطه‌ای به مختصات (D + R, D - R) در دستگاه معین می‌شود.

 

شکل 1. نمودارالگوی روابط موانع توسعه وزنه بردازی زنان

 

برای محاسبه ماتریس روابط داخلی باید ارزش آستانه محاسبه شود. با این روش می‌توان از روابط جزئی صرف‌نظر کرده و شبکه روابط قابل اعتنا یا و همان نقشه شبکه روابط (NRM)را ترسیم کرد. تنها روابطی‎که مقادیر آنها در ماتریس T از مقدار آستانه بزرگتر باشد در NRM نمایش داده خواهد شد. برای محاسبه مقدار آستانه روابط کافی است تا میانگین مقادیر ماتریس T محاسبه شود. بعد از آنکه شدت آستانه تعیین گردید، تمامی مقادیر ماتریس T که کوچکتر از آستانه باشد صفر شده یعنی آن رابطه علی در نظر گرفته نمی‌شود. مقدار آستانه در این تحقیق برابر  181/0 است. تمامی مقادیر ماتریس T که کوچکتر از  181/0 باشد صفر شده یعنی آن رابطه علی در نظر گرفته نمی‌شود.

در نهایت، جدول 5 تحلیل سلسله مراتبی مرتبط با مضامین اصلی و فرعی موانع توسعه وزنه برداری بانوان در ایران را نشان می‏دهد. جهت اولویت‏بندی موانع شناسایی شده، محاسبه مجموع سطرها و ستون‌های ماتریس ضروری است. مجموع سطرها (D) و ستون‌ها (R) با توجه به فرمول‌های زیر محاسبه می‏شود.

 

 

سپس با توجه به D و R، مقادیر D+R و D-R محاسبه شده که به‎ترتیب نشان‎دهنده میزان تعامل و قدرت تأثیرگذاری عوامل هستند.

 

جدول 5. تحلیل روابط و تحلیل سلسله مراتبی مضامین اصلی و فرعی موانع توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان در ایران

مضمون اصلی

تحلیل روابط

وزن

مضمون فرعی

وزن

اولویت

ضعف مدیریت توسعه

عنصر تأثیرگذار

52/0

ضعف مدیریت سطح ملی

85/0

1

ضعف مدیریت سطح استانی

15/0

2

ضعف منابع توسعه

عنصر تأثیرگذار

93/0

ضعف منایع مالی و حمایتی

80/0

1

ضعف امکانات و تجهیزات

20/0

2

موانع مشارکت توسعه

عنصر تأثیرگذار

68/0

کمبود استعدادها و ورزشکاران

15/0

3

کمبود مربیان و داوران

44/0

1

کمبود علاقمندان و فراگیران

24/0

2

کمبود متخصصان و فعالان ورزش

11/0

4

کمبود مدیران و کارشناسان

06/0

5

ضعف حوزه‌های توسعه

عنصر تأثیرگذار

18/0

ضعف وزنه‎برداری پایه و آماتوری

76/0

1

ضعف وزنه‎برداری قهرمانی و حرفه‎ای

24/0

2

ضعف فرآیندهای پشتیبان توسعه

عنصر تأثیرپذیر

99/0-

ضعف دانش و فناوری

10/0

3

ضعف آموزش و توانمندسازی

67/0

1

ضعف بازاریابی و ارتباطات

23/0

2

ضعف حمایت توسعه

عنصر تأثیرپذیر

94/0-

ضعف حمایت ورزش زنان

79/0

1

ضعف حمایت وزنه‎برداری مردان

21/0

2

چالش‎های محیط توسعه

عنصر تأثیرپذیر

39/0-

چالش‎های محیط اجتماعی- فرهنگی

61/0

1

چالش‎های محیط ورزشی

21/0

2

چالش‏های محیط بین‌المللی

18/0

3

 

الگوی روابط معنی‎دار در قالب نمودار مختصات دکارتی (شکل 3) یافته‎ها به‎صورت شکل زیر است. همانطور که نمودار مختصات دکارتی یافته‎ها نشان می‏دهد چهار مانع ضعف در زمینه‎های منابع توسعه، مدیریت توسعه، مشارکت توسعه و حوزه‎های توسعه بالاتر از صفر بوده و در نتیجه عوامل علی به‌شمار می‎روند و سه مانع ضعف در زمینه‎های محیط توسعه، حمایت توسعه و فرایندهای پشتیبان توسعه زیر صفر بوده و به‎عنوان عوامل معلول به‌حساب می‌آیند.

 

شکل 2. نمودار مختصات دکارتی موانع توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان در ایران

 

بحث و نتیجه‎گیری

پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی موانع توسعه وزنه برداری بانوان در ایران انجام شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد موانع توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان در هفت مضمون و 19 مضمون فرعی به‎ترتیب اولویت؛ ضعف منابع توسعه (ضعف منابع مالی و حمایتی و ضعف امکانات و تجهیزات)، موانع مشارکت توسعه (کمبود مربیان و داوران، کمبود علاقمندان و فراگیران، کمبود استعدادها و ورزشکاران، کمبود متخصصان و فعالان ورزش و کمبود مدیران و کارشناسان)، موانع مدیریت توسعه (موانع سطح ملی و موانع سطح استانی)، ضعف فرآیندهای پشتیبان توسعه (ضعف آموزش و توانمندسازی و ضعف بازاریابی و ارتباطات، ضعف دانش و فناوری)، ضعف حوزه‌های توسعه (ضعف وزنه‎برداری پایه و آماتوری و ضعف وزنه‎برداری قهرمانی و حرفه‎ای)، ضعف حمایت توسعه (ضعف حمایت ورزش زنان و ضعف حمایت وزنه‎برداری مردان) و چالش‎های محیط توسعه (چالش‎های محیط اجتماعی- فرهنگی، چالش‎های محیط ورزشی و چالش‎های محیط بین‌المللی) دسته‏بندی و در ادامه تحلیل خواهند شده‏اند.

