Document Type : Original Article

Authors

1 PhD Candidate of Sociology, Department of Sociology, Ga. C., Islamic Azad University, Garmsar, Iran.

2 Full Professor of Sociology, Garmsar . Islamic azad University, Garmsar, Iran

3 Assistant Professor .Department of Sociology, Ga. C, Islamic Azad University, Garmsar, Iran.

Abstract

Puberty is one of the most complex developments in adolescence. The experience of puberty for girls is associated with the occurrence of menstruation. This article seeks to understand how puberty is experienced by single, employed, and educated girls. The research method is phenomenological. Data were collected using semi-structured interviews. Thirty single, employed, and educated girls aged 25 to 45 living in Semnan and Shahrood cities, who were selected through purposive sampling, were interviewed. Then, in the level 1 coding, we reached 13 categories: "time of puberty experience", "importance of puberty event", "how to deal with puberty symptoms", "customs and customs of facing puberty", "mother's role in facing puberty", "consciously facing puberty", "semiconsciously facing puberty", "unconsciously facing puberty", "perception of women", "approach to one's own gender", "perception of marriage", "desire to marry" and "unwillingness to marry" and in the level 2 coding, we reached 5 main categories: "time of puberty event", "how to deal with puberty", "level of awareness of puberty", "perception of femininity" and approach to marriage. The results of the analysis of the findings show that the experience of puberty and the way of facing it play a role in the perception of femininity and sexual socialization of girls. Mothers are one of the main sources of education for girls during puberty. The experience of puberty and how it is dealt with varies across generations. Differences in the experience of puberty lead to differences in the understanding of femininity. This affects the way unmarried girls deal with marriage.

Keywords

تجربه بلوغ، درک از زنانگی و ازدواج : مطالعه ­ای در زنان مجرد شهرستان­ های سمنان و شاهرود

 

زینب رهبر[1]

سهیلا علیرضانژاد[2]

حبیب­الله کریمیان[3]

10.22034/ssys.2025.3547.3601

تاریخ دریافت مقاله: 03/02/1404

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله: 20/03/1404

 

1- مقدمه و بیان مسئله

نوجوانی دورانی ناپایدار و همراه با تغییرات فیزیکی غیرقابل پیش بینی، سردرگمی عاطفی و سوالات هویّتی است­ که همراه با فرآیند جوانی به‫وجود می­آید(Patel,2019: 13). اریکسون نوجوانی را به­عنوان یک دوره خودآگاه و راهی بین کودکی و بزرگسالی توصیف می­کند(Maysoon Al Atoom et al, 2024:2). نوجوانی را می­توان به­عنوان نقطه تحول رشدی که همه افرد آن را پشت­سر می­گذارند، تعریف کرد(García,2023:7). تعریف این دوره بسیار گسترده است. از یک سو شروع این مرحله از زندگی با اولین نشانه‌های بلوغ جنسی، از جمله رشد جسمی، محدود می‌شود. از سوی دیگر، حد تکمیل آن با لحظه‌ای تعیین می‌شود که  فرد از نظر جنسی بالغ ‌شود. با این حال، دوره نوجوانی را نمی‌توان تنها از دیدگاه زیست‌شناختی بررسی کرد. تغییرات روان­شناختی و اجتماعی که همزمان با تغییرات بیولوژیکی رخ می‌دهد، نیز مهم است(Raskova & Stolinska,2015:1). افراد در سال­های پایانی دوران­کودکی و در آغاز دوران نوجوانی از نظر جسمی و روحی تحولات گسترده بلوغ را تجربه می­کنند.

     بلوغ یک گذار پیچیده، یکپارچه و هماهنگ است که با تغییر در بدن، مغز، رفتار، شناخت و احساسات مشخص می­شود(Mendle et al,2019:3). در طول دوران بلوغ، تفاوت‌های بین دختران و پسران بارزتر می‌شود؛ زیرا تغییرات فیزیکی مرتبط با بلوغ در کنار تغییرات در هویّت­جنسی، نقش همسالان، فشار همسالان، هویّت شخصی، ریسک پذیری، روشنفکری و رشد اخلاقی نمایان می­شود(Coast et.al,2019:295). بلوغ، مرحله جستجوی هویت و رشد آن است( Raskova & Stolinska,2015: 3). تحقیقات نشان داده است که خودپنداره جنسیّتی و پذیرش ویژگی‌های زنانه و مردانه اغلب در دوران نوجوانی اتفاق می‌افتد. به اعتقاد اریکسون شکل‌گیری «هویّت­جنسیّتی» در دوران نوجوانی برای ایجاد تصویری منسجم و باثبات از «خود» که در هویّت­شخصی فرد نقش اساسی دارد، حیاتی است(Maysoon Al Atoom. et al,2024:2). بنابراین دوران بلوغ یکی­از حساس­ترین مراحل زندگی افراد است؛ زیرا همزمان با تغییرات فیزیولوژیکی، فرد درباره خود دچار نوعی سردرگمی می­شود. بلوغ می­تواند نقطه شروع شکل­گیری هویّت باشد.

     تجربه نوجوانی در افراد متفاوت است. در حالی که تغییرات هورمونی بلوغ، بدن را متحول می­کند؛ بر حالات روحی و روانی نیز تأثیر می­گذارد(García,2023:7). علاوه­بر این، نحوه رخداد و تجربه بلوغ در دختران و پسران متفاوت است(Coast et.al, 2019: 293). بلوغ دوران سختی برای دختران جوان است. همه چیز از نظر جسمی و احساسی در حال تغییر است و به نظر می­رسد دوره­ای ناخوشایند است(Patel,2019:15). در"روایت غالب"، بلوغ برای دختران به­عنوان امری شرم­آور است. درحالی­که پسران با بلوغ، مردانگی را جشن می­گیرند. در میان دختران نوجوان، ترس و شرم از قاعدگی مضامین مکرری هستند که هم در مطالعات خاص کشورها و هم در بررسی­های جهانی دیده می­شوند(Coast et.al,2019: 293). در ایران نیز پژوهش­های مختلف(ریاحی و خزایی، ۱۴۰۰؛ آزادی و همکاران، ۱۳۹۹؛ طهرانی مقدم و پورعباسی، ۱۳۹۷) نشان داده­اند که دوران بلوغ برای دختران، دورانی بسیار پر چالش و همراه با احساسات منفی و شرمساری است.

     بلوغ برای زنان معمولاً بین ۸ تا ۱۴ سالگی اتفاق می‌افتد.  تغییرات بسیار زیادی در بدن زن رخ می­دهد که عبارتند از: افزایش هورمون­ها، رشد سینه­ها، رشد مو، افزایش وزن، قاعدگی و نوسانات­عاطفی(Patel,2019: 4). در دختران  بلوغ جسمی و روانی با تجربه­قاعدگی همراه است و به­نظر می­رسد این تجربه تمام جنبه­های شخصی و اجتماعی زندگی آنان را تحت­تأثیر خود قرار می­دهد.

     قاعدگی، از نظر بیولوژیکی و فرهنگی، اغلب به­عنوان لحظه گذار در زندگی یک دختر جوان به زنانگی، در نظر گرفته شده است. ین لحظه­ای است که هیجان‫انگیز و هم اعصاب خردکن تلقی می­شود. با این حال، پس از قاعدگی، ادراک یک دختر از خود در مورد تصویر بدن و عزت نفس خود تغییر می­کند(Lese,2016: 1). در دوران قاعدگی، دختران به توانایی‌های باروری و مسئولیت‌های آینده خود پی می‌برند که «آگاهی زنانه» را در پاسخ مستقیم به عملکرد بیولوژیکی، تشکیل می‌دهد. مناسک قاعدگی، آداب و رسوم اجتماعی و بهداشتی ناشی از آن(معروف به شیوه­هاو مناسک قاعدگی) بنیان انواع شیوه­های انضباطی را تشکیل می­دهد که در دوران بلوغ برای مشروعیت بخشیدن به روایات خاصی در مورد هویّت زنانه وارد عمل می­شوند؛ و حالت­های خاصی از زن بودن را تشکیل داده و اعتبار می­بخشند. بنابراین مناسک قاعدگی و شیوه­های قاعدگی برای تدوین و تنظیم رفتار زنانه و در نتیجه تجلی آگاهی­جمعی زنانه نقش اساسی دارند(Bacalja& Ndaferankhande,2020: 424). نگرش دختران و زنان نسبت به قاعدگی و رفتارهای مرتبط با آن در تعامل پیچیده‫ای از باورهای فرهنگی، عوامل اجتماعی شدن و تجربه واقعی ایجاد می­شود. متأسفانه اکثر این دیدگاه­ها منفی و غیر آماده­کننده برای زنانگی هستند. تجربه قاعدگی تا حدی به انتظارات قبلی وابسته است. قاعدگی از نظر فرهنگی به­عنوان یک «بحران» تلقی می­شود؛ تجربه‫ای که نه تنها نشانه ناپاک بودن، بلکه یک مزاحمت شرم­آور است که قابل کنترل نیست(Rembeck et al, 2006:707). به‫نظر می­رسد نحوه مواجهه با بلوغ و تجربه قاعدگی در زنان می­تواند جنبه­های مختلف زندگی آنان از هویّت گرفته تا ازدواج­ را تحت­ تاثیر قرار دهد.

     در دهه‌های اخیر، محققان دریافته‌اند که ازدواج در تعدادی از کشورها رو به کاهش بوده و تعداد کشورهای با روند کاهشی ازدواج، رو به افزایش است. با وجود این­که در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی ازدواج هنوز یک پدیده عمومی است اما کاهش نرخ ازدواج، افزایش درصد تأخیر ازدواج،  نرخ بالاتر طلاق، افزایش تجرد نیز در آن­ها مشاهده می­شود(Nguyen& Hoang,2019: 80). در جامعه ایران اگرچه ازدواج، همچنان تنها راه قانونی و مشروع برای تشکیل مهم­ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده بوده و فشار اجتماعی برای آن، به‫ویژه برای دختران با توجه به باورها و ارزش­های حاکم بر جامعه بیش از پسران است؛ اما آمارها نشان از کاهش ازدواج و افزایش روند تجرد دختران دارد(ساروخانی، 1392: 29).  از سوی دیگر، آمارهای رسمی کاهش میزان ازدواج­ جوانان در استان سمنان طی سال­های اخیر را نشان می­دهد. جدول ۱ تعداد ازدواج­های ثبت­شده استان سمنان طی سال­های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ را نشان می­دهد.

جدول ۱ تعداد ازدواج­های ثبت­شده استان سمنان طی سال­های 1395 تا 1402

سال

تعداد ازدواج­های ثبت­شده

سال

تعداد ازدواج­های ثبت­شده

1395

4292

1399

3557

1396

3952

1400

3603

1397

3556

1401

3249

1398

3086

1402

3068

منبع: سازمان ثبت احوال استان سمنان

علاوه­بر این، آمارهای رسمی کشور، افزایش چشمگیر تعداد دختران مجرد (هرگز ازدواج نکرده) در ایران طی یک دهه اخیر را نشان می­دهد. برمبنای آمار سازمان ثبت احوال کشور در سال ۱۴۰۰، حدود ۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار نفر در سن متعارف ازدواج قرار دارند یا از این سن گذشته و هنوز ازدواج نکرده­اند از این میزان۵ میلیون و ۵۷۰ هزار نفر مرد و ۵ میلیون و ۶۷۰ هزار نفر زن هستند(معاونت جوانان وزارت ورزش و جوانان، ۱۴۰۱: ۷). همچنین بر اساس نتایج آخرین برآورد جمعیتی کشور  در سال ۱۴۰۰،  استان سمنان جزء 7 استانی است که در کشور میزان تجرد  زنان در آن بالااست(سایت مرکز آمار. ۱۴۰۱). لذا در شهر سمنان به عنوان مرکز استان و همچنین شاهرود به عنوان دومین شهر استان از نظروسعت، جمعیت و تنوع قومی و فرهنگی، با توجه به بالا بودن تعداد دختران تحصیلکرده و مطرح بودن این موضوع به­عنوان یک مساله اجتماعی، انجام پژوهشی برای شناخت ابعاد مختلف آن در این استان حائز اهمیت است.  

     نکته مهم آن است که آیا تجربه بلوغ به نحوی بر فهم از زنانگی و تمایل به ازدواج تاثیرگذار است؟ در این پژوهش ما به کشف نقشی که نحوه مواجهه با بلوغ، بر اجتماعی­شدن جنسیّتی در دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده داشته‫است؛ می­پردازیم. پرسش این است که تجربه زیسته دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده از نحوه مواجهه با بلوغ چگونه است؟ و این تجربه بر فهم آنان از زنانگی و ازدواج­ چه نقشی دارد؟

۲- مروری بر پیشینه و ادبیات پژوهش

۱-۲-پیشینه داخلی

بیشتر مطالعاتی که در زمینه بلوغ انجام شده بر جنبه فیزیکی و جسمی یا بعد روانی و شناختی آن توجه داشته­اند؛ و کمتر ابعاد جامعه­شناختی آن در، مدنظر قرار گرفته است. در ایران مطالعات اندکی به جنبه­های اجتماعی رخداد بلوغ در دختران پرداخته­اند که می­توان آن­ها را در سه دسته تجربه زیسته دختران از بلوغ، هویّت و بلوغ و آموزش بلوغ طبقه­بندی کرد.

