Document Type : Original Article

Authors

1 PhD student in Sports Management, Islamic Azad University, Shiraz Branch, Shiraz, Iran

2 Assistant Professor of Physical Education, Hormoz Center, Islamic Azad University, Hormoz, Iran

3 Master of Physical Education Management, General Department of Education of Hormozgan Province

Abstract

The aim of the current research was to structure the factors that influence the enlargement of the activities performed in public sports. This research is a descriptive research that was conducted in the field. The statistical population of the present study included all experts who are aware of public sports. These people included managers and employees of the Federation of General Sports who have complete information in the field of policy making, as well as sports management professors who are knowledgeable about the field of general sports. Based on the selection of snowball until reaching the theoretical saturation, we determined the number of 54 people (12 people from the general sports federation and also 42 people from the professors of sports management knowledgeable about general sports) as the sample of the research. In order to analyze the data of the present research, statistical methods of Smirnov's chromatograph and T-Tech test were used using SPSS software. And also the interpretative structural modeling method was used using the Mik-Mac software. The results showed that the lack of financial resources in public sports, the appointment of managers far from examining their experiences in public sports, the ambiguity regarding the functions and roles of the trustees of public sports in the country, and the lack of managerial stability in sports organizations are among the key independent factors based on The method of interpretative structural modeling of these factors is the cause of influencing other existing factors on the enlargement of the activities performed in public sports. In other words, in order to manage the expansion of the activities carried out in public sports, it is necessary to pay serious attention to the identified key independent factors and try to solve these factors.

Keywords

بررسی عوامل مؤثر بر بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی

ایوب عامری[1] 

محمد صیادفر[2]

هانی اعتمادی[3]

10.22034/ssys.2023.2456.2773

تاریخ دریافت مقاله: 15/05/1401

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله: 15/01/1402

مقدمه

ورزش همگانی به عنوان یکی از مسائل مهم و ضروری امروزه در سطح بین المللی مشخص شده است و تلاش هایی جهت توسعه آن به صورت جدی در دستور کار کشورها قرار گرفته است (کیم[4] و همکاران، 2021: 1624). کارکردهای فردی و گروهی ورزش همگانی باعث شده است تا دغدغه افزایش سطح آن در سیاست گذاری های کشورهای مختلف مدنظر قرار گیرد (بدارد[5] و همکاران، 2020: 353). فواید جسمانی (کونترو[6] و همکاران، 2022: 3)، روانی (هافمن[7] و همکاران، 2022: 3)، اجتماعی (آندرسن[8] و همکاران، 2019: 834) و فرهنگی (اکودو[9] و همکاران، 2022: 3) ورزش همگانی منجر به ایجاد ضرورت در جهت تعالی افراد و جوامع مدنظر قرار گیرد (استراندبو[10] و همکاران، 2020: 932). یکی از پدیده­های اجتماعی که در سال­ها اخیر رشد چشمگیری داشته و اکثریت مردم را تقریباً تحت تأثیر قرار داده است، تربیت­بدنی و ورزش است. ورزش از فعالیت­های مهم انسانی است که تقریباً در هر جامعه بشری وجود داشته است. انسان­ها در طی زمان­های گوناگون با این پدیده آشنایی، و هر تمدنی رویکردی خاص به آن داشته است. اندیشمندان مسائل تربیتی در روزگاران پیشین به جنبه­های ارزشی ورزش و نیروی عظیم آن در اجتماعی­شدن انسان و ساختن شخصیت متوازن اجتماعی پی برده بودند. ارتباط فعالیت­های ورزشی و تمرینات با بهداشت و سلامت از دیرباز شناخته شده است (آکندیور[11]، 2005: 77). ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی فراگیر، بهترین ساز و کار تأمین سلامت جسمانی و بهداشت روانی محسوب می­شود و از این­رو سرمایه­گذاری در آن به کاهش هزینه­ها در بخش­های بهداشت و درمان و مبارزه با مفاسد اجتماعی می­انجامد و موجب پایین­آمدن سطح ناهنجاری­های فردی و اجتماعی می­شود (کیم و همکاران، 2011: 27). ورزش و تفریح عامل مهمی در تأمین سلامت جسم و روان، غنی­سازی اوقات فراغت، گسترش روابط اجتماعی، دورشدن از زندگی ماشینی و بازگشت به طبیعت است. در حقیقت امروزه، انگیزه مردم دنیا از شرکت در فعالیت­های ورزشی، دستیابی به درجات بالای از قوای جسمانی و رسیدن به شعار المپیک (سریعتر، بالاتر، قویتر) نیست، بلکه ارتقاء سلامتی، تندرستی و نشاط، برقراری روابط اجتماعی سالم و دوری­جستن از بیماری­هاست (هامفرز[12] و همکاران، 2014: 41). 