ضعف منابع توسعه، نتایج به‎دست آمده براساس تجزیه و تحلیل کیفی و کمی نشان داد «ضعف منابع توسعه» مهمترین موانع توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران بوده که دو مضمون فرعی «ضعف منابع مالی و حمایتی» و «ضعف امکانات و تجهیزات» را دربر می‏گیرد. منابع مالی و حمیاتی، جزء لاینفک ورزش و عامل بسیار مهمی در بحث توسعه‌ آن هستند (مرادی و همکاران، 1403). شرکت‌کنندگان معتقد بودند چالش و مانع مالی و حمایتی مهمترین چالش در روند توسعه وزنه‏برداری بانوان است. این یافته‌ها با نتایج تحقیقات مرادی و همکاران (1403)، قهرمان‌تبریزی (1396)، طالقانی و همکاران (1403)، رضوی و همکاران (1391)، کشاورز و همکاران (1393) و در نهایت، حیدرزاده (1401)، مبنی بر اینکه عدم منابع مالی، از موانع توسعه یافتگی رشته‎های ورزشی در ایران هستند، همراستا است. این مانع خود دربردازنده چالش‎هایی از قبیل، عدم جذب اسپانسر در رده‌های مختلف، عدم تشویق مالی از وزنه‌برداری بانوان، عدم تمکین مالی مناسب بانوان وزنه‎بردار، عدم فعالیت بخش خصوصی، عدم توانایی حفظ اسپانسر، عدم وجود تسهیلات بانکی برای باشگاه‌داران، عدم تخصیص بودجه کافی از طرف اداره ورزش و جوانان، وابستگی فدراسیون و هیِأت‌های وزنه‌برداری به بودجه‌ دولتی، عدم تدوین برنامه مالی مناسب برای توسعه وزنه‌برداری بانوان، ضعف در اعزام رده‌های سنی به مسابقات، عدم حمایت از تأسیس کانون‌های استعدادیابی و غیره همراه بود. در این راستا پیشنهاد می‌شود راهکارهایی مانند جذب اسپانسرهای بزرگ، یکسان‌سازی میزان دریافتی در رشته وزنه‏برداری نسبت به سایر رشته‌ها و همکاری با رسانه‌ها در جهت تبلیغات اسپانسرها به‏منظور جلب رضایت آنها و رایزنی با بانک‌ها و موسسات مالی جهت اعطای تسهیلات به باشگاه‌ها توسط وزارت ورزش مدنظر قرار گیرند.

همچنین، در رابطه با مضمون فرعی «ضعف امکانات و تجهیزات»، مشارکت‏کنندگان معتقد بودند کمبود منابع تجهیزاتی و امکاناتی یکی از مهمترین چالش و مانع موجود در مسیر توسعه یافتگی رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران هستند. این یافته با نتایج پژوهش‌های مرادی و همکاران (1403)، طالقانی و همکاران (1403)، حیدرزاده (1401) و الهی و همکاران (1389) مبنی بر تاثیر ضعف دسترسی به امکانات و تجهیزات بر عدم توسعه یافتگی رشته‌های ورزشی، همراستا است. این مانع نیز خود دربردارنده مفاهیمی مانند، کمبود امکانات سخت‌افزاری مخصوص وزنه‌برداری بانوان، عدم بهره‌مندی بهینه از اماکن و فضاهای ورزشی موجود، کمبود سالن‌های وزنه‌برداری مجهز، عدم توزیع عادلانه امکانات وزنه‏برداری بانوان در استان‎ها، عدم تجهیز و بهره‎گیری از اماکن ورزشی جهت ترویج این رشته و عدم دسترسی به تجهیزات به‎روز رشته وزنه‎برداری است. لذا، راهکارهایی مانند توزیع مناسب و یکسان امکانات در سطح کشور، شناسایی مکان‌های فاقد امکانات و پیگیری رفع آنها، ایجاد بستر مناسب جهت تأسیس تولیدی‌های لوازم وزنه‎برداری برای رفع این مانع می‏تواند مفید واقع شوند. 

موانع مشارکت توسعه، براساس تحلیل مصاحبه‎ها، مشارکت‌کنندگان معتقد بودند ضعف مشارکت افراد و تأمین نیروی انسانی یکی از مهمترین موانع موجود در روند و بستر توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران هستند. این یافته با نتایج تحقیق نوروزی سیدحسینی و همکاران (1397)، مرادی و همکاران (1403) و حیدرزاده (1401) مبنی بر اینکه توسعه قابلیت‌های منابع انسانی منجر به توسعه ورزش می‌شود. این مضمون خود شامل مضامین فرعی «کمبود تعداد استعدادها و ورزشکاران»، «کمود مربیان و داوران»، «کمبود علاقمندان و فراگیران»، «کمبود متخصصان و فعالان ورزش» و «کمبود مدیران و کارشناسان» است. در رابطه با چالش «کمبود استعدادها و ورزشکاران»، مشارکت‌کنندکان در پژوهش معتقد بودند، رشته وزنه برداری بانوان با چالش‌هایی همانند؛ عدم کارایی کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری، عدم وجود برنامه‌ای بلندمدت برای بهره‌گیری از استعدادهای کشف‌شده، بی‌توجهی به استعدادهای موجود در مناطق محروم، عدم فعالیت آموزش و پرورش در امر استعدادیابی وزنه‌برداری بانوان، عدم وجود پایگاه‌های استعدادیابی وزنه‌برداری بانوان در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها همراه است. بنابراین، تشکیل کارگروهی خبره اعم از مربیان، بازیکنان، روان‌شناسان، پزشک‌ها و پرداختن هدفمند و بلندمدت به امر استعدادیابی، تشکیل پایگاه‌های استعدادیابی در سطح شهرستان‌ها، موظف‌سازی تیم‌های لیگ برتری به تشکیل پایگاه‌های استعدادیابی، اعزام تیم‌های استعدادیابی در مناطق محروم، استعدادیابی در مدارس با همکاری با آموزش و پرورش و غیره می‏تواند تا حدودی موانع این بخش را مرتفع سازند.