    برخی از پژوهش­ها تجربه زیسته بلوغ در دختران را مطالعه کرده­اند. کلاته­ساداتی، عادل­خواه و شمس­الدین قطرم(۱۴۰۳) در پژوهشی با­عنوان «تجربه بلوغ در بین دختران تک‌والدِ پدر سرپرست؛ یک مطالعه کیفی در شهر یزد» سه مضمون اصلی پدرِ حامی، پدرِ ‌بی‌اعتنا و بلوغ مساله‌دار را معرفی کردند. آقابابایی و محمدی(۱۴۰۲) در پژوهشی تحت­عنوان «تجربه زیسته سندرم پیش­از قاعدگی در دختران مجرد: یک مطالعه کیفی» به آزارها و رنج‫های دختران جوان در دوران بلوغ پرداختند. آزادی، غلامی و بخشایش(۱۳۹۹) در پژوهشی با عنوان «تجربه زیسته دختران از بلوغ زودرس: مطالعه­ای کیفی» به این نتیجه رسیدند که بلوغ زودرس موجب ایجاد چالش‫های مضاعف در زمینه­های جسمی، روان­شناختی و اجتماعی می­شود. آذر بهرام و مقصودی (۱۳۹۸) در پژوهشی تحت­عنوان «تجربه زیسته دانش­آموزان دختر تیزهوش شهر کرمان از دوران قاعدگی­شان» به این نتیجه رسیدند که کمبود آگاهی دختران در مورد قاعدگی موجب بروز احساسات منفی در آن­ها است. با توجه به نتایج این مطالعات، هنجارهای اجتماعی، تابوها، شرم­ها، داغ ننگ و شرایط جسمی و روحی آزاردهنده در تجربیات قاعدگی دختران ایرانی پر رنگ است.

     برخی­از پژوهش­های انجام شده به بلوغ و ارتباط آن با شناخت خود در زنان اشاره­کرده­اند. تقی­نژاد، موحد، عنایت و احمدی(۱۴۰۳) در پژوهشی با عنوان «مواجهه اجتماعی با قاعدگی: مردم­نگاری فمینیستی تجربه قاعدگی میان کاربران زن اینستاگرام» به این نتیجه رسیدند که تجربه قاعدگی یکی­از منابع جامعه­پذیری زنان است که بخشی از نگاه آن­هابه زنانگی را شکل می­دهد. شکور، یمانی، احسان­پور و علیزاده(۱۳۹۵) در پژوهشی با ­عنوان «نیازسنجی کیفی بهداشت باروری در دوران نوجوانی» به این نتیجه رسیدند که کم­سواد بودن خانواده­ها در‫باره بلوغ، اکراه از زن بودن و تمایل به تجربه مرد بودن، تنفّر از جنس مخالف، احساس زندانی بودن به­علت زن بودن، ایجاد محدودیت خانواده­ها به­علّت دختر بودن، از مسائل اجتماعی پیش­روی دختران نوجوان در دوران بلوغ است.

     مطالعات دیگری، با تأکید بر آموزش­های دوران بلوغ و چگونگی آگاه شدن نسبت­به آن در دوران نوجوانی انجام شده­است. حلیمی، درتاج رابری، مجدزاده و حقدوست(۱۴۰۱)، طهرانی­مقدم و پورعباسی(۱۳۹۷)، ازجمله این پژوهش‫ها هستند که به مقایسه وضعیت دختران و پسران، مادران و دختران و تابوهای مرتبط با آموزش دختران دراین‫باره پرداختند.

۲-۲-پیشینه خارجی

 در خارج از ایران نیز پژوهش­های متعددی در زمینه دانش بلوغ، قاعدگی و هویّت­جنسیّتی، تابوهای قاعدگی، درک­ دختران از تجربه قاعدگی و قاعدگی و ازدواج انجام شده­است. دانش و آگاهی نوجوانان از ماهیّت بلوغ هنگام مواجهه با آن بسیار اندک و ناقص است و مادران و معلمان از نخستین منابع اطلاعاتی دریافت اطلاعات در این زمینه هستند. ماسوول و همکاران(۲۰۲۵)، اشمیت و همکاران(۲۰۲۲)، کوآست، لاتوف و استرانگ(۲۰۱۹)، و دئو و گاتارگی(۲۰۰۵) در مناطق شهری و روستایی کشورهای مختلف از کنیا و آمریکا تا هند به پژوهش پرداختتند.   

 تجربه بلوغ و قاعدگی و ارتباط آن با شکل­گیری هویّت­ زنانه از دیگر موضوعاتی است که محققان در خارج از کشور به آن پرداخته­اند. نتایج مطالعات آن­ها نشان می­دهد که نحوه تجربه قاعدگی، بر شناخت دختران از خود به­عنوان زن تأثیر می­گذارد. میسون الاتوم و همکاران(۲۰۲۴) بیان کردند که زنان جوان اردنی از ترس محدودیت­های اجتماعی ناشی­از رشد بیولوژیکی بلوغ، قاعدگی را مخفی می­کنند. تامسن و همکاران(۲۰۲۲) در پژوهشی تحت­عنوان «ناسازگاری جنسیّتی و زمان بلوغ: یک مطالعه نسلی مبتنی­بر جمعیت» در دانمارک به تأثیر تجربه بلوع بر ادراک فرد از جنسیّت خود تاکید کردند.  لس(۲۰۱۶) در پژوهشی بیان کرد که قاعدگی برای زنان صرفاً یک رویداد بیولوژیکی نیست؛ بلکه بخشی از هویت زنانه آن­ها را شکل می­دهد.

      برخی­از مطالعات با بررسی تابوهای قاعدگی و محدودیّت­های اجتماعی که به­واسطه این تابوها به زنان در این دوران تحمیل می­شود، نشان می­دهند که تابوها بر هویّت­جنسیّتی زنان تأثیر منفی می‫گذارند. اوبوچی و همکاران(۲۰۲۳) در پژوهشی در نیجریه، به این نتیجه رسیدند که شرم، خجالت، انگ و غیبت ناشی از قاعدگی از مسائل بسیار جدی پیش روی دختران نوجوان است.گوندی و سوبرامانیام(۲۰۲۰) در پژوهشی در  بین دختران و پسران نوجوان هندی، به این نتیجه رسیدند که در جامعه مردسالار هند، دختران با برخی تابوها روبه­رو هستند که بر سلامت روانی و درک جنسیّتی آن­ها مؤثر است. موندراگون و تکسرتودی(۲۰۱۹) در پژوهشی در اسپانیا بیان کردند که بازنمایی‌های­اجتماعی قاعدگی به دو سطح سنّت‌گرا و مترقی، قابل تقسیم است.  سطح سنّت­گرا به وضوح با یک گفتمان انگ منفی دراین‫باره مرتبط است.

     مطالعات نشان می­دهند، پیامدهای روانی، اجتماعی و فرهنگی بلوغ بر تمایل جوانان به ازدواج، تأخیر در ازدواج و انتخاب تجرد بی­تأثیر نیست. شیما محمد امین و همکاران(2024) در پژوهشی درباره پیوند بین قاعدگی و ازدواج در دانشجویان پرستاری زن، نتیجه گرفتند که قاعدگی دردناک می‌تواند بر نحوه درک و رویکرد زنان به چشم‌انداز ازدواج تأثیر گذاشته و منجر به بدبینی نسبت صمیمیت و ازدواج شود. سخی و همکاران(2023) در پژوهشی در بین دانشجویان دختر در افغانستان، به این نتیجه رسیدند که چرخه قاعدگی، با تغییرات در جنبه‌های جسمی، روانی و اجتماعی زندگی یک زن مرتبط است.       

۳-۲- مروری بر مفاهیم و نظریات

با توجه به حساسیّت نظری برخی مفاهیم و تئوری­های مرتبط، به شرح زیر به اختصار مطرح می‫شود.

۱-۳-۲- جنس و جنسیّت

به­زعم گیدنز، جنس به تفاوت­های فیزیکی بدن اشاره می­کند، جنسیت به تفاوت­های روان­شناختی، اجتماعی و فرهنگی بین زنان و مردان مربوط می­شود. پس تمایزی اساسی میان جنس و جنسیت است(گیدنز، ۱۳۹۲: ۱۹۲). ماری­هولمز معتقد ­است، جنس به ­این موضوع اشاره دارد­­که یک ­فرد، مرد یا زن است و این تفاوت براساس ویژگی­های جسمی او به­وجود می­آید. جنسیّت معرف باورها و رفتاری است­که مرد بودن یا زن بودن را نشان می­دهد(هولمز، ۱۳۹۱: ۲۶).

به­نظر آن اوکلی «جنس» واژه­ای است که به تفاوت­های زیست­شناختی میان زن و مرد یعنی تفاوت مشهود در اندام­جنسی و عمل تولیدمثل اشاره دارد؛ اما «جنسیت» مساله­ای فرهنگی است که به طبقه­بندی ­اجتماعی مذکر و مؤنث مربوط می­شود(درودگر، ۱۳۹۶: ۱۴۲). روبرت.دبلیو.کانل، معتقد است که جنسیت باید به­عنوان یک مؤلفه­اجتماعی فهمیده­شود نه یک توصیف بیولوژیکی یا دوگانگی مطلق در زندگی انسان (Connell, 1987: 9). بنابراین جنسیت براساس ویژگی­های فرهنگی و اجتماعی جامعه ساخته می­شود.

۲-۳-۲- بلوع و قاعدگی

به تمام تغییراتی که در طول دوره نوجوانی رخ می‌دهد، بلوغ گفته می‌شود( Raskova & Stolinska, 2015: 1). زمان بلوغ بر اساس نژاد، قومیت، جنسیّت بیولوژیکی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و تاریخ اجتماعی متفاوت است(Mendle et al,2019:14 ). مهم­ترین و حساس­ترین جنبه بلوغ ­در زنان، قاعدگی است. شروع اولین دوره قاعدگی یک رویداد کیفی مهم در زندگی یک زن است(Tiwari & Oza and Tiwari,2006: 424). بلوغ فرآیندی است که معمولاً با یک جهش رشد در قد شروع می­شود و به‫دنبال آن جوانه‫زدن سینه، رشد موهای زیر بغل و شرمگاهی ادامه می­یابد و با قاعدگی به پایان می­رسد(Mendle et al,2019:13). اغلب گفتارهای رایج، قاعدگی را به عنوان جشنی برای رسیدن به زنانگی، خروج از دوران کودکی و آغاز بلوغ جنسی معرفی می­کنند(Snyder, 2024: 17). یک نقطه عطف در روند رشد و بلوغ است که دختران نوجوان را برای عملکرد تولید مثل و مادری آماده می‫کند(Ubochi et.al,2023: 2). از بسیاری جهات، قاعدگی نشان‌دهنده شروع زنانگی و یک عملکرد زیست‌پزشکی و فرهنگی تعریف‌شده از زنانگی و باروری است(Masuku,2005: 5).

۳-۳-۲- زنانگی

در باورعمومی، زنانگی اغلب پیرامون ویژگی­های زیست­شناختی و جسمانی زن، از جمله باروری و مادری تعریف می­شود(رفعت­جاه و رهبری، ۱۳۹۳، ۲۱۲). اما زنانگی انواع مختلفی دارد و یک ایدئولوژی اجتماعی است­ که شیوه­های مربوط به جنسیّت و روابط جنسی را تعریف و سازماندهی می­کند (Windsor, 2015: 894).

     زنانگی یک برساخت­اجتماعی-فرهنگی است و در طی فرآیند اجتماعی شدن ساخته می­شود. براساس تفاوتی که بین مفهوم جنس با مفهوم جنسیت وجود دارد، در سطح کلان در بحث زنانگی نیز برمبنای این تفاوت، دو دیدگاه نظری ذات­گرایی و سازه­گرایی مطرح می­شود. در دیدگاه ذات­گرایانه بر ویژگی­های بیولوژیک تأکید می­شود و مردانگی و زنانگی معطوف­به خصایص ذاتی جنس مذکر یا مؤنث است. این دیدگاه مفهوم مردانگی را با مردی و زنانگی را با مادینگی یکی می­داند و اصالت را به جنس با مشخصه­های ذاتی می­دهد(یعقوبی، ۱۳۹۳: ۱۴). در حالی­که در دیدگاه سازه­گرایانه، جنس بیولوژیکی تنها عامل تعریف زن یا مرد بودن نیست بلکه ارزش­ها و انتطارات­اجتماعی و تصورات کلیشه­ای از نقش­های جنسیتی حکم مذکر را به مردانه­بودن و مؤنث را به زنانه­بودن در یک فرهنگ تعیین می­کند(همان: ۱۵). بنابراین، زنانگی در دیدگاه سازه­گرایانه یک برساخت اجتماعی- فرهنگی است و در دیدگاه ذات­گرایانه یک امر ذاتی و طبیعی.

      قاعدگی به­عنوان نماد مهم بلوغ جنسی و پتانسیل باروری زنان، در فهم از زنانگی بسیار مهم است. اگرچه تقریباً همه زنان جهان قاعدگی را تجربه می­کنند، اما نگرش و برداشت آن­ها از این پدیده جهانی متفاوت است(Mokhtari et.al., 2020: 847). قاعدگی، از نظر بیولوژیکی به­عنوان عملی «طبیعی» و از نظر فرهنگی، به‫عنوان گذار به زنانگی در نظر گرفته شده است. رویکرد اجتماعی پیرامون قاعدگی بر نحوه نگرش زنان به دوره­های خود و کنار آمدن با آن به­عنوان فرآیندی از زنانگی نوظهور تأثیر می­گذارد(Lese,2016: 4). بنابراین می­توان گفت، مواجهه با قاعدگی و تجربه بلوغ زنانه بر شناختی که افراد از خود به­عنوان زن دارند، انجام نقش­های­جنسیّتی و نیز پذیرش ویژگی‌های زنانه، اثر دارد و هویّت­جنسیّتی آنان را شکل می­دهد.