در حالیکه ورزش به ظاهر فوایدی متعددی برای شرکت­کنندگان در سراسر جهان فراهم می­سازد، اما سطح مشارکت ورزشی رو به کاهش رفته است . افزایش مشارکت­های ورزشی در سطح جامعه می­تواند سبب توسعة سلامت، مسائل اقتصادی و اجتماعی گردد (وانگ[13] و همکاران، 2004: 91).  مطالعات بسیاری نشان داده است که مشارکت­های ورزشی به صورت نابرابر در گروه­ها و جوامع مختلفی وجود دارد. به عنوان مثال پژوهش­های گذشته نشان داده است که مردان نسبت به زنان مشارکت ورزشی بیشتری دارند و یا جوانان و نوجوانان مشارکت ورزشی بیشتری نسبت به افراد بزرگسال را دارا است. نابرابری مشارکت ورزشی در میان گروه­های مختلف، در پژوهش­های مختلفی به اثبات رسیده است اما این مسئله را نمی­توان در تمامی جوامع و کشورها تایید نمود. مرکز آمار کشور امریکا در سال 2009 اعلام نمود که مشارکت ورزشی مردان این کشور 39 درصد است، این در حالی بود که مشارکت زنان 23 درصد بود. همچنین این مرکز اعلام نمود که با افزایش سن، مشارکت ورزش کاهش می­یابد. به عنوان مثال در کشور امریکا مشارکت ورزشی افراد 18 تا 24 ساله 42 درصد است و مشارکت ورزشی افراد 45 تا 54 سال 9/23 درصد است (بروئر[14] و همکاران، 2011: 281).

در کشور هلند نیز داده­ها نشان می­دهد با افزایش سن میزان مشارکت ورزشی کاهش می­یابد. به عنوان مثال مشارکت ورزشی افراد بین 16-19 سال حدود 75 درصد اما مشارکت ورزشی افزایش بالای 65 سال حدود 30 درصد است. جالب این است که در کشور هلند زنان مشارکت ورزشی 72 درصدی دارند و مردان مشارکت ورزشی 69 درصدی دارند. این مساله نشان­دهنده مشارکت ورزشی بیشتر زنان در این کشور است (وان در ویت[15] و همکاران، 2014: 185). وزارت فرهنگ و گردشگری کره جنوبی (2009) اعلام نمود که 3/34 درصد مردم این کشور تاکنون در فعالیت­های ورزشی شرکت نکرده­اند که میزان عدم مشارکت ورزشی زنان در این کشور بیشتر مشاهده می­گردد. بررسی­ها در این کشور نشان می­دهد که مشارکت ورزشی افراد بین 10 تا 19 سال حدود 8/43 درصد، افراد 20 تا 29 سال حدود 7/43 درصد است و با افزایش سن به میزان 30 تا 59 سال، مشارکت ورزشی نیز بین 1/46 درصد تا 7/52 درصد متغیر می­گردد. با این توجه مشخص گردید که در این کشور، با افزایش سن، مشارکت ورزشی کمی افزایش می­یابد. کارکردهای ورزش همگانی سبب گردیده است تا فعالیت های عملی در جهت فرهنگ سازی و توسعه شاخص های مربوط به ورزش همگانی اجرا گردد. فعالیت های ورزش همگانی اجرا شده در برخی کشورها و مناطق منجر به فواید ارزشمندی شده است و کارکردهای مثبتی را به ارمغان آورده اند (استراندبو و همکاران، 2020: 932).