در رابطه با چالش «کمبود داوران و مربیان»، به عقیده مشارکت‎کنندگان در پژوهش، مواردی همانند، نبود امنیت شغلی مربیان و داوران رشته وزنه‌برداری به‎ویژه بانوان، عدم بهره‌گیری از مربیان با دانش خارجی، عدم وجود نظام آموزشی یکپارچه در بین مربیان وزنه‌برداری، ناکارآمدی دوره‌های مربیگری و داوری و ارتقاء آنان در وزنه‌برداری بانوان، عدم به‌روزرسانی اطلاعات و دانش مربیگری و داوری توسط مربیان و داوران و عدم اعزام مربیان و داوران به دوره‎ها و سمینارهای خارج از کشور چالش‏های منابع مشارکت در زمینه مربیان و داوران هستند. برای رفع این چالش پیشنهاداتی مانند به‌کارگیری مربیان و کادر فنی خارجی و یا داخلی متخصص، تشکیل چارتی مدیریتی و فنی جهت حضور افراد موردنیاز یک تیم وزنه برداری در سطح حرفه‌ای (سرمربی، مربی، روانشناس، پزشک، ماساژور،..) و غیره ارائه می‎شود. همچنین، در رابطه با چالش «کمبود علاقمندان و فراگیران»، خبرگان در این زمینه معتقدند چالش‎هایی مانند هزینه بالای فعالیت حرفه‎ای در رشته وزنه‎برداری برای بانوان، ترس از آسیب‎دیدگی زیاد و شدید و عدم دسترسی آسان به مربیان و باشگاه‏های وزنه‏برداری سبب شده تا تعداد علاقمندان و فراگیران این رشته کم باشد. لذا، برای رفع این موانع راهکایی از جمله؛ اعطای پاداش و تسهیلات به قهرمانان و ورزشکاران مستعد، اعمال تدابیر در جهت امکان حمایت مالی ورزشکاران این رشته، شناسایی ورزشکاران مستعد و حمایت همه‌جانبه از آنان، افزایش مبلغ و سقف قراردادها و غیره برای مدیران و سازمان‎های مربوطه ارائه می‌گردد.

علاوه بر این، در رابطه با چالش «کمبود متخصصان و فعالان»، تحلیل مصاحبه‏ها نشان داد مشارکت‏کنندگان معتقدند به‎دلیل جدید بودن رشته وزنه برداری بانوان در ایران، تاکنون این رشته از متخصصان و فعالان با دانش بی‏نصیب بوده و تعداد افراد متخصص این رشته ورزشی در داخل کشور زیاد نیستند. برای مثال آنان به چالش‎هایی مانند عدم استفاده از متخصصان و پیشکسوتان رشته وزنه‌برداری در امور مدیریتی و اجرایی، عدم بهره‌گیری از متخصصین علمی ورزشی در بخش تغذیه و بدنسازی بانوان وزنه‌بردار و غیره اشاره داشتند. این یافته با پژوهش مرادی و همکاران (1403) مبنی بر اینکه یکی از دلایل عدم توسعه رشته‎های ورزشی در ایران عدم حضور متخصصان و پیشکسوتان آن رشته در راس امور و مدیریت سازمان‎های آن رشته ورزشی بوده، همخوان است. لذا، وزارت ورزش و جوانان و فدراسیون وزنه برداری می‏بایست با اصلاح اساسنامه هیأت‎ها و باشگاه‎ها زمینه ورود متخصصان و فعالان و پیشکسوتان رشته وزنه‎برداری را به زمینه وزنه‎برداری بانوان تسهیل نماید تا بستر توسعه این رشته میسر گردد. در نهایت، در رابطه با چالش «کمبود مدیران و کارشناسان»، مشارکت‌کنندکان در پژوهش معتقد بودند یکی دیگر از موانع موجود کمبود مدیران و کارشناسان این رشته در بطن پیاده‎سازی رشته در جامعه و اکوسیستم ورزش کشور است. در راستای این یافته، مرادی و همکاران (1403) کمبود مدیران و کارشناسان متخصص را از عوامل عدم توسعه یافتگی رشته تیراندازی در کشور برشمارد. لذا، راهکارهایی مانند همکاری با واحد تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش در جهت پیشرفت وزنه برداری پایه می‏تواند مرتفع‏کننده بخشی از موانع موجود در این بخش باشد.

، این مضمون شامل دو مضمون فرعی «ضعف مدیریت در سطح ملی» و «ضعف مدیریت در سطح استانی» است. تحلیل مصاحبه‏ها نشان داد مضمون ضعف مدیریت رشته وزنه برداری بانوان در سطح ملی دربردارنده موانعی مانند؛ عدم برگزاری مسابقات وزنه‌برداری متناسب با استانداردهای جهانی، نبود برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت هم‌راستا با برنامه‌های بلندمدت، اتخاذ تصمیمات بی‌ثبات در بحث مدیریتی، عدم تغییر در سیستم‌های انتخاب وزنه‏برداران نخبه برای اردوهای تیم ملی، عدم راه‏اندازی لیگ در رده سنی‌های مختلف در سطح ملی و استان‌ها و غیره است. این یافته با نتایج پژوهش‏های مرادی و همکاران (1403)، حیدرزاده (1401)، الهی و همکاران (1389) و فیروزی و همکاران (1390) مبنی براینکه ضعف مدیریتی و چالش‎های مربوطه آن، از موانع عدم توسعه یافتگی رشته‎های ورزشی هستند، همراستا است. لذا، سیاستگذاران بالادستی، نهادها و سازمان‎های سطح کلان ورزش کشور بیشترین سهم را در رفع این چالش داشته و با روی کار آوردن مدیران ورزشی متخصص و کارآمد این رشته و حمایت از برنامه‏های آنان می‎توانند زمینه اثربخشی مدیریت این رشته را در سطح کشور تسهیل نمایند. همچنین، در رابطه با «ضعف مدیریت در سطح استان»، مشارکت‌کنندکان در پژوهش معتقدند، ضعف در امور اجرایی یکی از مهمترین موانع و چالش‎های موجود در موانع مدیریتی فرآیند توسعه یافتگی وزنه‎برداری بانوان در ایران است. این یافته با نتایج تحقیق مرادی و همکاران (1403) مبنی بر اینکه ضعف مدیریت در سطح اجرایی، از موانع عدم توسعه یافتگی رشته‎های ورزشی هستند، همراستا است. مشارکت‎کنندگان معتقد بودند در سطح استانی و اجرایی رشته وزنه‎برداری بانوان با موانعی همانند؛ ضعف مدیریت در سطوح هیأت‎‌ها، کمبود مربی با تجربه در برخی از استان‌ها، غیرفعال بودن هیأت‎ برخی از استان‎ها، عدم حمایت از تأسیس باشگاه‌های ورزشی رشته وزنه‌برداری در سطح استان‌ها و غیره اشاره داشتند. لذا، یکسان‌سازی دانش مربیان، پیگیری آموزش و مسابقات باشگاهی در سطح کشور، اعطای میزبانی اردوها و برخی بازی‌های تیم‌های ملی به شهرستان‌ها و برگزاری همایش‌ها و جشنواره‌های وزنه‏برداری در سطح شهر توسط هیأت‌ استان‌ها ارائه و توجه به آنها می‎تواند مرتفع‏کننده موانع و در نتیجه تسهیل‎کننده شرایط توسعه وزنه‎برداری بانوان در سطح استان‏ها باشد.