۴-۳-۲- آداب و رسوم مواجهه با بلوغ زنانه

آداب و رسوم قاعدگی بخشی از اعمالی هستند که برای حفظ نوع خاصی از نظم و کنترل آن ایجاد می‌شوند (Masuku,2015: 20). لاوز اصطلاح"آداب و رسوم قاعدگی"را برای توصیف مرزهای پیرامون رفتار قاعدگی زنان، ابداع کرد(O’Flynn,2006: 951). به­طور مثال، در منطقه آناند، ایالت گجرات هند، رسم عدم اجازه به دختران در زمان قاعدگی برای برگزاری نماز، رفتن به معبد یا ورود به آشپزخانه در خانواده­ها رعایت می­شود(Tiwari et.al, 2006: 431). در برخی جوامع، قاعدگی به­عنوان منبع مقدس قدرت برای زنان تلقی شده، درحالی­که در برخی دیگر، به­عنوان یک راز کثیف و شرم­آور تلقی شده است. قوانین و تابوهای مربوط به قاعدگی خودسرانه یا طبیعی نیستند، بلکه بخشی از ساختار اجتماعی جنسیّت و تنظیم بدن مرتبط با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی هستند(کلاته­ساداتی و همکاران، ۱۴۰۳: ۱۱۹). بنابراین به­نظر می­رسد برخی از آداب و سننی که در فرهنگ­های مختلف به­هنگام تجربه قاعدگی وجود دارند، و اغلب با تابوهای­زنانگی همراه است؛ بر نحوه درک از خود به­عنوان یک زن موثر است.

۵-۳-۲- تابوها و انگ­های قاعدگی

بستر فرهنگی و اجتماعی که دختران در آن بلوغ را تجربه می­کنند، با تابوهای قاعدگی، انگ­های پریودی و نگرش­های منفی از قاعدگی فراگرفته شده است. قاعدگی به­طور همزمان یک تابو و یک موضوع مورد انگ در بسیاری از نقاط جهان است(Nair,2025: 1). به‫گونه‌ای که سایر تغییرات جسمی برای دختران این­گونه نیستند(Koch & Mendl,2022: 13). زنانی که قاعدگی را تجربه می‫کنند با احساسات منفی نسبت به قاعدگی خود دست و پنجه نرم می­کنند(Lese,2016: 17). بنابراین تجربه بلوغ برای دختران در یک چنین زمینه فرهنگی و اجتماعی با رویکرد منفی به قاعدگی، چندان مطلوب نخواهد بود. هم­چنین می‫تواند منجربه تمایل به پنهان­کردن علائم قاعدگی،سرکوب قاعدگی، احساس خجالت و شرمندگی، تنفر از بدن زنانه و بیگانگی و فاصله از زنانگی شود.

     مفهوم‌سازی قاعدگی به­عنوان یک تابو مبتنی بر این درک است که قاعدگی رویدادی است­که در یک نظم اجتماعی خاص نمی‌گنجد و آن را به چالش می‌کشد. باکلی و گوتلیب در توضیح تابوها اظهار می‌کنند که «مردم‌نگاران بارها گزارش داده‌اند که خون قاعدگی و زنان در حال قاعدگی «خطرناک، توهین‌آمیز و آلوده» تلقی می‌شوند(Masuku,2015:18). ما هنوز در اجتماعاتی زندگی می‌کنیم که قاعدگی یک امر منفی و مذموم بوده و زنان با تابوهای قاعدگی و هنجارهای سختگیرانه در درون و بیرون خانواده روبه­رو هستند.  بدین ترتیب مفهوم"شرم ­پریودی"برای درک ننگ­قاعدگی بسیار مهم است. شرمندگی زنان نسبت­به چرخه قاعدگی را می­توان در پنهان کردن قاعدگی، و محدود کردن خود در کارهایی که می­توانند در طول قاعدگی انجام دهند، مانند ورزش کردن مشاهده کرد. شرمساری پریودی موجب تقویت عنصر فرهنگی کثیف بودن زنان در طول دوران قاعدگی است(Lese,2016: 4). انگ قاعدگی نه­تنها موجب احساس شرم در افراد می­شود، بلکه با انتظارات اجتماعی پنهان‫کردن فیزیکی و کلامی قاعدگی همراه است(Tomlinson,2025: 21). همچنین معمولا به دختران نوجوان می­آموزند که در مورد قاعدگی در ملاءعام سخن نگویند(Roberts, et.al, 2002: 132; Mukta & Subramanyam,2020: 11)، انگ­های­قاعدگی، عادت ماهانه زنان را به­مثابه آلودگی، موجب شرم و نیازمند پنهان کردن می­پندارند.     قاعدگی نماد مفهوم کلی از زنانگی است و مسائل مربوط به زنانگی نباید در فضاهای تحت سلطه مردانگی برجسته شود (Lese,2016: 4). مردم­شناسان هنوز شواهدی می­یابند که نشان از درک زنان در حال قاعدگی به‫مثابه آلوده‫کننده دارد(Roberts, et.al,2002:132). هوپرت (۲۰۰۰) مفهوم «فرهنگ پنهان‫کاری» را برای اشاره به شرمی که زنان را به مخفی نگه­داشتن قاعدگی خود وادار می­کند، ابداع کرد. وود (۲۰۲۰) از این پدیده به­عنوان «ضرورت پنهان­کردن» یاد کرده است(Tomlinson,2025: 21). می­توان گفت برداشت منفی از قاعدگی و تابوهای آن، احساس شرم و خجالت، آلوده­انگاری خود، احساس خطر، احساس ترس و ضرورت پنهان­کاری را به دختران تحمیل می­کند.

۶-۳-۲- آموزش بلوغ و قاعدگی

مادران اغلب منبع اولیه دانش در مورد بلوغ در جوامع غربی هستند، اما در جوامع کمتر توسعه­یافته مادران درباره مسائل حساس [با فرزندانشان] صحبت نمی­کنند. در گذشته دو منبع متداول دانش، مادربزرگ‌ها و خاله‌ها با خواهران بزرگ‌تر و سایر زنان جامعه بودند(Bacalja& Ndaferankhande,2020: 435). مطالعات بسیاری در کشورهای هند، پاکستان، بنگلادش و اندونزی حکایت از دانش ناکافی دختران در مورد قاعدگی در جوامع کم­تر توسعه­یافته دارند(Coast. Et.al,2019:297; Msovela et al,2025:1). به­تدریج منابع اطلاعاتی دیگری هم­چون مدرسه، گروه همسالان، رسانه­ها، شبکه­های اجتماعی و فضاهای مجازی برای آموزش بلوغ به کمک مادران آمدند(Tiwari, et.al,2006: 424). گاه والدین می­توانند به­عنوان مانعی برای دریافت آموزش دقیق و با کیفیت بلوغ جوانان عمل کنند. نگرش­­ها و رفتارهای شخصی والدین مربوط به بلوغ و موضوعات مربوط به سلامت جنسی می­تواند تحت تأثیر دیدگاه­های اجتماعی-فرهنگی، اعتقادات سیاسی و تربیت آن­ها باشد(Schmitt et al, 2022: 4). انگ قاعدگی ممکن­است والدین را از صحبت با فرزندان خود منصرف­کند(Tomlinson,2025:22). خصوصی بودن فرآیند قاعدگی چنان قوی است که سخن گفتن لازم و اجباری با یک­دیگر درباره آن، رمزآلود است(Lese,2016:4). اگر زنان جوان اطلاعات کافی در این‫باره  نداشته باشند، احتمالا از بدن خود احساس شرم کرده و عزت نفس پایینی را تجربه می­کنند که می­تواند منجر به بیگانگی از زنانگی شده و تا بزرگسالی باقی بماند(Tomlinson,2025: 22). بنابراین دریافت اطلاعات درست، در زمان مناسب بر نحوه مواجهه با تجربه بلوغ و درک مثبت­ از خود به­­عنوان یک زن می­تواند تأثیر بگذارد. ارتباط این درک­از زنانگی بر جنبه­های مختلف هویّتی زندگی یک دختر جوان را نمی­توان نادیده گرفت.

3- روش­تحقیق

روش مورد استفاده در این پژوهش پدیدارشناسی است. اصطلاح «پدیدارشناسی» از نظر هوسرل به‫معنای توصیف، اکتشاف، تجزیه و تحلیل پدیدارهااست(ازکیا و احمدرش، ۱۳۹۹: ۱۶۳). پدیدارشناسی به‫معنای تجارب زیسته افراد متعدد از یک مفهوم یا پدیده است. پدیدارشناسان اشتراکات مشارکت­کنندگان در تجربه یک پدیده را مدنظر قرار می­دهند. هدف اصلی پدیدارشناسی تقلیل تجارب افراد از یک پدیده به توصیفی از ماهیت واقعی آن چیز است. این توصیف شامل «آنچه» آن­ها تجربه کرده­اند و «چگونگی» تجربه آنان  است(کرسول، ۱۳۹۸: ۷۹).

     با توجه به ماهیت پرسش آغازین، تلاش شد تا با ابزار مصاحبه نیمه­ساختاریافته به فهم تجربه زیسته دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده از بلوغ و نقش این تجربه بر درک­ آن­ها از زنانگی­ دست یابیم. پس از تشریح موضوع تحقیق و کسب رضایت مشارکت­کنندگان، گردآوری داده­ها با استفاده از مصاحبه آغاز شد. هر مصاحبه بین ۲ تا ۳ ساعت به طول می­انجامید و در نهایت با ۳۰ زن مصاحبه شد.

     مشارکت­کنندگان در این پژوهش دختران شاغل و تحصیلکرده بین ۲۵ تا ۴۵ ساله هرگز ازدواج­نکرده ساکن شهرستان­های سمنان و شاهرود هستند. نمونه­گیری از نوع هدفمند است. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری تعیین شد. مشخصات مشارکت­کنندگان در جدول 2 درج شده است.

جدول۲. مشخصات جمعیت­شناختی مشارکت­کنندگان تحقیق

شهر

شغل

رشته تحصیلی

تحصیلات

سن

نام

ردیف

سمنان

1-مدرس حق­التدریس2- کارمند

جامعه شناسی

دانشجوی دکترا

39

زری

1

سمنان

1- کارمند 2- مربی ورزشی

امور دارویی

لیسانس

33

مریم

2

سمنان

کارمند

حقوق

لیسانس

26

الهه

3

شاهرود

پرستار

پرستاری

لیسانس

25

بیتا

4

سمنان

شرکت صنعتی

ادبیات

لیسانس

44

بهاره

5

سمنان

شرکت صنعتی

مهندسی شیمی

فوق لیسانس

32

آناهیتا

6

سمنان

کارمند

فیزیولوژی ورزشی

دانشجوی دکترا

33

مائده

7

سمنان

کارمند

مدیریت مالی

فوق لیسانس

28

کوثر

8

سمنان

کارمند

مهندسی کشاورزی

فوق لیسانس

33

فاطیما

9

سمنان

صندوقدار

ادبیات فارسی

لیسانس

29

آسیه

10

شاهرود

صندوقدار

مدیریت صنعتی

لیسانس

26

آزیتا

11

شاهرود

صندوقدار

کامپیوتر

لیسانس

28

مطهره

12

سمنان

کارمند

کامپیوتر

لیسانس

36

فرح

13

سمنان

معلم

علوم تربیتی

فوق لیسانس

40

پریا

14

شاهرود

پرستار

پرستاری

لیسانس

29

مونا

15

سمنان

کارمند

حقوق جزا و جرم شناسی

فوق لیسانس

42

مهسا

16

سمنان

آرایشگر

ادبیات

لیسانس

38

آرزو

17

سمنان

1-مربی ورزشی 2- حسابدار

حسابداری

لیسانس

33

نازنین

18

شاهرود

معلم

روانشناسی

فوق لیسانس

35

معصومه

19

شاهرود

مشاور

روانشناسی

فوق لیسانس

30

کیمیا

20

شاهرود

وکیل

حقوق

فوق لیسانس

32

نسترن

21

شاهرود

مربی  ورزشی

تربیت بدنی

فوق لیسانس

28

فریده

22

شاهرود

معلم

روانشناسی

فوق لیسانس

30

راحله

23

شاهرود

منشی دفتری

علوم تربیتی

لیسانس

34

فائزه

24

شاهرود

وکیل

حقوق خصوصی

فوق لیسانس

34

نادیا

25

شاهرود

پزشک

پزشکی

دکترا

32

سیمین

26

شاهرود

منشی دفتری

معماری

لیسانس

39

آوا

27

شاهرود

1- منشی دفتری-2- بازاریاب

نرم افزار کامپیوتر

لیسانس

27

شبنم

28

سمنان

1- معاون آموزشی 2حسابدار

دبیری آموزش و پرورش

لیسانس

26

سلما

29

شاهرود

کارمند

روانشناسی

فوق لیسانس

41

فهیمه

30

تذکر: برای حفظ حریم خصوصی مشارکت­کنندگان، کلیه اسامی به کار رفته در جدول، مستعار است. هم­چنین با اجتناب از ذکر عنوان دقیق شغل و محل اشتغال،  گمنامی آن­ها حفظ شد.