ضعف فرآیندهای پشتیبان توسعه، مشارکت‌کنندکان در پژوهش بیان داشتند عدم وجود فرآیندهای پشتیبانی منسجم مانع از توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان بوده است. این مضمون خود شامل مضامین فرعی ضعف دانش و فناوری، ضعف آموزش و توانمندسازی و ضعف بازاریابی و راتباطات است. در رابطه با چالش «ضعف آموزش و توانمندسازی» مشارکت‌کنندکان در پژوهش معتقدند مشکلات آموزشی یکی از چالش‌ها و موانع فرایندهای پشتیبانی در مسیر توسعه رشته وزنه‎برداری هستند. نتایج این پژوهش با یافته‌ پژوهش‌های مرادی و همکاران (1403) و حیدرزاده (1401)، قهرمان تبریزی و همکاران (1396)، ماکوتو[22] (2012) مبنی بر وجود مشکلات آموزشی در روند توسعه رشته‌های ورزش در داخل و خارج همراستا هستند. این مانع خود دربردارنده مفاهیمی مانند، عدم بهره‌گیری از روش‎های آموزشی وزنه‌برداری روز دنیا، نبود برنامه‌های آموزشی مدون برای مربیان و عدم رعایت یادگیری اصول پایه در آموزش‌های مربیان است. بنابراین، پیشنهاد می‎شود تا با برگزاری منظم دوره‌های مربیگری در سطوح و دوره‌های دانش‌افزایی پس از آن، تربیت مدرس‌هایی توانا در امر تربیت نسل موفقی از مربیان با استفاده از پتانسیل‌های داخلی و یا خارجی، ایجاد چارتی آموزشی و اصولی جهت یکسان‌سازی دانش مربیان و به‌روزرسانی اطلاعات با برگزاری آزمون‌های منظم، ایجاد کمیته‌ای نظارتی بر روند برگزاری و مطالب آموزشی در کلاس‌های مربیگری، فعال‌سازی هیأت‌ استان‌های غیرفعال کشور و اعطای تسهیلات ویژه به آنها، ایجاد همکاری با متخصصین حوزه مشاوره، تغذیه و تربیت نیروهای خبره بدنسازی وزنه‏برداری جهت افزایش سطح کیفی ورزشکاران این رشته زمینه کاهش و کنترل چالش‎های آموزشی در نتیجه رفع موانع منابع انسانی اقدام شود. در نهایت، در رابطه با چالش «ضعف بازاریابی و ارتباطات» مشارکت‎کنندگان در پژوهش معتقد بودند این مضمون شامل چالش‎هایی مانند بازاریابی ضعیف در باشگاه‌ها، عدم بسترسازی رشد و توسعه وزنه‌برداری نمایشی، عدم امکان نمایش وزنه‎برداری بانوان در فضاهای عمومی و اجتماعی، ضعف در ترویج وزنه‎برداری بانوان در میان احاد جامعه، ضعف در ایجاد تصویری مثبت از رشته وزنه‎برداری بانوان در میان احاد جامعه، ضعف برندسازی شخصی، مربیان، داوران و بانوان وزنه‎بردار، عدم بسترسازی رشد و توسعه وزنه‌برداری خیایانی، عدم برگزاری مسابقات‌های نمایشی در سطح شهر و عدم پوشش تلویزیونی شبکه‌های داخلی از رقابت‌های وزنه‌برداری بانوان در زمینه فرآیندهای ارتباطات و بازاریابی توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان وجود دارند. این یافته با نتیجه مطالعه مرادی و همکاران (1403) مبنی بر ضعف بازاریابی و ارتباطات در روند توسعه رشته‎های ورزشی همراستا است. لذا، پیشنهاد می‎گردد فدراسیون وزنه‏برداری و هیأت‎های استانی آن با فعال کردن کمیته بازاریابی ضمن توسعه و تقویت ارتباطات خود با سازمان‎ها و افراد خارجی و داخلی و ایجاد شبکه‎های ارتباطی و روابط عمومی مطلوب و گسترده، به اهداف بازاریابی خود نیز دست پیدا نمایند تا با رفع نمودن بخشی از چالش‎ها، کاستی‎ها و موانع، زمینه توسعه این رشته را تسهیل نمایند.