 

روش تجزیه و تحلیل داده‫ها مبتنی­بر پدیدارشناسی تفسیری است. توصیف داده­ها پس از پیاده­سازی مصاحبه­ها، در دو سطح استخراج و با توجه به خط سیر داستان مشارکت‫کنندگان برمبنای ترتیب وقوع حوادث، رویدادها به تفسیر و تجزیه و تحلیل داده‫ها پرداختیم. در واقع با معنا دادن به یافته­ها و انتزاعی نمودن آن­ها، الگوها و معانی حاصل از داستان­ها تفسیر گردید.

     برای نیل به معیارهای اعتبار پذیری، اطمینان­پذیری، تأییدپذیری و انتقال­پذیری؛ در جریان پیاده­سازی و ثبت مصاحبه­ها، مفاهیم به­دست­آمده از طریق تماس با مشارکت­کنندگان و در میان گذاشتن مفاهیم به­دست­آمده از مصاحبه­ها با ایشان ­کوشیدیم از صحت مفاهیم به­دست آمده اطمینان یابیم. هم­چنین یافته­های حاصل از تحلیل تک تک مصاحبه­ها در جلسات متعدد با استادان به بحث گذاشته و بازبینی ­شد.گفته­های مشارکت­کنندگان به هنگام ارجاع، عیناً و با تمامی جرئیات آورده شد و تنوع نمونه­ها هم در تعداد و هم در مفاهیم در حال شکل­گیری، مد نظر قرار گرفت. اگر چه این پژوهش ادعایی بر تعمیم ندارد، اما تلاش شده­ است تا به معیارهای انتقال­پذیری در روش­شناسی کیفی نزدیک شویم.

 

جدول ۳- کدگذاری، مفاهیم و مقوله­های سطح ۱ و سطح ۲

کدها/مفاهیم

مقوله­های سطح ۱

مقوله­های سطح ۲

سن قاعدگی

زمان تجربه بلوغ

زمان رخداد بلوغ

نگرانی خانواده از عدم رخداد قاعدگی

اهمیت رخداد بلوغ

 

 

نحوه مواجهه با بلوغ

عواطف و احساسات همراه با تجربه بلوغ

شرایط جسمی همراه با تجربه بلوغ

نحوه مواجهه با علایم بلوغ

سیلی خوردن هنگام رخداد قاعدگی

آداب و رسوم مواجهه با بلوغ

نقش حمایتی مادر در مواجهه با بلوغ

نقش غیر حمایتی مادر در مواجهه با بلوغ

 

نقش مادر در مواجهه  بلوغ

عدم آگاهی قبلی از بلوغ

آگاهی ناقص توسط مادر، مدرسه و ... از بلوغ

آگاهی کامل از بلوغ پیش­از رخداد قاعدگی

مواجهه ناآگاهانه با بلوغ

مواجهه نیمه آگانه با بلوغ

مواجهه آگاهانه با بلوغ

 

سطح آگاهی از بلوغ

زن به مثابه موجودی محدود

 

درک از زن

 

 

 

درک­از زنانگی

زن به­مثابه موجودی جنگ­جو و طغیان­گر

زن به­مثابه موجوی لطیف و احساساتی

تعریف دوگانه(زن به­مثابه موجودی ضعیف در عین­حال قوی)

رضایت­از زن بودن

 

رویکرد به جنسیّت خود

عدم­رضایت­از زن بودن وتمایل به مرد بودن

تمایل به بدون جنسیّت بودن(یا جنسیّت خنثی)

ازدواج به مثابه ضرورت

درک از ازدواج

 

 

 

رویکرد به ازدواج

ازدواج به مثابه محدودیّت

ازدواج به­مثابه یک انتخاب

ازدواج به­مثابه نقطه توقّف

میل به ازدواج

تمایل به ازدواج

عدم تمایل به ایفای نقش­های جنسی

 

عدم­تمایل به ازدواج

عدم تمایل به پذیرش سلطه مردانه

سرگردانی جنسیّتی

عدم­احساس نیاز به ازدواج

 

۴- یافته­ها

به­نظر می­رسد یکی­از عناصری که بر درک از ­زنانگی اثر می­گذارد، نحوه مواجهه با رخداد قاعدگی و تجربه بلوغ است. جدول 3 نشان می‫دهد که کدگذاری سطح ۱، به سیزده مقوله­ منجر شده‫است. در سطح ۲ پنج مقوله اصلی شامل ۱- زمان رخداد بلوغ، ۲- نحوه مواجهه با بلوغ، ۳- سطح آگاهی از بلوغ، ۴- درک­از زنانگی و 5- رویکرد به ازدواج ظاهر شدند..

۱-۴- زمان رخداد بلوغ

در این پژوهش، سن تجربه بلوغ، مشارکت­کنندگان با هم تفاوت­هایی داشت؛ آنان در یک‫بازه سنی ۱۱ تا ۱۷ سالگی، قاعدگی را تجربه کرده­بودند.

     اغلب مشارکت­کنندگان در سنین بین 11تا 14 سالگی بلوغ را تجربه کردند. نازنین در این‫باره می­گوید: «۱۱ سالم بود. خیلی زود پریود شدم.» همچنین سیمین می­گوید: «خیلی کوچیک بودم ۱۲سالم بود که پریود شدم». فاطیما نیز در این‫باره می­گوید: «۲۲ خرداد بود. دقیق یادمه. سال دوم راهنماییم بودم. فکر کنم می­شه ۱۳ سالگی.»

     اما 4 نفر از مشارکت­کنندگان در سال­های پایانی مقطع دبیرستان و حتی بعد از دیپلم قاعدگی با تأخیر را تجربه کردند. مهسا می­گوید: «من سوم دبیرستان، پریود شدم. به­نظر خیلی دیر شده بود. من دو تا خواهرام که کوچیک­تر از من بودن، هر دوتاشون شده بودن ولی من نمی­شدم.» نادیا در ۱۸ سالگی به بلوغ رسید. او می­گوید: «نسبت­به همه دخترای دور و برم. از فامیل گرفته تا همسایه و همکلاسی­هام من دیرتر پریود شده بودم...».

۲-۴- نحوه مواجهه با بلوغ

یکی­از مقولات اصلی که در سطح ۲کدگذاری به آن دست­یافتیم، مقوله «نحوه مواجهه با بلوغ» است که شامل زیرمقوله­های «اهمیت رخداد بلوغ»، «نحوه مواجهه با علایم بلوغ»، «آداب و رسوم مواجهه با بلوغ» و «نقش مادر در مواجهه با بلوغ» در ذیل این مقوله جای گرفت.

۱-۲-۴- اهمیت رخداد بلوغ

رخداد بلوغ برای مشارکت­کنندگان بسیار مهم بود. در برخی موارد عدم وقوع بلوغ در سنین معمول (۱۲تا ۱۵ سالگی) موجب نگرانی فرد و خانواده شده­بود؛ زیرا تجربه دیرهنگام بلوغ، ترس از بیماری و مشکل جنسی-جنسیّتی را به ذهن دختران نوجوان و خانواده­ها متبادر می­کرد.

     فرح که در ۱۷ سالگی بلوغ را تجربه کرد، می­گوید: «من منتظر بودم پریود شم. چون همه دوستام شده بودن ولی من نه. برام دغدغه شده بود که چرا نمی­شم. می­گفتم نکنه مریضم...» پریا که با بلوغ دیرهنگام در ۱۷ سالگی؛ دائماً خود را با گروه دوستانش مقایسه می­کرد. عدم­تجربه بلوغ را از دوستانش پنهان کرده‫بود. او می­گوید: «نسبت­به هم­سن و سالام من خیلی دیر پریود شدم. فکر کنم سوم دبیرستان بودم. همش داشتم غصه می­خوردم که چرا همه بچه­ها دارن راجع­به این موضوع که براشون پیش اومده، حرف می­زنن و من نه. خیلی نگران بودم.... البته به دوستام نگفته ­بودم. همش می­ترسیدم نکنه یهو تبدیل به یه مرد بشم.» نادیا که در ۱۸ سالگی بلوغ را تجربه­ کرده­ است، می­گوید: «دبیرستان که بودم، دوستام می­گفتن ما پریود هستیم. تو دلم می­گفتم من چرا نمی­شم. مامانم می­خواست منو ببره دکتر و آخر هم برد. دکتر گفت مشکلی نیست و کسی که دیر پریود می­شه، احتمالاً یائسگی دیرتری هم داره. مامانم همش نگران بود. هر روز منتظر بود بشم ...«

۲-۲-۴- نحوه مواجهه با علائم بلوغ

مشارکت­کنندگان به­هنگام نخستین تجربه قاعدگی و مواجهه با علایم و نشانه­های بلوغ به­لحاظ عواطف، احساسات و شرایط جسمانی تجربیات متفاوتی داشتند. به­جز تعداد کمی از مشارکت­کنندگان، آن­چه در اغلب آنان مشترک است، سعی در پنهان­کردن علایم بلوغ است.

۱-۲-۲-۴- عواطف و احساسات همراه با تجربه بلوغ

مشارکت­کنندگان به­هنگام مواجهه با علائم بلوغ، احساسات مختلفی را تجربه نمودند. ترس، نگرانی، اضطراب و استرس، فریاد کشیدن، خجالت، گریه، تنفر از خود، احساسات منفی و سعی در پنهان کردن علایم بلوغ از جمله حالات روحی و احساساتی است که هم­زمان با قاعدگی با آن روبه­رو شده­اند. 

     برخی­از آن­ها دچار ترس و نگرانی شدند. کوثر پس­از مواجهه با بلوغ بسیار ترسیده است. او می­گوید: «می­خواستیم بریم خونه عمم مهمونی؛ من ... پریود شدم. خیلی ترسیدم.» آرزو که با ترس ناشی­از مشخص­شدن علائم و شرایط بلوغ مواجه بود، می­گوید: «من می­ترسیدم. زنگ ورزش وقتی پریود بودم، می­مردم از ترس. می­ترسیدم موقع پروانه رفتن....» شبنم علاوه­بر ترس، نگران این بود که مبادا بیمار شده­ باشد. او می­گوید: «اولش ترسیده بودم. گفتم نکنه مریض شده­ باشم. حس خیلی بدی داشتم. اصلاً عصبی بودم،از خودم بدم می­اومد ...» مهسا استرس همراه با مواجهه با رخدا بلوغ را این­گونه توصیف می­کند: «خونه بودم یک­دفعه­ای استرس گرفتم. استرس این­که بزرگ شدم دیگه... »

      برخی­دیگر از مشارکت­کنندگان، پس­از مواجهه با علائم بلوغ سعی­کردند آن را پنهان کنند. فهمیه می­گوید: «صبح که از خواب پا شدم ... خون دیدم. تا ۲۴ ساعت به مامانم هیچی نگفتم. فکر می­کردم این حریم منه، شخصیه خیلی و کسی نباید بدونه....» الهه نیز زمان تجربه بلوغ سعی در پنهان­کردن علائم آن داشته و بسیار ترسیده­­است. او می­گوید: «اولین­بار که  ... لکه خون دیدم، ... همه رو قایم کردم توی کشو... خیلی هم ترسیده بودم خیلی...گریه می­کردم. خیلی حس بدی داشتم.» نازنین می­گوید: «تا ۷ ماه به مامانم نمی­گفتم چون می­ترسیدم. خیلی مضطرب شده بودم. خجالت می­کشیدم.... اصلاً از خودم بدم اومد....»۲-۲-۲-۴- شرایط جسمی همراه با تجربه بلوغ

درد یکی از نشانه­های جسمی و فیزیکی است که اکثر مشارکت­کنندگان هنگام نخستین مواجهه با رخداد بلوغ درک­کرده بودند، دل­درد، سرگیجه، حالت تهوع و احساس ضعف و بی­اشتهایی از شرایط و ویژگی­های جسمانی بود، که آنان مطرح کرده­اند. راحله در این‫باره می­گوید: «روی پاهام نمی­تونستم بایستم، اصلاً گشنم نمی­شد. فقط دلم می­خواست بخوابم. حوصله نداشتم حتی کسی با من حرف بزنه. چون از درد به خودم می‫پیچیدم فقط.» پریا نیز شرایط جسمانی خود به­هنگام رخداد قاعدگی را این­گونه توصیف می­کند: «اون روز خونه بودم. دل­درد بودم. خیلی حالم بد بود.» مهسا می­گوید: «دل­درد داشتم. سرم گیج می­رفت. هنوزم دل­درد می­شم...» مائده می­گوید: «مدرسه که بودم دل درد داشتم. اومدم خونه.. ... دیدم پریود شدم. خون که دیدم حالم بهم خورد. تمام خونه دور سرم می‫چرخید. خیلی روز بدی بود.»

۳-۲-۴- آداب و رسوم مواجهه زنان با بلوغ

برخی از مشارکت­کنندگان به­هنگام مواجهه با بلوغ، با فرهنگ و آداب و رسوم خاصی روبه­رو شده­اند. تعدادی از آنان به­هنگام تجربه بلوغ، از مادر یا سایر زنان نزدیک فامیل، سیلی خورده ­بودند. مشارکت­کنندگان دلایلی ­چون از بین­رفتن ترس، زیبایی صورت و نداشتن غرور را برای این رسم بیان کردند. سلما یکی­از دخترانی است که به­هنگام رخداد بلوغ از مادرش سیلی خورده است. او می­گوید: «... به مامانم گفتم. زد تو گوشم. گفت زدم که غرورت بریزه. منم گریم گرفت. گفتم چرا میزنی مگه تقصیر منه؟» آسیه می­گوید: «به مامانم گفتم ... مامانم گفت هم­چین موقع­هایی باید بزنی تو گوش دختر که ترسش بریزه. ولی یادمه خیلی آروم زد و گفت رسمه.» آزیتا که پس از مطرح کردن وقوع بلوغ با زنان نزدیک فامیل، سیلی خورده بود، می­گوید: «شب بود داشتیم منچ بازی می­کردیم. عمم و دخترعمه­هام خونه ما بودن. .... به دخترعمم گفتم فکر کنم پریود شدم. اون زد توی صورتم. گفت رسمه.» فرح در رویکردی متفاوت درباره تجربه سیلی می­گوید: «ما باغ­مون بودیم.... به مامانم گفتم. زد توی گوشم.گفت برا اینه که لپت گل بندازه. لپ­هات قرمز می­مونه. به من اینو گفت.» فائزه نیز در این‫باره می­گوید: «خالم زد توی گوشم. گفت رسمه می­زنن تو گوشت زردگونه نشی. که صورت سرخ و سفیدی داشته باشی. یه رسمه. می­گن اگه نزنن همیشه زرد و زار می­شه قیافه دختر.»

     شایان ذکر است که برخی از مشارکت­کنندگان از رسم سیلی زدن به­هنگام رخداد بلوغ از سوی مادر به دختر کاملاً بی­اطلاع بودند. آرزو در این‫باره می­گوید: «نه چرا باید تو گوشم می­زد؟ وای واقعاً؟ من تا حالا نشنیدم همچین چیزی رو. مطمئنم سمت ما این رسما نیست.»

       برخی­دیگر از مشارکت­کنندگان گفتند که علی­رغم وجود این رسم و آگاهی از آن، این سنّت در مورد آن­ها اجرا نشده­است. فاطیما می­گوید: «وقتی رفتم به مامانم گفتم. مامانم یه­کم خندید. بعد گفت عععع مبارک باشه. من شنیده بودم که مامانا می­زنن تو گوش دخترا. دخترخاله­هامم یه چک خورده­ بودن همشون وقتی پریود شدن. منتظر بودم که مامانم بزنه ولی نزد. نمی­دونم چرا.» شبنم که از ترس سیلی خوردن، بلوغ خود را از مادرش تا مدت­ها پنهان کرده بود، می­گوید: «من یکی از دلایلم که به مامانم نگفتم این بود که می­ترسیدم منو بزنه. چون خیلی­ها گفتن می­زنن تو گوشت. من ترسیدم منو بزنه. ولی مامان من وقتی فهمید نزد.»

۴-۲-۴- نقش مادر در تجربه بلوغ

در این پژوهش، نقش مادر در مواجهه با نخستین علایم زنانگی و بلوغ در میان مشارکت­کنندگان متفاوت بود. برخی­از آنان پیش­از مواجهه با علائم بلوغ، از طریق مادر از آن آگاهی یافته و پس­از تجربه بلوغ از ­حمایت مادر برخوردار شدند.

     بیتا که مادرش راجع به پریودی به او توضیح داده و شرایط لازم را برای دخترش فراهم کرده­است، می­گوید: «مامانم قبلش بهم گفته بود. وقتی شدم برام ... خرید. مامانم خوشحال بود گفت یادته مثلاً بهت گفتم منم اینجوریم. هر ماه این­طوری می­شم. الآن برای تو هم شروع شده.» سلما می­گوید: «قبل­از اون­که بشم، می­دونستم. مامانم که ... مصرف می­کرد، فهمیده بودم. ازش پرسیده بودم. اونم بهم گفت دخترا فقط این­­طوری می­شن. وقتی شدم. مامانم مواظبم بود. خودش برام ... می­گرفت همیشه. حالا توی این سن و سال هم وقتی من پریود می­شم، مامانم خیلی هواسش بهم هست. ...» سیمین می­گوید: «.... بعد از این­که اتفاق افتاد. ... یادمه ... درد داشتم خیلی. مامان بهم مسکّن داد. چای نبات داد. توی گوشم نزد. خیلی هم نازمو می­کشید اتفاقاً.» آناهیتا نیز رفتار محبت­آمیز مادرش به­هنگام مواجهه با علایم بلوغ را این­گونه توضیح می­دهد: «به مامان گفتم .... همین کافی بود که مامان بفهمه. گفت اشکالی نداره مامان جون. پریود شدی. بهم ... داد.»

     اما برخی­ دیگر از آنان نه تنها پیش­از مواجهه با علائم بلوغ، اطلاعات خاصی از مادر خود دریافت نکرده بودند، بلکه پس از آگاهی مادر از رخداد بلوغ با سرزنش و رفتار خشونت­آمیز مادر و فشار برای پنهان کردن آن مواجه شده بودند. نازنین می­گوید: «بعد از ۷ ماه یه جایی رو کثیف کردم. مامانم دید و فهمید. کلی سرزنشم کرد. هی گفت خاک تو سرت و فلان.» فریده که از پس از اطلاع بلوغ به مادرش مورد خشونت و سرزنش قرار گرفته است، می­گوید: «ده، یازده ساله بودم. خیلی کمرم درد می­کرد یه رو از صبح. غروبش دیدم .... دست و پام می­لرزید. به مادرم گفتم. دست مو کشیده با عصبانیت و فحش منو برد حموم. گفت نمازت قضا شده. من خیلی فکر کردم که نمازم قضا شده یعنی چی. چرا مامانم اینجوری کرد. گفت بزرگ بشی می­فهمی. گفت دهن­تو می­بندی. جلو بابات هیچی نمی­گی.»

۳-۴- سطح آگاهی از بلوغ

براساس یافته­های این پژوهش، میزان و نحوه آگاهی مشارکت­کنندگان از بلوغ متفاوت بوده ­است. برخی­از آن­ها کاملاً آگاهانه، برخی نیمه­آگاهانه و برخی دیگر ناآگاهانه بلوغ را تجربه کرده­اند.

۱-۳-۴- مواجهه آگاهانه با بلوغ

 در میان مشارکت­کنندگانی که آگاهانه، با بلوغ مواجه شده­بودند، دسته­ای این آگاهی را از طریق مدرسه و گروه دوستان و دسته­ای دیگر آن را از طریق مادر یا زنان و دختران فامیل به­دست آورده بودند.

      راحله می­گوید: «داخل مدرسه یه توضیحاتی داده بودن بهم. برام چیز عجیبی نبود. من می­دونستم و آمادگی قبلی داشتم، واسه همین نترسیدم. شوک نشدم. خیلی راحت پذیرفتمش.» فرح که از طریق گروه دوستان و در مدرسه، اطلاعاتی در زمینه بلوغ داشت، می­گوید: «من خیلی دیرتر از هم­کلاسی­هام پریود شده بودم. یادمه اونا همشون زودتر از من شده بودن. واسه همین من می­دونستم دیر یا زود اتفاق میفته.» آناهیتا نیز می­گوید: «قبلش تو مدرسه و بین دوستامون صحبت شده­بود. ولی مامان اصلاً راجع به این قضیه صحبتی باهام نکرده­ بود. ولی به هر حال من میدونستم.»

     بهاره به­واسطه دختران فامیل از ماهیت بلوغ آگاهی یافته­است. او می­گوید: «من می­دونستم... دخترخاله­ها که می­نشستیم با هم دیگه حرف می­زدیم بیشتر این صحبت­ها می­شد». آزیتا نیز می­گوید: «آره می­دونستم، خب من دخترخاله خیلی دارم و دو رو برم زیاد دختر بودن و می­شنیدم خب ازشون. ....»

     سیمین به­واسطه مادرش که پرستار بود، درباره شرایط بلوغ آگاهی داشت. او می­گوید: «مادرم بهمون گفته بود، خانم­ها وقتی بزرگ می­شن یه سری تغییرات توشون ایجاد می­شه.  خوب مادرم پرستار بود. آناتومی رحم و بدن زنانه رو برامون توضیح داد. بعد ۱۱سالم که شد گفت یکی از این تغییرات خونریزیه رحمه.»

۲-۳-۴- مواجهه نیمه­آگاهانه با بلوغ

برخی­از مشارکت­کنندگان، با اطلاعاتی جزئی و ناقص با بلوغ مواجه شدند. این گروه اگرچه کاملاً ناآگاه نبودند اما آگاهی دقیقی از ماهیت و شرایط بلوغ نیز نداشتند.

     آسیه می­گوید: «خیلی جزئی می­دونستم. مامانم وقتی نماز نمی­خوند می­گفت خانم­ها در ماه ۷ روز خدا بهشون استراحت میده نباید نماز بخونن. در این حد می­دونستم بیشتر نه.» مونا می­گوید: « فقط توی مدرسه دبیر ... موقع نماز جماعت ظهر در مورد غسل توضیح داده­بود. بعد من از بچه­ها یه­چیزایی می­شنیدم. کنجکاو شده بودم. از مامانم چند بار پرسیدم ولی توضیح نداد. نمی­دونم چه­جوری پیچوند منو. تا وقتی که دیگه خودم شدم بعد بهم گفت.» شبنم نیز می­گوید: «تقریباً یه چیزایی می­دونستم ولی خیلی نه. ... رو نمی­دونستم برای چی استفاده می­شه. .... اما یکی­از دوستام بهم گفته­بود ....ولی بازم من خیلی حالیم نمی­شد.»

۳-۳-۴- مواجهه ناآگاهانه با بلوغ

برخی­از مشارکت­کنندگان بدون هیچ­گونه آگاهی قبلی با بلوغ مواجه شده­اند. آرزو می­گوید: «نه من هیچی نمی­دونستم. اصلاً. همون­موقع که پیش اومد، خواهر بزرگم برام توضیح داد. مامانم ­و خواهرام قبلش هیچی بهم نگفته بودن.» او دو خواهر داشت. بهاره نیز می­گوید: «اصلاً نمی­دونستم که چی هست؛ یعنی هیچ­کی برای من توضیح نداده بود. نه مدرسه نه مامانم. بعد که پریود شدم تازه مامانم شروع کرد بهم توضیح دادن. گریه می­کردم. ترسیده بودم. شاید اگه قبلش بهم توضیح داده­بودن. یه همچین حسی نمی­داشتم.» فائزه که تنها دختر خانواده بود، می­گوید: «خونه داییم دعوت بودیم....بعد یه داد بلند زدم. تا زمانی که پریود نشدم مامانم صحبتی باهام نکرده­بود. حتی نوار بهداشتی هم نمی­دونستم چیه.»

۴-۳-۴- تفاوت­نسلی و میزان آگاهی در نحوه مواجهه با بلوغ

در تجربه بلوغ میان مشارکت­کنندگان از نسل­های مختلف تفاوت‫هایی مشاهده شد. برخی­از آنان کاملاً در سکوت­اطلاعاتی، به­شکل ناگهانی و بدون آگاهی قبلی با بلوغ مواجه ­شده­بودند. مادران آن­ها پس­از رخداد بلوغ، شروع به ارایه اطلاعات  به دختر نوجوان خود می­کردند. این گروه از مشارکت­کنندگان که در سنین بالای ۴۰ سال قرار داشتند و به­عبارتی متعلق به دهه ۵۰ بودند، در مواجهه با بلوغ آگاهی بسیار اندکی داشتند و معمولاً به این موضوع اشاره ­کردند که در زمینه بلوغ، سکوت­اطلاعاتی ناشی­از شرم و حیا در بین مادران آن­ها نیز حاکم بوده است. مهسا ۴۲ ساله، می­گوید: «برای نسل ما، مادرا از ما خجالتی­تر بودن. چه برسه بخوان راجع به این موضوعات صحبت کنن. من از دوستام از بچه­های مدرسه یه چیزایی شنیده بودم.» هم­چنین پریا ۴۰ ساله می­گوید: «مامان من کلّاً زن خجالتی­ای بود و هست. هیچ­وقت تا الآن که به این سن رسیدم راجع­به این چیزا با من حرفی نزده. اصلاً نمی­دونه کی پریود می­شم.»

     این درحالی است­که در نسل­های جوان­تر، به­ویژه مشارکت­کنندگانی که متولد دهه ۷۰ هستند، مادران ارتباط بسیار نزدیکی با دختران خود دارند. در زمینه بلوغ، اطلاعاتی را از پیش به دختر داده و حتی در تهیه لوازم مرتبط با آن نیز با او همکاری کرده و نقش حمایتی ایفا می­کنند. آزیتا ۲۶ ساله می­گوید:«... مامانم که فهمید، اون­شب برام ... خرید. واسم کاچی درست کرد.» هم­چنین مطهره که ۲۶ سال دارد، می­گوید: «به مامان گفتم. با مامانم خیلی راحتم. قبلاً بهم گفته ­بود. بغلم کرد. هنوزم هر وقت می­شم ....هوامو داره.»