موانع حوزه‌های توسعه، تحلیل مصاحبه‎ها نشان داد مشارکت‏کنندگان در پژوهش معتقدند این مضمون خود شامل موانعی مانند «ضعف وزنه‏برداری پایه و آماتوری» و «ضعف وزنه‏برداری قهرمانی و حرفه‏ای» است. در رابطه با چالش وزنه‏برداری پایه و آماتوری، خبرگان در پژوهش بیان کردند چالش‎هایی مانند عدم وجود مراکز فعال در استعدادیابی وزنه‌برداری بانوان و عدم تأسیس لیگ در رده سنی‌های مختلف در سطح ملی و استان‌ها وجود دارند. این یافته با نتایج مرادی و همکاران (1403) مبنی بر لزوم توجه به حوزه پایه و آماتور در روند توسعه رشته‎های ورزشی همخوان است. لذا، وزارت ورزش، فدراسیون و هیات‏های وزنه‎برداری می‎بایست راهکارهایی مانند بهره­گیری از ظرفیت­ باشگاه­های ورزشی پایه در جذب و پرورش استعدادهای وزرنه­برداری و بسترسازی رشد و توسعه وزنه‌برداری نمایشی توجه باشگاه های حرفه‎ای به موضوع رشد و توسعه وزنه‌برداری در سطوح پایه داشته باشند. همچنین، در رابطه با چالش وزنه‏برداری قهرمانی و حرفه‏ای، خبرگان معتقدند این حوزه از روند توسعه وزنه‏برداری بانوان با چالش‎هایی مانند محدود بودن تعداد باشگاه‌های حرفه‌ای وزنه‌برداری بانوان، عدم ایجاد فضای رقابتی لازم بین باشگاه‎های حرفه‌ای وزنه‎برداری بانوان و عدم انبساط‌ خاطر خانواده‌ها از آینده فرزندان‌شان از حضور حرفه‌ای در این ورزش مواجه هستند. لذا، سیاست‎گذاران ورزش کشور، دولتمردان، کمیته ملی المپیک، فدراسیون وزنه‎برداری و هیات‎های آن می‎توانند با در نظر داشتن راهکارهایی مانند افزایش تعداد مسابقات وزنه‎برداری در سطح رده­های سنی مختلف، ایجاد فضای رقابتی لازم بین باشگاه‎های حرفه‌ای وزنه‎برداری بانوان و برگزاری مسابقات وزنه‌برداری متناسب با استانداردهای جهانی ضمن رفع چالش‎های موجود، زمینه و بستر توسعه این رشته را مرتفع نمایند.

ضعف حمایت توسعه، یافته‎ها ‎حاکی از آن است مضمون «ضعف حمایت توسعه» شامل مضامین فرعی «ضعف حمایتی ورزش زنان» و «ضعف حمایت وزنه‏برداری مردان» است. در رابطه با چالش «ضعف حمایت ورزش زنان»، مشارکت‎ک‎کنندگان بیان داشتند موانعی مانند عدم جذب و حمایت هوادران ورزشی زن برای وزنه­برداری بانوان، فقدان بستر مناسب در فدراسیون­، هیات­ها و باشگاه برای جذب حمایت از وزنه­برداری بانوان و عدم حمایت لازم از طرف شخصیت­های ورزشی زن برای وزنه­برداری بانون از جمله چالش‏های این بخش هستند. در رابطه با این یافته، طالقانی و همکاران (1403) بیان کردند تبعیض جنستی از مهمترین دلیل عدم توسعه ورزش قهرمانی بانوان هستند. در نیتجه پیشنهاد می‎شود سیاستگذاران و سازمان‎های ورزشی توجه ویژه‎ای در برنامه‎ریزی خود جهت پیشرفت ورزش کشور به ورزش بانوان و به‎ویژه رشته‎های مدال‎آوری مانند وزنه‎برداری بانوان داشته باشند. علاوه بر این، می‌توان راهکارهایی مانند، ایجاد ساز و کاری جهت اعطای حقوق ماهیانه به قهرمانان و استعدادهای شناسایی شده، ایجاد کمیته‌های ورزشکاران زن در هیأت استان‌ها و شهرستان‌ها به‎منظور شناسایی و رفع مشکلات ورزشکاران زن، همکاری با شبکه‌ درمان در خصوص قرارگیری ورزشکاران و مربیان زن شاغل تحت پوشش بیمه‌های درمانی و تکمیلی، آسان‌سازی فعالیت و اعطای تسهیلات به باشگاه‌های خصوصی تازه تأسیس ورزش زنان و حمایت از فرزندان دختر برای خانواده‌ها جهت بهبود شرایط و در نتیجه توسعه ورزش زنان ارائه داد. در رابطه با چالش «ضعف حمایت وزنه‏برداری مردا»ن، مشارکت‌کنندکان گزارش کردند عدم اهدای جوایز نقدی مناسب به ورزشکاران برای کسب قهرمانی، عدم ارائه تسهیلات حمایتی و تشویقی به ورزشکاران فعال، فقدان برنامه مشخص جهت توزیع به‌موقع امکانات و جوایز در میان ورزشکاران و غیره از چالش‏های حمایت از وزنه‏برداری مردان در ایران هستند. در این راستا پیشنهاداتی مانند، تخصیص منابع به‌هنگام جهت قدردانی از قهرمانان، پیگیری عمل به وعده‌های داده‌شده توسط وزارت و فدراسیون از طریق کمیته ورزشکاران، جایگذاری اعطای تسهیلات به ورزشکاران نخبه در ردیف بودجه مجلس، ایجاد سامانه جامع ورزشکاران جهت سازماندهی قهرمانان ورزشی به‎منظور ایجاد عدالت مالی، درج شدن برنامه‌های تقدیر و تشکر از قهرمانان و پیشکسوتان وزنه‏برداری در تقویم فدراسیونی و نظارت بر اجرای آن برای بهبود شرایط و کمرنگ شدن این مانع ارائه می‎شود.

چالش‎های محیط توسعه، خبرگان معتقد بودند محیط توسعه رشته وزنه‏برداری بانوان در ایران هنوز با چالش و موانعی در ابعاد مختلف «فرهنگی و اجتماعی»، «محیط ورزشی» و «بین‎المللی» مواجه است. در رابطه با چالش «محیط اجتماعی- فرهنگی»، مشارکت‌کنندکان معتقدند، نگرانی دختران از نگرش منفی جامعه نسبت به این رشته، عدم پوشش رسانه‌ای مسابقات بانوان وزنه‎بردار کشورهای خارجی، عدم فرهنگ‌سازی اجتماعی رشته وزنه‌برداری بانوان در جامعه، نبود برنامه‎ریزی جهت علاقه‌مندی مردم به وزنه‌برداری بانوان، وجود تفکر تأثیرات منفی ورزش وزنه‌برداری بر ظاهر بانوان وزنه‎بردار و عدم حمایت لازم والدین از فرزندان‌شان برای شروع و ادامه حرفه‎ای این رشته چالش‎های فرهنگی و اجتماعی در زمینه توسعه رشته وزنه برداری بانوان هستند. این یافته‌ها با نتایج تحقیق مرادی و همکاران (1403)، طالقانی و همکاران (1403)، حیدرزاده (1401) و شاه‌منصوری و بالانژاد (1397) مبنی بر اینکه ضعف مسائل فرهنگی و چالش‌های مربوطه، از عوامل عدم توسعه یافتگی رشته‌های ورزشی هستند، همراستا است. در این راستا برای بهبود شرایط موجود می‌توان به ارائه پیشنهاداتی از قبیل، برگزاری فستیوال و جشنواره‌های وزنه برداری بانوان به‌صورت تفریحی به‎منظور ایجاد پیوند بین خانواده‌ها و وزنه‎برداری بانوان، ساخت و انتشار فیلم‌ها و مستندات در مزنیه وزنه‎برداری بانوان، پخش ویدئوها و عکس‌های وزنه‎برداری در قالب دی‌وی‌دی در بین کودکان توسط فدراسیون و باشگاه‌ها پرداخت. در رابطه با «چالش محیط ورزشی»، خبرگان بیان کردند این بخش دارای برخی موانع و چالش‎هایی مانند نبود توجه مطلوب سالن‌های ورزشی و مربیان به توسعه وزنه‌برداری در سطح کلان و چالش­های ورزشی رشته وزنه­برداری برای زنان و اختلاف­نظرهای مربوط به تناسب این رشته با ابعاد فیزیولوژیکی زنان است. لذا، ایجاد پیوند ساختاری و اجرایی بین وزنه­برداری بانوان با سایر رشته­های ورزشی زنان، بهره­گیری از ظرفیت­های سیستم ورزش کشور برای تامین پشتوانه وزنه­برداری بانون و بهره­گیری از ظرفیت رشته­های ورزشی نزدیک به وزنه­برداری برای ارتقاء آن برای سازمان‎های و افراد ورزشی و غیرورزشی مرتبط از جمله راهکارهای مطلوب برای مرتفع کردن بخشی از چالش‏ها و موانع این بخش هستند. در نهایت، در رابطه با «چالش محیط بین‏المللی»، مشارکت‎کنندگان بیان کردند محیط بین المللی این رشته برای توسعه آن در داخل کشور با چالش و موانعی مانند عدم حمایت­های مناسب فدراسیون بین­المللی وزنه­برداری از فعالیت زنان این رشته در کشورهایی مانند ایران، عدم رشد تجاری و رسانه­ای وزنه­برداری زنان در سطح بین­المللی و ضعف­های برنامه­ای برای توسعه وزنه­برداری زنان در کشورهای کمتر توسعه یافته روبه رو است. در نتیجه، پیشنهاد می‎گردد مسئولین و سازمان‎های ذینفع راهکایی مانند مذاکرات و جذب حمایت فدراسیون بین­المللی وزنه­برداری برای حمایت از فعالیت زنان این رشته در ایران، شناخت ظرفیت­های بین­المللی وزنه­برداری زنان برای فعالان این رشته در داخل و افزایش حضور موثر در عرصه­های بین­المللی وزنه­برداری زنان را برای رفع موانع و تسهیل توسعه یافتگی این رشته مدنظر قرار دهند.

نتیجه‎گیری کلی

در این پژوهش به شناسایی و اولویت‏بندی موانع توسعه رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران پرداخته شد. نتایج به‎دست آمده دربرگیرنده چالش ها و موانع اساسی و مختلف در سطوح متفاوت در اکوسیستم ورزش هستند. می‎توان بیان داشت پژوهش حاضر به‎طور جامع اقدام به شناسایی و اولویت‎بندی عوامل و موانع موجود در مسیر توسعه‎یافتگی رشته وزنه‎برداری بانوان در ایران کرده و دانش نظری و بینش عملی را در این زمینه به ارمغان آورده است. لذا، سازمان‎های مربوطه همانند وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک، فدراسیون وزنه‎برداری، ادارات کل ورزش و جوانان استان‎ها و در نهایت، هیات‎های تیراندازی استان و شهرستان‎ها می‎بایست متناسب با نتایج پژوهش حاضر درک و آگاهی کاملی از این عوامل و بازدارنده‎های توسعه یافتگی رشته وزنه‎برداری بانوان، به‎ترتیب اولویت موانع به تدوین استراتژی و برنامه‎های بلندمدت و کوتاه مدت اقدام نموده تا در کمترین زمان به بهترین شکل ممکن این موانع را رفع و مسیر توسعه این رشته را تسیهل دهند. برای دستیابی این امر پیشنهادات کاربردی زیر ارائه می‎شود: حمایت مالی و معنوی کمیته ملی المپیک از بانوان قهرمان وزنه‎بردار، تخصیص بودجه کافی از سوی وزارت ورزش، فعالسازی کمیته بازاریابی در فدراسیون و هیات‎ها برای کسب درآمد از روش‎های متنوع بازاریابی، تأمین تجهیزات برای ورزشکاران با هزینه پایین، حمایت همه جانبه فدراسیون از ورزشکاران و مربیان وزنه‏بردار زن، حمایت از تأسیس باشگاه‎ها و مدارس وزنه‎برداری، تدوین و اجرای برنامه‎های پاداش و تشویق، عمل به تعهدات از سوی مسئولان، افزایش و توسعه زیرساخت‎ها، تجهیز سالن‎های وزنه‎برداری با امکانات و تجهیزات به‎روز، رعایت عدالت و افزایش دسترسی به امکانات وزنه‏برداری در همه استان‎ها، بهره‎برداری اصولی از اماکن در جهت توسعه وزنه‎برداری بانوان، انتصاب مدیران و مسئولان از فارغ‎التحصیلان ورزشی و پیشکسوتان این رشته، تدوین و اجرای برنامه‎ریزی استراتژیک وزنه‎برداری بانوان، تدوین برنامه جامع استعدادیابی وزنه‏برداری بانوان، کنترل و نظارت کافی روی برنامه‎های وزنه‎برداری بانوان، فراهم‎سازی امکان پوشش رسانه‎ای مسابقات وزنه‎برداری بانوان، فرهنگ‎سازی، آگاه‏سازی و تشویق خانواده‏ها، همگانی کردن وزنه‎برداری بانوان در جامعه، جذب مربیـان وزنه‎برداری زن با کلاس جهانی، برگزاری دوره‎های مربیگری و کارگاه‎های دانش‎افزایی برای مربیان وزنه‏برداری بانوان و فعال کردن بخش وزنه‏بردای بانوان در هیأت‎های همه استان‎های کشور. در نهایت، هرچند فرآیند آسیب‎شناختی رشته وزنه‎برداری بانوان با شـناخت موانـع و اولویت‎بندی آنها شروع می‎شود. اما این فرآیند با ارائه راهکارها، روش‎های عملیاتی کردن آنها و ارزیـابی نتـایج ادامه مـی‎یابـد. در نتیجه به پژوهشگران و محققان آتی حوزه مدیریت ورزشی کشور پیشنهاد می‎شود در ادامه تحقیقات علمی در این زمینه، بیشتر بـه ارزیـابی ایـن سه جنبـه بپردازند.