    یکی­­دیگر از تفاوت­هایی که در زمینه تجربه بلوغ به­عنوان یکی­از عناصر زنانگی، در مشارکت­کنندگان مشاهده شد، این است­که مادران معمولاً توصیه به پنهان­نمودن علائم زنانگی می­کنند. اما دختران در نسل­های جدیدتر تمایلی به پنهان­کاری ندارند. بیتا ۲۸ ساله می­گوید: «وقتی پریود می­شدم. مامانم می­گفت باید مواظب باشم مردا(بابام، بابابزرگم داداشم ...) نفهمن من پریودم. ولی من این­طوری نیستم. الآن مثلاً میرم بیرون .... می­خرم، میذاره تو نایلون سیاه، می­گم بذار تو نایلون سفید. مگه من دارم چاقو می­خرم؟ یا مثلاً اگر جایی باشم بگن چته می­گم من پریودم. خیلی راحت و بی­حالیم مثلاً بخاطر اینه.»

۴-۴- درک­از زنانگی

چهارمین مقوله از  مقولات اصلی، مقوله «درک­از زنانگی» است. که دو زیر مقوله «درک از زن» و «رویکرد به جنسیّت» در ذیل آن شناسایی شد.

1-4-4- درک از زن

در این پژوهش واژه «زن» نزد هریک از مشارکت­کنندگان به شکل متفاوتی فهمیده می­شود. «زن به­مثابه موجودی فرو دست و محدود»، «زن به­مثابه موجودی جنگ­جو و عصیان­گر»، «زن به­مثابه موجوی لطیف و احساساتی» و «زن به­مثابه موجودی ضعیف و در عین حال قوی» چهار نوع درکی است که آنان از زن بودن داشتند.

     برخی­ از مشارکت­کنندگان زن را به­مثابه موجودی فرو دست و محدود می­دانستند. آنان در تعریف خود از زن به بهره­مند نبودن از قوانین و شرایط حمایتی در خانه و اجتماع و نیز مواجهه با محدودیّت­های مختلف اشاره کردند. نازنین عدم­برخورداری زنان از حمایت­­های عاطفی و قانونی در دوران قاعدگی در خانواده و جامعه را ناشی­از  فرو دست انگاشتن زن توسط جامعه می­داند. او می­گوید: «توی ایران یا حداقل توی سمنان زن خیلی بی­ارزشه. مثلاً خانومی که پریود می­شه بهش می­گن پاچه می­گیری. تمام زن­های دنیا عادت­ماهیانه می­شن، خانواده و جامعه حمایت­شون می­کنن، قانون حمایت­شون می­کنه. ولی به ما می­گن پاچه نگیر. چرا؟ می­دونی چرا چون توی جامعه ما زن بی­ارزشه. زن یعنی همین. هیچی حسابت نمی­کنن.» مائده زن بودن را به­مثابه محدودیّت می­داند. او می­گوید: «تا وقتی پریود نشده بودم، خیلی راحت با همه پسرای فامیل بازی می­کردم، بعدش خانواده می­گفتن مواظب خودت باش. با دخترا بازی کن.»

     برخی از مشارکت­کنندگان زن را به­مثابه موجودی جنگ­جو و عصیان­گر معرفی کردند. نسترن می­گوید:«... نمی­تونی توی سرش بزنی. یه زن همون­جورکه لطافت زنان­شو داره، می­تونه برای رسیدن به خواسته­هاش بجنگه و این توانایی رو داره واقعاً که محیط اطراف­شو عوض کنه.» بیتا که علی­رغم فشار مادر برای پنهان­کردن علایم بلوغ از این کار امتناع می­کرد، زن را به­عنوان موجودی مطالبه­گر و سلطه­ناپذیر می­داند. او می­گوید: «کسی­که برای گرفتن حقش می­جنگه. تو سری خور نیست. زور گوش نمی­ده. اون­قدر تلاش می­کنه تا جایگاه واقعی­شو به­دست بیاره، زن واقعیه. به من گفتن نوار بهداشتی تو توی توالت جلو چشم نذار ولی من توجه نمی­کنم. چون زوره. چرا باید قایمش کنم؟ مگه اشتباهی می­کنم؟»

     برخی از مشارکت­کنندگان به لطافت و احساساتی­بودن در تعریف زن اشاره­ کردند. آرزو می­گوید: «زن جنسش لطیفه. واسه همین باید ازش مراقبت بشه. باید بهش توجه بشه.» فاطیما نیز با تکیه بر باورهای مذهبی خود، می­گوید: «زن یعنی احساسات محض. توی نهج­البلاغه حضرت علی می­گه زن گله، کارهای سخت و طاقت­فرسا رو بهش نسپار. ببین چه­قد حساس و ظریفه که حضرت او را مثل گل توصیف کرده.»

       برخی­دیگر از مشارکت­کنندگان تعریف دوگانه­ای از زن داشتند. آن­ها از یک‫سو زن را توانمند، آفریننده و قوی می­دانستند و از سوی دیگر او را موجودی ظریف و ضعیف می­شمردند. مهسا یک زن را در عین برخورداری از لطافت، دارای قدرت، استقلال و هوش می­داند. او می­گوید: «زن دو رو می­تونه داشته باشه. یه روش ضعیف، شکننده و لطیفه. روی دیگه­اش قوی، کاری، خردمند و باهوشه و به مرد جماعت وابسته نیست.» سلما نیز زن را ظریف و قوی می­داند. او می­گوید: «برعکس دید آقایون که می­گن زن ضعیفه است، من می­گم خانوما ظریف اما قوی­ان. خیلی از دردا و مشکلاتی رو که ما زنا تحمل می­کنیم، مردا فکرشم نمی­تونن بکنن. مثلاً زمان بارداری یا درد زایمان رو شما در نظر بگیر. هیچ مردی طاقت نمیاره.»

2-4-4- رویکرد به جنسیّت خود

یکی­دیگر ­از زیرمقوله­های، مقولهِ درک­از زنانگی، «رویکرد به جنسیّت خود» است. در این پژوهش، مشارکت­کنندگان دو دیدگاه متفاوت نسبت­به جنسیّت خود داشتند. برخی­از آنان از زن بودن خود رضایت داشتند. برخی­دیگر ­از آنان از جنسیّت خود راضی نبودند. در میان گروه دوم، برخی­از آنان تمایل داشتند که مرد باشند. اما برخی دیگر ­از مشارکت­کنندگان اگرچه از زن بودن خود رضایت نداشتند، اما نمی­خواستند مرد باشند. آنان می­خواستند بدون­جنسیّت باشند.

1-2-4-4-رضایت­از زن بودن

برخی­از مشارکت­کنندگان از این­که زن بودند، رضایت داشتند. الهه در این‫باره می­گوید: «من هیچ­وقت حسرت این­که چرا پسر نشدم رو نمی­خورم. از این­که دخترم خیلی هم راضی­ام. ...» نسترن احساس مثبت نسبت­به جنسیّت خویش را این­گونه مطرح می­کند: «اصلاً دوست ندارم پسر باشم. از این­که دخترم­ راضی­ام. حس خیلی خوبی به زن بودنم دارم.» مائده نیز می­گوید: «آره. من دوست­داشتم همیشه. مگه چشه زن بودن؟ من هیچ­وقت نبوده که بدم بیاد از این­که یه زنم. یا ناراحت باشم بگم واای چرا من زنم؟ مشکلی نداشتم با این قضیه...»

2-2-4-4- عدم­رضایت­از زن بودن

برخی­از مشارکت­کنندگان از جنسیّت خود رضایت نداشتند. آنان تمایل داشتند که مرد باشند و تصور می­کردند که اگر مرد بودند، از وضعیت بهتری در جامعه برخوردار بودند.

    فاطیما از جنسیت خود راضی نیست. او می­گوید: «اصلاً دختر بودن رو دوست نداشتم. البته قبلاً بیش­تر این حس در من غالب بود... فکر می­کردم پسرا خیلی آزادترن. .. دلم می­خواست منم پسر باشم. ... کلّاً همیشه احساس می­کنم اگه مرد بودم، بهتر بود همه چی.» مریم نیز بر این باور است که اگر مرد بود، خوشحال­تر بود. او می­گوید: «از شرایطی که به­عنوان یه خانوم توی جامعه دارم، اصلاً راضی نیستم. ولی نمی­تونم بگم به­طور کلّی خوشم نمیاد زن باشم. به­نظرم اگه مرد بودم، الآن خیلی خوشحال­تر بودم. خیلی کارا می­تونستم انجام بدم که الآن نمی­تونم.»

3-2-4-4 تمایل به بدون جنسیّت بودن

برخی دیگر ­از مشارکت­کنندگان اگرچه از زن بودن خود رضایت نداشتند، اما تمایلی هم به مرد بودن نداشتند. آنان از هرگونه جنسیّت گریزان بودند.

     سیمین می­گوید: «خیلی دوست داشتم که آدما جنسیّت نداشتن. من از این­که زنم خوشحال نیستم... دوست داشتم زن نبودم. ولی دوست هم ندارم که مرد بشم. ۱۸ سالم که بود، از جنسیت خودم متنفر بودم. ...  به تغییر جنسیّت فکر نکردم هرگز. یه جورایی شاید به محو کردن جنسیّت خودم فکر می­کنم. مهم نیست که بگن مَردم. مهم اینه که نگن زنم.» او در ادامه می­گوید: «تنها دل­خوشی من اسکیته. چون تنها جاییه­که فراموش می­کنم زنم. توی ورزش اسکی معلوم نیست زنی یا مرد. همه چی یه­جوره. من کلّاً سعی می­کنم خیلی خنثی رفتارکنم. نه خیلی پسرونه نه خیلی دخترونه.»

      فهیمه در دوره­ای از این­که زن است، بسیار ناراحت بود. او که تمایلی به مرد بودن هم نداشت، پذیرش اجباری زن­بودن را این­گونه توصیف می­کند: «توی سیزده، چهارده سالگی اصلاً دوست نداشتم دختر باشم. واقعاً افسرده بودم از این­که دخترم. ... بعد از این­که پریود شدم، مجبوری قبول کردم که دیگه زنم...دلم نمی­خواد مرد بشم. سوءتفاهم نشه. ولی یه حس عجیبی دارم. نمی­دونم چه­جوری توضیح بدم برات.»

5-4- رویکرد به ازدواج

پنجمین مقوله اصلی که در سطح ۲ کدگذاری ظاهر شد، «رویکرد به ازدواج» است. که سه زیر مقوله «درک­از ازدواج»، «تمایل به ازدواج» و «عدم­تمایل به ازدواج» در ذیل آن شناسایی شد.

1-5-4-درک­ از ازدواج

یکی­از زیرمقوله­های مقوله اصلی رویکرد به ازدواج، «درک از ازدواج» است. در ذیل این زیر مقوله، مفاهیم «ازدواج به­مثابه ضرورت»، «ازدواج به­مثابه محدودیّت»، «ازدواج به­مثابه یک انتخاب»و «ازدواج به­مثابه نقطه توقّف» جای گرفت.

1-1-5-4- ازدواج به­مثابه ضرورت

برخی­از مشارکت­کنندگان ازدواج را یک ضرورت می­دانستند. الهه می­گوید: «به­نظر من یکی­از اصل­های ضروری و حتمی زندگی هر زنی ازدواج کردنه.....» مطهره نیز می­گوید: «ازدواج یه بخش غیرقابل حذف از زندگیه ماست. همه باید یه روز ازدواج ­کنن...برای تولیدمثل، برای تنها نبودن، برای رفع نیازمون به عشق، برای خواسته­های جنسی­مون باید ازدواج کنیم.»

2-1-5-4- ازدواج بهمثابه محدودیّت

برخی­از مشارکت­کنندگان ازدواج را محدودیّت می­دانستند. آنان در تعریف ازدواج به از دست دادن آزادی، استقلال­شخصی، ضرورت تعهد و هماهنگی در زندگی مشترک با همسر و محدودیّت ارتباطات اشاره کردند. نادیا می­گوید: «من احساس می­کنم ازدواج  یه­جور محدودیته. دست و بال­مو می­بنده. دیگه این فراغ­ بالو ندارم. همیشه فکر می­کنم از این حالت استقلالی که الآن دارم، با ازدواج می­آم بیرون.» آسیه نیز در این‫باره می­گوید: «هر جور حساب می­کنم، ازدواج چیزی جز محدودیت نیّست. ... .خیلی کارا رو دیگه نمی­تونی انجام بدی. ... مثلاً روابطت با خیلی از آدما محدود می­شه.»

3-1-5-4- ازدواج به­مثابه یک انتخاب

 برخی­از مشارکت­کنندگان، ازدواج را تنها یکی از صدها انتخاب یک زن در زندگی می­دانستند. بهاره می­گوید: «.... یا یکی با شرایطی که می­خوام میاد و انتخابش می­کنم یا این­که اون شرایط پیش نمیاد و ازدواج نمی­کنم. مثل خیلی از انتخاب­های دیگه توی زندگی....البته انتخاب سختیه. سرنوشت­سازه. ولی انتخابه.» نازنین نیز می­گوید: «واسه یه زن امروزی ازدواج اولویت نیست، یه انتخابه. می­تونه انتخاب کنه ازدواج کنه. می­تونه انتخاب کنه مجرد باشه....»