  • منابع

    • احدی، م. حامی، م. & شجاعی، و. (1400). شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعۀ بین‌المللی تنیس روی میز در ایران. مطالعات مدیریت ورزشی. 13(68), 355–
    • افتخاری، ع. گوهررستمی، ح. ر. & برومند، م. ر. (1397). شناسایی موانع توسعه مدیریتی فوتبال زنان در ایران. مدیریت و توسعه ورزش. 7(2 (پیاپی 14)), 143–
    • الهی، علیرضا. (1387). موانع و راهکارهای توسعه اقتصادی صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران. رساله دکتری، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران.
    • الهی، علیرضا؛ سجادی، سید نصراالله؛ خبیری، محمد؛ ابریشمی، حمید. (1389). موانع توسعة صنعت باشگاه‌داری حرفه‌ای فوتبال ایران. پژوهش در علوم ورزشی. 28, 53–
    • ایمان زاده، رضا؛ خدایاری، عباس؛ قاسمی، حمید؛ راسخ، نازنین. (1399). شناسایی عوامل مؤثر در توسعه تکواندو ایران و ارائه مدل. فصلنامه علوم ورزش.
    • بهمنی، شاهرخ؛ رمضانی‌نژاد، رحیم. (1398). ارائه چارچوبی برای تحلیل سیستم توسعه بسکتبال در ایران. سومین کنگره ملی دستاوردهای علوم ورزشی و سلامت، رشت.
    • پورکیانی، محمد؛ حمیدی، مهرزاد؛ گودرزی، محمود؛ خبیری، محمد. (1396). تحلیل اثرگذاری ورزش حرفه‌ای و قهرمانی بر توسعه ورزش. مطالعات مدیریت ورزشی (پژوهش در علوم ورزشی). 9(42), 55–
    • تندنویس، فریدون؛ قاسمی، محمد هادی. (1386). مقایسه دیدگاه ورزشکاران، مربیان و کارشناسان در مورد راهکارهای توسعه ژیمناستیک در کشور. المپیک. 15(4), 17–
    • حیدرزاده، آکو. (1401). شناسایی و اولویت‌بندی موانع توسعه بسکتبال در ایران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه کردستان.
    • خواستار، حمزه. (1387). بررسی عوامل موثر بر خودکارآمدی ملی در زمینه علم و فناوری برای تحقق اهداف چشم‌انداز. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران.
    • راسخ، نازینین؛ قاسمی، حمید؛ جعفری، سعید؛ محمودیان، عابد. (1403). شناسایی چالشها و راهبردهای حضور مطلوب بانوان در ورزش قهرمانی. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان. https://doi.org/22034/ssys.2024.3209.3342
    • رضوی، سید محمدحسین؛ فیروزی، منصور؛ فرزان، فرزام. (1391). بررسی موانع و چالش‌های توسعة شنا در ایران. پژوهش‌های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی. 2(4), 12.
    • سیدعامری، میرحسن. (1388). تبیین رابطه بین مولفه‌های مدیریت مشارکتی به عنوان یک شیوه موثر و انگیزش شغلی کارکنان ادارات تربیت بدنی استان آذربایجان غربی. مدیریت ورزشی (حرکت). 1, 5–
    • شاه‌منصوری، عزت‌الله؛ بالانژاد ایمان. (1397). شناسایی و رتبه‌بندی موانع توسعه رشته دو و میدانی استان مرکزی و ارائه راهکار بر اساس فرآیند تحلیل شبکه‌ای (ANP).
    • طالقانی، متین؛ حضرتی صومعه، زهرا؛ مهاجری، اصغر. (1403). تحلیل گفتمان غالب بر ورزش بانوان کشور (با تأکید بر فضای قهرمانی دهه 90). مدیریت ورزش. 1(16), 75–
    • طیبی ثانی، سیدمصطفی؛ فهیمی‌نژاد، علی؛ روشن‌ضمیر، احسان. (1399). شناسایی و تحلیل عوامل اثرگذار بر توسعه فوتبال حرفه‌ای در ایران. مطالعات فرهنگی اجتماعی المپیک. 1(2), 109–
    • عبدالملکی، مهسا. (1402). شناسایی و اولویت‌بندی موانع توسعه رشته وزنه‌برداری بانوان در ایران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه کردستان، سنندج.
    • عیدی‌پور، کامران؛ خزایی، علی‌اشرف؛ آرین، الهام؛ غلامی ترکسلویه، سجاد. (1394). چالشها و موانع توسعه و پیشرفت ورزش فوتبال در استان‏های غرب کشور. مطالعات مدیریت رفتار سازمانی. 2(1), 21–
    • فیروزی، منصور؛ رضوی، محمدحسین؛ فروزان، فرزام. (1391). بررسی چالش‌ها و مشکلات رشته‌های مدال‌آور دو و میدانی، قایقرانی و شنا در ایران. پژوهش‌نامه مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. 8(15), 37–
    • قهرمان‌تبریزی، کوروش؛ رحیمی، ایمان؛ رضوی، سیدمحمدجواد. (1396). شناسایی و اولویت‌بندی موانع توسعه و پیشرفت ورزش شنا در استان کرمان براساس فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP).
    • کیخسروی، افسانه؛ معین‌فرد، محمدرضا؛ حامدی‌نیا، محمدرضا؛ شوشی‌نسب، پروین. (1396). موانع توسعه هندبال سبزوار و ارائه راهکار. مدیریت و توسعه ورزش. 6(3), 134–
    • مدبری، بهنام؛ هنری، حبیب؛ صفانیا، علی‌محمد. (1400). طراحی مدل توسعه ورزش دفاع شخصی در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران. مدیریت منابع در نیروی انتظامی. 9(2), 307–
    • محمودیان، عابد؛ صادقی بروجردی، سعید؛ جی بیکر، برادلی. (1402). شناسایی عوامل تهدیدکننده هویت تیمی هواداران تیم ملی فوتبال ایران. مدیریت ورزشی. 15(3), 232–
    • محمودیان، عابد؛ صادقی بروجردی، سعید؛ جی بیکر، برادلی. (1401). شناسایی استراتژیهای مقابله‌ای هواداران در برابر تهدید هویت (مطاعه موردی: هواداران تیم فوتبال استقلال تهران). رویکردهای نوین در مدیریت ورزشی. 10(9), 121–
    • مرادی، سهیلا؛ صادقی بروجردی، سعید؛ محمودیان، عابد. (1403). شناسایی و اولویتبندی موانع توسعه رشته تیراندازی در ایران. مدیریت و توسعه ورزش.
    • نظری، وحید؛ رضوی، سیدمحمدحسین؛ حسینی، سیدعماد؛ رئیسی، مجتبی. (1392). تبیین استراتژی والیبال ساحلی ایران. پژوهش‌های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی. 3(5), 73–
    • نوروزی سیدحسینی، رسول؛ احسانی، محمد؛ کوزه‌چیان، هاشم؛ امیری، مجتبی. (1397). طراحی مدل توسعه قابلیت‌های انسانی در ورزش (با استفاده از نظریه داده بنیاد). نشریه مدیریت ورزشی. 10(1), 49–
    • یانپی، طیبه؛ دوستی، مرتضی. (1398). بررسی چالش‌ها و فرصت‌های توسعه ورزش سوارکاری استان گلستان. مدیریت و توسعه ورزش. 3(3791), 88–101.

     

    • Barreira, J., Santos, F., Mazzei, L. C., & Galatti, L. R. (2022). The sport development and its socio-cultural and managerial aspects: An integrative review. Motriz: Revista de Educação Física, 28.
    • Boroujerdi, S. S., Mahmoudian, A., Saeedi, S., Ko, Y. J., & Khazaei, S. (2024). Athlete brand reputation: Developing a conceptual framework. Corporate Reputation Review, 1–17.
    • Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101.
    • Bruening, J. E., Welty, P., Evanovich, M., Fuller, D., Coble Murty, J., Percy, E., Silverstein, A., & Michael Chung. (2015). Managing sport for social change: The effects of intentional design and structure in a sport-based service learning initiative. Sport Management Review, 18, 69–85.
    • Creswell, J. W. (2014). Qualitative, quantitative and mixed methods approaches.
    • Kartakoullis, N. L., Vrontis, D., Thrassou, A., & Kriemadis, T. (2013). Strategic resource planning for football clubs. Journal for International Business and Entrepreneurship Development, 7(1), 1–20.
    • Makoto Matlala, Bernardus van der Spuy, Sumayya Khan, Alec Moemi, Gert Oosthuizen, & Fikile Mbalula. (2012). Strategic plan for the fiscal years 2012–2016. Ministry of Sport and Recreation South Africa, Management Decision, 47(1), 67–84.
    • McCracken, G. (1986). Culture and consumption: A theoretical account of the structure and movement of the cultural meaning of consumer goods. Journal of Consumer Research, 13(1), 71–84.
    • Mikkonen, M. (2017). Sponsoring in a Finnish women's football club: Case: Pallokissat Kuopio Ry.
    • Ouyang, Y., Lee, P.-C., & Ko, L.-M. (2022). A systematic review of the development of sport policy research (2000–2020). Sustainability, 15(1), 389. http://dx.doi.org/10.3390/su15010389
    • Rossman, G. B., & Rallis, S. F. (2012). Learning in the field: An introduction to qualitative research (3rd ed.). Los Angeles, CA:
    • Scott, W. A. (1955). Reliability of content analysis: The case of nominal scale coding. Public Opinion Quarterly.
    • Si, S. L., You, X. Y., Liu, H. C., & Zhang, P. (2018). DEMATEL technique: A systematic review of the state-of-the-art literature on methodologies and applications. Mathematical Problems in Engineering, 2018(1), 3696457.
    • Stemler, S. E. (2004). A comparison of consensus, consistency, and measurement approaches to estimating interrater reliability. Practical Assessment, Research, and Evaluation, 9(1), 4.
    • Sugiyama, M., Khoo, S., & Hess, R. (2017). Grassroots football development in Japan. The International Journal of the History of Sport, 34(17–18), 1854–1871.
    • Valenti, M., Scelles, N., & Morrow, S. (2020). Elite sport policies and international sporting success: A panel data analysis of European women’s national football team performance. European Sport Management Quarterly, 20(3), 300–320.