4-1-5-4- ازدواج به­مثابه نقطه توقف

برخی­از مشارکت­کنندگان، ازدواج را به­مثابه یک نقطه توقف در زندگی می­دانستند. در تعریف آنان، ازدواج  به معنای بازماندن از پیشرفت و موفقیّت­هایی است که یک زن در دوران تجرد برای دست­یابی به آن­ها تلاش کرده است. نسترن می­گوید: «مسیر زندگی یه زن رو در نظر بگیر. داره درس می­خونه، کار می­کنه. تفریحاشو داره. ورزش می­کنه. وقتش مال خودشه. سفر می­ره، کتاب می­خونه. به خودش می­رسه. پس­انداز می­کنه. پله­های ترقی رو هم به­تدریج طی می­کنه. به­محض ازدواج، شما برو ببین. دیدم که می­گم. یهو متوقف می­شه.  ...شاید اوایلش کم­رنگ باشه ولی کم­کم ملموس­تر می­شه... خانوما زمان مجردی پیشرفت می­کنند و با ازدواج متوقّف می­شن....» سیمین نیز می­گوید: «چه ما بخواهیم چه نخواهیم ازدواج یه لنگره...»

2-5-4- تمایل به ازدواج

در این پژوهش، برخی­از مشارکت­کنندگان تمایل به ازدواج داشتند. آنان تمایل خود به ازدواج را به شکل­های مختلفی بیان کرده­اند. برخی­از آنان از طریق ارتباط با مرد به­دنبال ایجاد فرصت برای ازدواج بودند. برخی دیگر در برنامه­ریزی خود برای آینده به ازدواج اشاره ­کردند. شبنم می­گوید: «من خیلی دلم می­خواد با همین دوست­پسرم... ازدواج کنیم. چون هم شرایطی که می­خوامو داره...» مائده می­گوید: «توی آینده­ای که واسه خودم تصور می­کنم، ازدواج هست.» الهه نیز می­گوید: «... اولین کسی بود که از همون شب اول، به من قول ازدواج داد. منم که آدم ازدواجی.» بیتا می­گوید: «... من واقعاً می­خوام ازدواج کنم. شعار نمی­دم.»

3-5-4- عدم­تمایل به ازدواج

برخی­ از مشارکت­کنندگان تمایلی به ازدواج نداشتند. آنان خواستگاران خود را رد می­کردند و از این­که فرصت­های ازدواج­­شان را از دست می­دادند، ناراحت نبودند. آن­ها عدم­تمایل به ایفای نقش­های جنسی، عدم ­تمایل­به پذیرش سلطه­مردانه، سرگردانی­جنسیتی و عدم­احساس نیاز به ازدواج، را از دلایل بی‫میلی به ازدواج می­دانستند.

1-3-5-4- عدم­تمایل به ایفای نقش­های جنسی

برخی­از مشارکت­کنندگان به­دلیل علاقه­نداشتن به ایفای نقش­های­جنسی که به­واسطه زن بودن در زندگی مشترک از آنان انتظار می­رود، تمایلی به ازدواج نداشتند. آوا می­گوید: «با خودم فکر می­کنم که الآن شوهر کنم باید نیازهای اونو برطرف کنم... این منو خیلی اذیت می­کنه. برای همینم اصلاً دلم نمی­خواد ازدواج کنم.»

2-3-5-4- عدم­تمایل به پذیرش سلطه مردانه

برخی­دیگر از مشارکت­کنندگان، تصور می­کردند که با ازدواج وادار به پذیرش سلطه­مردانه می­شوند. آنان این امر را موجب عدم­تمایل خود به ازدواج می­دانستند. مریم می­گوید: «من دوست ندارم ازدواج کنم. چون من اصلاً آدمی نیستم که به مرد باج بدم. یعنی نمی­تونم تحمل کنم یه مرد بهم بگه نرو سر کار: بگم چشم. یا مثلاً بگه فلان ساعت خونه باش؛ بگم چشم. چنین آدمی نیستم.» نازنین نیز می­گوید: «من یه­جورایی خیلی دیکتاتورم. حرف باید همیشه حرف من باشه. واسه همین دوست ندارم ازدواج کنم. چون همش باید بین من و اون مرد جنگ باشه....»

3-3-5-4- سرگردانی­جنسیتی

برخی از مشارکت­کنندگان سرگردانی­جنسیتی و مشخص نبودن تمایلات جنسیّتی خود را علت عدم­تمایل­شان به ازدواج می­دانستند. سیمین می­گوید: «....یه ازدواج سالم و درست منوط به اینه که من زن باشم و من نمی­خوام زن باشم. من نه زن بودنو دوست دارم. نه دلم می­خواد مرد باشم... من اصلاً قصد ازدواج ندارم...» فهیمه نیز می­گوید: «من هنوز نفهمیدم زنم یا نه....من درون خودم با خودم مشکل دارم...چه­طوری می­تونم ازدواج کنم؟ ...»

4-3-5-4- عدم­احساس نیاز به ازدواج

برخی از مشارکت­کنندگان، نیازی به ازدواج احساس نمی­کردند. زری می­گوید: «من به ازدواج فکر نمی­کنم....وقتی می­بینم خودم الآن توان انجام همه کارامو دارم و دارم انجام­شون می­دم. حالا یکی بیاد که چی مثلاً؟ چی بشه؟ نیازی به ازدواج نمی­بینم». نازنین نیز می­گوید: «زن امروزی اگه ازدواج نکنه نابود نمی­شه. ولی زنای نسل­های گذشته نابود می­شدن اگه ازدواج نمی­کردن. چون نه می­تونستن کار کنن. نه درآمد داشتن. پرستار برادر و شوهر و بچه بودن. ولی زن امروزی کار می­کنه، درآمد داره ...من چرا باید ازدواج کنم؟ ...»

5- بحث        

یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که بر اساس زمان بلوغ، نوع مواجهه با بلوغ و سطح آگاهی از بلوغ، درک مشارکت­کنندگان از زنانگی متفاوت است. آن دسته از مشارکت­کنندگانی که در سن متعارف از نظر خانواده و جامعه به بلوغ رسیده بودند، آگاهانه و با اطلاعات قبلی توسط مادر، مدرسه و معلمان، گروه دوستان و همسالان یا دختران و زنان اقوام، و در برخی موارد با آگاهی محدود بلوغ را تجربه کردند؛  هنگام مواجهه با علایم بلوغ از حمایت مادر بهره­مند بودند؛ معمولا از زن بودن راضی هستند. ازدواج را بخش جدانشدنی زندگی و به­مثابه ضرورت دانسته و تمایل دارند ازدواج کنند.

- زن به­مثابه موجودی لطیف و احساساتی

- رضایت از جنسیّت خود

- تجربه بلوغ در سن متعارف

- مواجهه آگاهانه / مواجهه نیمه­ آگاهانه با بلوغ

- بهره مند از حمایت مادر در بلوغ

 

- ازدواج به مثابه ضرورت

- تمایل به ازدواج

 

 

 

 

برخی­از دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده در سنین پایین­تر و برخی بالاتر از سن متعارف به بلوغ رسیدند. ناآگاهانه و در برخی موارد نیمه­آگاهانه بلوغ را تجربه کردند. در زمان رخداد بلوغ از مادر یا سایر زنان اقوام سیلی خوردند. آنان در مواجهه با علائم بلوغ، با توصیه مادر برای پنهان­کردن آن علائم روبه­رو بودند. این دختران تمایلی به پنهان­کردن علائم بلوغ نداشتند، از بابت این شرایط خشمگین­ شده و همواره واکنش­های تند و اعتراضی داشتند. آنان زن را موجودی فرو دست و دارای انواع محدودیّت­ها و موجودی جنگ­جو و عصیان­گر معرفی کردند. آنان معتقدند که همواره برای نیل به حق خود باید بجنگد و هرگز سلطه مردانه را نمی­پذیرد. آن­ها از زن بودن راضی نیستند. ازدواج را به­مثابه یک انتخاب می­دانند که در مسیر زندگی ممکن است دست به این انتخاب بزنند یا هرگز آن را انتخاب نکنند. آن­ها به دلیل ترس از غلبه سلطه مردانه از ازدواج می­گریزند.

- زن به­مثابه موجودی فرودست و محدود/ زن به­مثابه جنگ­جو و عصیان­گر

- عدم رضایت از جنسیّت خود

- تجربه بلوغ در سنین پایین تر یا بالاتر از سن متعارف

- مواجهه نا آگاهانه/ مواجهه نیمه­ آگاهانه با بلوغ

- عدم بهره مند از حمایت مادر در بلوغ

 

- ازدواج به مثابه یک انتخاب

- عدم تمایل به ازدواج

 

 

 

 

 

 

برخی­دیگر از مشارکت­کنندگان نا­آگاهانه با بلوغ مواجه شدند. آنان پس­از مواجهه با علائم بلوغ سعی در پنهان کردن آن داشتند و تا مدت­ها آن را از مادر و دیگران پنهان می­کردند. پس­از مطرح­کردن با مادر نیز برخی از آنان از حمایت مادر بهره­مند شده و برخی دیگر شماتت شده بودند. آن­ها درکی دوگانه از زنانگی دارند. در نظر آن­ها زن موجودی ضعیف و در عین­حال قوی است. این گروه از جنسیّت خود راضی نیستند. برخی­از آن­ها مرد بودن را ترجیح می‫دهند. آنان به انجام نقش­های مردانه تمایل دارند. از نظر آن­ها ازدواج نقطه توقّف همه پیشرفت­ها و موفقیت­های یک زن است. این دسته از دختران به­دلیل عدم­احساس نیاز به ازدواج و سرگردانی جنسیّتی نمی­خواهند ازدواج کنند. برخی­دیگر از این دختران به ­اجبار جنسیّت زنانه را پذیرفتند. این گروه می­خواهند جنسیّت خنثی داشته­باشند و همواره از جنسیّت می­گریزند. آن­ها نیز ازدواج را نقطه توقّف و مانع همه پیشرفت­ها و موفقیت­های یک زن می­دانند. آن­ها هم تمایل به ازدواج دارند و هم به دلیل عدم­تمایل به پذیرش سلطه­مردانه و سرگردانی­جنسیّتی نمی­خواهند ازدواج کنند. آنان همواره با نوعی سرگشتگی مواجه هستند.

- درک دوگانه از زنانگی

- عدم رضایت از جنسیّت خود و تمایل به مرد بودن/ جنسیّت خنثی

- تجربه بلوغ در سنین مختلف

- مواجهه ناآگاهانه با بلوغ

- بهره مند از حمایت مادر/ عدم بهره مندی از حمایت مادر در بلوغ

 

- ازدواج به­مثابه نقطه توقّف

-  سرگردانی در ازدواج

 

 

 

 

6- نتیجه­گیری و پیشنهادات

پرسش اصلی این پژوهش عبارت بود از این­که تجربه زیسته دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده از نحوه مواجهه با بلوغ چگونه است؟ و تجربه بلوغ بر فهم آنان از زنانگی و ازدواج­ چگونه موثر است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه هدف دختران هرگز ازدواج­نکرده شاغل و تحصیل­کرده ۲۵ تا ۴۵ ساله ساکن استان سمنان هستند. نمونه­گیری به­صورت هدفمند بود. حجم نمونه ۳۰ نفر است. برای گردآوری داده­ها از روش مصاحبه نیمه­ساختاریافته استفاده شد. پس­از کدگذاری داده­ها در سطح ۱ به ۱۳ مقوله و در سطح ۲ به ۵ مقوله اصلی دست یافتیم.

     با تجزیه و تحلیل یافته­ها به این نتیجه رسیدیم که تجربه بلوغ، یکی­از عناصر اصلی درک ­از زنانگی است. یافته­های این پژوهش با نتایج پژوهش تقی­نژاد و همکاران(۱۴۰۳)، میسون­ الاتوم و همکاران (۲۰۲۴) و لس(۲۰۱۶) هم­خوانی دارد. آنان نیز به این نتیجه رسیدند که تجربه بلوغ یکی­از عناصر اصلی شکل­دهنده زنانگی و اجتماعی­شدن جنسیّتی در زنان است.

     براساس یافته­های این پژوهش دریافتیم که تجربه بلوغ در دختران مجرد شاغل و تحصیل­کرده در نسل­های مختلف متفاوت است؛ که با نتایج پژوهش­های طهرانی مقدم و پورعباسی(۱۳۹۷) مشابه است.

     در این پژوهش، مشارکت­کنندگان، به اشکال متفاوتی بلوغ را تجربه کردند. بسیاری از دختران نوجوان تا زمان تجربه قاعدگی، آموزش بلوغ را دریافت نکردند. برخی­از آن­ها آگاهانه و برخی دیگر ناگهانی و غیرآگاهانه و برخی دیگر به­صورت نیمه­آگاهانه با بلوغ  مواجه شدند. مدرسه، معلمان و گروه هم­سالان از منابع انتقال آگاهی در زمینه مسائل بلوغ هستند. این نتایج با نتایج پژوهش حلیمی و همکاران(۱۴۰۱) و اشمیت و همکاران(۲۰۲۲) هم­خوانی دارد.

     مادران یکی­از اولین و اصلی­ترین منابع اطلاعاتی و آموزشی دختران درباره قاعدگی بودند. مادران برای برخی از دختران، نقش حمایتی و برای برخی دیگر نقش غیرحمایتی و سرزنش­کننده را ایفا کردند. این نتایج با یافته­های پژوهش­های ماسوول و همکاران(۲۰۲۵)، کوآست، لاتوف و استرانگ(۲۰۱۹)، رامبک، موولر و گانارسون(۲۰۰۶) و دئو و گاتارگی(۲۰۰۶) هم­خوانی دارد.

      عده­ای از دختران بلوغ زود هنگام و ترس و احساسات منفی همراه با آن را تجربه کردند و عده­ای نیز از تجربه دیرهنگام آن رنج برده‫اند. دختران در دوران بلوغ انواع دردهای جسمانی را نیز تجربه می­کنند. نتایج با پژوهش­های­ آقابابایی و محمدی(۱۴۰۲)، ریاحی و خزایی(۱۴۰۰)، آزادی و همکاران (۱۳۹۹)، آذربهرام و مقصودی(۱۳۹۸) و ابوچی و همکاران(۲۰۲۳) همسان است.

     درک منفی از قاعدگی و عدم آگاهی کافی در مورد آن به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر هویّت­جنسیتی و شناخت دختران از خود تأثیر می‌گذارد. در این پژوهش برخی از دختران سعی کردند علایم بلوغ و رخداد آن را پنهان کنند و برخی­دیگر دلیلی برای پنهان ­کردن آن نمی­دیدند. این یافته­ها با نتایج پژوهش میسون­الاتوم و همکاران(۲۰۲۴) در اردن هم­خوانی دارد.

     بلوغ، دختران را به انتظارات جنسیّتی­اجتماعی برای زنانگی در جامعه خود مجهز می­کند. درک تجارب زیسته زنان در دوران بلوغ، ما را از تلقی زنان به‌عنوان دریافت‌کنندگان منفعل اعمال جنسیّتی فراتر می­برد و منجر بازتولید هویّت­جنسیّتی زنانه می­شود. احتمالاً تفاوت در تجربه بلوغ، موجب اشکال مختلف درک از زنانگی و رویکرد نسبت به ازدواج می‫شود.  

      با توجه به مجموعه یافته‫ها پیشنهاد می‫شود که برای مادران درباره چگونگی رفتار با دختران نوجوان آموزش‫هایی ارایه شود. همچنین لازم است در مدارس در این‫باره دوره‫های آموزشی برای دختران و پسران برنامه­ریزی شود تا اطلاعات نامناسب و غلط کاهش یافته و مواجهه ناآگاهانه و دلهره‫آور که موجب اختلالات روانی در درک از خود و رفتار جنسی می‫شود؛ کاهش یابد. آرامش در مواجهه با بلوغ برفهم و تجربه مثبت و محترمانه از زنانگی موثر بوده و مواجهه با ازدواج و رابطه جنسی را در زنان تسهیل می­کند.

 

منابع
- آذر بهرام، الهه و مقصودی، سوده(1398). "بررسی تجربه زیسته دانش آموزان دختر تیزهوش شهر کرمان از دوران قاعدگی شان". پژوهشنامه مددکاری اجتماعی. 6(22): 159-198.
آزادی، اسما، غلامی، نجمه و بخشایش، علیرضا(1399). "تجربه زیسته دختران از بلوغ زودرس: مطالعه کیفی". اندیشه و رفتار در روانشناسی بالینی.15(57 ): 67-76.
- آقابابایی فاطمه، محمدی رزگار.(1402). "تجربه زیسته سندرم پیش از قاعدگی در دختران مجرد: یک مطالعه کیفی". نشریه پژوهش پرستاری ایران. ۱۸(۲) :۱-۱۶.
- ازکیا، مصطفی و احمدرش، رشید(1399)، روش­های تحقیق­کیفی از نظریه تا عمل(جلد سوم). چاپ­اول. تهران: انتشارات­کیهان.
- حلیمی لیلا، درتاج رابری اسحاق، مجدزاده رضا، حقدوست علی اکبر(1401). "بررسی تاثیرگذاری شبکه اجتماعی در انتقال اطلاعات بلوغ بین دانش آموزان نوجوان شهر همدان". مجله اپیدمیولوژی ایران. ۱۸(۴) :۲۷۰-۲۸۱.
- خزایی، سارا و ریاحی، محمد اسماعیل(1400). "مطالعه کیفی برساخت هویت بدنی نوجوانان؛ دختران دبیرستانی شهرستان بروجرد". نشریه جامعه شناسی کاربردی. 32 (1): 107- 134.
- درودگر، نرجس(1396)، فمنیسم؛ تاریخچه، نظریات، گرایش­ها، نقد. چاپ­دوم. تهران: مرکز تحقیقات زن و خانواده.
- شکور مهسا، یمانی نیکو، احسانپور سهیلا، علیزاده شیوا(1395). "نیازسنجی کیفی در زمینه بهداشت باروری دوران بلوغ از نظر پسران و دختران ایرانی". ارمغان دانش. ۲۱(۸) :۸۱۶-۸۲۹.
- طهرانی­مقدم، مهدیه و پورعباسی، عطااله(1397). "ارزیابی دغدغه­های دختران نوجوان در خصوص مسائل بلوغ و بررسی همسویی آن با دغدغه­های مادران ایشان". ویژه­نامه علوم انسانی سلامت. 1: 52- 63.
- کرسول، جان(1398)، پویش کیفی و طرح پژوهش(انتخاب از میان پنج رویکرد). ترجمه حسن دانایی فرد و حسین کاظمی. (ویرایش دوم). تهران: انتشارات صفّار.
- کلاته ساداتی، احمد. عادل خواه، فاطمه و شمس­الدین قطرم، فائزه(1403). "تجربه بلوغ در بین دختران تک ‌والدِ پدر سرپرست؛ یک مطالعه کیفی در شهر یزد". زن در توسعه و سیاست. 22(1): 115- 142.
- گیدنز، آنتونی وکارن بردسال(1392). جامعه شناسی. ترجمه حسن چاوشیان. چاپ هشتم. تهران: نشر نی.
- محمدتقی نژاد اصفهانی، رعنا، موحد، مجید، عنایت، حلمیه و احمدی، علی­یار(1403)." مواجهۀ اجتماعی با قاعدگی: مردم‎‌نگاری فمینیستی تجربۀ قاعدگی میان کاربران زن اینستاگرام". جامعه­شناسی­کاربردی. 35(4): 1-32.  
- هولمز، ماری(1391)، جنسیت و زندگی روزمره. ترجمه محمدمهدی لبیبی. چاپ دوم. تهران: شرکت نشر نقد افکار.
- یعقوبی، علی(1393)، نظریه­های مردانگی با تأکبد بر رویکردهای جامعه­شناختی. چاپ اول. تهران: نشر پژواک.
Refrens
- Amin SM, El-Sayed MM, El-Monshed AH, Khedr MA, Atta MHR. The hidden link: dysmenorrhea, emotion regulation, and attitudes toward marriage in female nursing students. BMC Nurs. 2024 Oct 8;23(1):721. doi: 10.1186/s12912-024-02341-w. PMID: 39379878; PMCID: PMC11463104.
- Betsu , Balem Demtsu.  & Medhanyie   , Araya Abrha. &   Gebrehiwet , Tesfay Gebregzabher.   Wall, L Lewis. (2023). Menstruation is a Fearful Thing”: A Qualitative Exploration of Menstrual Experiences and Sources of Information About Menstruation Among Adolescent Schoolgirls. Int J Womens Health. 31(15):881–892. https://doi.org/10.2147/IJWH.S407455.
- Bacalja Perianes. Milena & Ndaferankhande. Dalitso. (2020). The Palgrave Handbook of Critical Menstruation Studies. Singapore. Published online: July 25.
- Deo, D.S. and Ghattargi, C.H. (2005) Perceptions and Practices Regarding Menstruation: A Comparative Study in Urban and Rural Adolescent Girls. Indian Journal of Community Medicine, 30(1): 33-34.
- Gaybor, J. (2020). Every day (on line) body politics of menstruation. Feminist Media Studies, 22(4), 898-
913. https://doi.org/10.1080/14680777.2020.1847157.
- Gundi, Mukta & Subramanyam, Malavika Ambale. (2020). Gender as a Social Determinant of Menstrual Health: A Mixed Methods (Study Among Indian Adolescent Girls and Boys). doi: https://doi.org/10.1101/2020.08.04.20167924.
- Koch, Mary Kate & Mendl, Jane. (2022). In their own words: Finding meaning in girls' experiences of puberty.  Child Development:1–16. DOI: 10.1111/cdev.13836.
- Lese, Kathryn M. (2016). "Padded assumptions: A critical discourse analysis of patriarchal menstruation discourse". Master Theses. James Madison University. https://commons.lib.jmu.edu/master201019/103.
-  Maysoon Al Atoom, Nadin M. Abdel Razeq, Areej Othman, Abeer Shaheen, Mutaz M. Abu Hananneh, Mazen Al-Nabelsi, Ana Langer & Jewel Gausman. (2024). Development of gender identity during adolescence: perspectives from Jordanian and Syrian youth, International Journal of Adolescence and Youth, 29:1. https://doi.org/10.1080/02673843.2024.2312853.
- Masuku, Bianca. (2015). Ways of Bleeding: Teenage Girls' Experiences of the Menstruating Body and the Washable Pad.  Thesis Degree of Masters. University of Witwatersrand.
- Mendle, Jane. Beltz, Adriene. Carter, Rona & Dorn Lorah. (2019). Understanding Puberty and Its Measurement: Ideas for Research in a New Generatio. Journal of Research on Adolescence .29(1): 82-95.  https://doi.org/10.1111/jora.12371.
- Mokhtari N, Salavati A, Azmoude E. (2020). “The relationship between gender role and attitude toward menstruation with female sexual function: A cross-sectional study,” Int J Reprod BioMed, 18(10): 847–854. https://doi.org/10.18502/ijrm.v13i10.7769.
- Mondragon, N. I., & Txertudi, M. B. (2019). Understanding menstruation: Influence of gender and ideological factors. A study of young people’s social representations. Feminism & Psychology, 29(3), 357-373.    https://doi.org/10.1177/0959353519836445.
-  Msovela J, Shija AE, Ntuyeko H, Imeda C, Mugula A, Mgina E, et al. (2025) Puberty and Menstruation Knowledge, Information Sources and Needs among Secondary School Adolescent Girls and Boys in Kibaha, Tanzania. PLOS Glob Public Health 5(3): e0004176. https://doi.org/10.1371/journal.pgph.000417.
- Nair,Lakshmi Balachandran.(2025). “Let it flow!” Breaking taboos and stigmas about menstruation through Scarlet Scribe. ISBN 979-12-5596-242-7.
- Nneka Edith Ubochi et al. (2023). Menstruation behaviour influencer model: a grounded theory of menstrual experiences of shame, embarrassment, stigma and absenteeism among pubescent girls in semi-urban and rural secondary schools in Enugu State, Nigeria. Pan African Medical Journal. 45(47):1-20.  https://www.panafrican-med-journal.com/content/article/45/47/full.
- O’Flynn, Norma. (2006). menstrual symptoms: the importance of social factors in women’s experiences. British Journal of General Practice. 56: 950–957.
- Raskova, Miluše & Stolinska, Dominika. Provazkova. (2015). Puberty as the concept of pedagogical theory and practice. Conference: IAC-TLEI. Palacký University Olomouc.https://www.researchgate.net/publication/293619743.
- Rembeck, Gun I. Möller, Margareta & Gunnarsson, Ronny. K. (2006). Attitudes and feelings towards menstruation and womanhood in girls at menarche.  Acta Paediatrica (95): 707- 714. DOI: 10.1080/08035250500531697.
- Roberts, Tomi-Ann.  Goldenberg, Jamie L. & Pyszczynski, Tom. (2002). Feminine Protection": The Effects of Menstruation on Attitudes Towards Women. Psychology of Women Quarterly 26(2):131-139. DOI:10.1111/1471-6402.00051. https://www.researchgate.net/publication/247643575.
- Sakhi, R., Jalalzai, S., Ahmadi, Z., Almaszada, R., Zarghoon, F. N., Mohammadi, R., … Hamidi, M. (2023). Knowledge, Beliefs, and Practices Related to Menstruation Among Female Students in Afghanistan. International Journal of Women’s Health, 15, 1139–1149. https://doi.org/10.2147/IJWH.S410660.
- Schmitt ML, Gruer C, Hagstrom C, Ekua Adenu-Mensah N, Nowara A, Keeley K and Sommer M.(2022) “It always gets pushed aside:” Qualitative perspectives on puberty and menstruation education in U.S.A. schools. Front. Reprod. Health 4:1018217. https://doi.org/10.3389/frph.2022.1018217.
- Snyder, Julie. (2024). “Go! Become Women Without Me!”: Young Girls Rescripting and Restaging Relational Understandings and Beliefs of Girlhood, Puberty, and Menstruation. DissertationDoctor of Philosophy. The Pennsylvania State University.
- Thomsen, Anne H & Gaml-Sørensen, Anne. Brix, Nis & Ernst, Andreas & Lunddorf, Lea L. H.  & Strandberg-Larsen, Katrine. & Højgaard, Astrid. and Ramlau-Hansen, Cecilia H. (2022). Gender incongruence and timing of puberty: a population-based cohort study. Fertility and Sterility,118(5): 938-945. https://doi.org/10.1016/j.fertnstert.2022.07.018.
- Thomsen, Anne H & Gaml-Sørensen, Anne. Brix, Nis & Ernst, Andreas & Lunddorf, Lea L. H.  & Strandberg-Larsen, Katrine. & Højgaard, Astrid. and Ramlau-Hansen, Cecilia H. (2022). Gender incongruence and timing of puberty: a population-based cohort study. Fertility and Sterility,118(5): 938-945. https://doi.org/10.1016/j.fertnstert.2022.07.018.
- Tiwari, H. & Oza, U.N. and Tiwari, R. (2006). Knowledge, attitudes and beliefs about menarche of adolescent girls in Anand district, Gujarat .La Revue de Santé de la Mediterranean orientale. 12(3, 4): 428-433.