اهمیت مشارکت ورزشی و رشد آن در سطح جهان؛ لزوم برنامه­ریزی­ در حوزة ورزش همگانی را به خوبی نشان می­دهد. گارد، دیونیجی و دیونیجی[16] (2018) اشاره داشتند که برنامه­ریزی و سیاست­گذاری در حوزه ورزش همگانی در صورتی منجر به موفقیت می­گردد که روند اجرایی مناسبی را طی نماید. فیتزگراد[17] (2018) اشاره داشت که ورزش در برخی محیط­ها به صورت عادلانه توسعه پیدا نکرده است و محدود به گروه­ها و افراد منحصربه فردی شده است. اگرچه ضرورت ورزش همگانی به صورت جدی مدنظر قرار گرفته است و فواید بیشماری را ایجاد نموده است اما همچنان روند اجرایی و ترویجی ورزش همگانی در تمامی کشورها به صورت مطلوبی انجام نمی گردد (بورگرز[18] و همکاران، 2018: 85). ایجاد طرح ها و برنامه های نظری در حوزه ورزش همگانی و عدم پیاده سازی این طرح ها به عنوان یکی از آسیب های جدی در حوزه ورزش همگانی مشخص شده است (کولیک[19] و همکاران، 2019: 939). اگرچه عدم اجرایی نمودن برنامه های ورزش همگانی به عنوان یک مشکل همواره مدنظر بوده است اما نوعی دیگر از آسیب ها در حوزه ورزش همگانی؛ محدود به بزرگ نمایی فعالیت های اجرایی شده در ورزش همگانی می باشد (بدارد و همکاران، 2020: 353). به صورتی که کارکردها و فواید ورزش همگانی و فعالیت های اجرا شده و همچنین تعداد مشارکت کنندگان بیشتر از وضعیت موجود مخابره شود که این مساله می تواند منجر به شکل گیری یک باور نامناسب در خصوص کارکردهای ورزش همگانی می گردد (کیم و همکاران، 2021: 1624).

اجرای مناسب برنامه­ها از خود برنامه­ریزی در حوزه ورزش مهم­تر است. این مساله نشان دهنده لزوم ایجاد تغییرات در جهت گسترش ورزش به دور از هر گونه کم­کاری است. از این رو با توجه به اهمیت ورزش همگانی نیاز است تا به دور از هرگونه شعارزدگی و تصویرسازی به گسترش آن اقدام نمود.  بزرگ­نمایی به مفهوم ارائه برخی صحبت­ها، نظرات و برنامه­ها بدون هرگونه پشتوانه عملی می باشد. به عبارتی بزرگ­نمایی ارائه گزارش های غیرحقیقی از نتایج فعالیت های اجرا شده می باشد. افزایش بزرگ­نمایی سبب می­گردد تا حرف­های بدون عمل، سندسازی­ها و تصویرسازی گمراه کننده از برنامه­ها در جهت مطلوب نشان دادن فعالیت­ها ایجاد گردد. این مساله سبب گردیده است تا بزرگ ­نمایی به عنوان یک عارضه مهم در جوامع نقش مهمی در عدم پیشبرد اهداف و برنامه­ها در حوزه­های مختلف گردد. نتیجه بزرگ­نمایی می­تواند شامل برخی عکس­ها و تصاویر ساختگی از برنامه­های صوری انجام شده و همچنین ایجاد گزارش­های غیرواقعی و بزرگ نمایی در موفقیت­های کسب شده سازمانی باشد. مطالعه و پژوهش در خصوص بزرگ­نمایی و تصویر­سازی در ورزش به مانند سایر حوزه مهم است.

خلا پژوهش­های ناشی از کمبود پژوهش­های به خصوص پژوهش­های داخلی در این حوزه به خوبی مشهود است. در برخی پژوهش­های تنها به اهمیت عملیاتی نمودن اهداف و دور شدن از تصویر­سازی در جهت کسب موفقیت صحبت­هایی شده است. در معدود پژوهش­های نیز عوامل برون رفت از بزرگ­نمایی در اجرای برنامه­ها و سیاست­ها را مورد بررسی قرار دادند. چیریستین[20] (2017) عوامل فرهنگی را مورد بررسی و اشاره داشت که ضعف­های فرهنگی سبب بروز بزرگ­نمایی در اجرای برنامه­ها در میان مدیران می­گردد. کولپان و مییر[21] (2016) نیز اشاره داشتند که مشکلات اقتصادی سبب تمایل مدیران در جهت ایجاد بزرگ­نمایی در اجرای برنامه­ها می­گردد. در برخی پژوهش­های نیز مشکلات اجتماعی، خلا نظارتی، وجود فرهنگ نتیجه­گرایی  و نبود آگاهی­های لازم از ضررهای بزرگ­نمایی در میان مدیران  را از جمله عوامل ایجاد­کننده بزرگ­نمایی در میان مدیران اشاره داشتند. کیم و همکاران (2021) مشخص نمودند که در مسیر توسعه ورزش همگانی؛ وجود برخی آمارهای غیرواقعی می تواند مشکلات جدی را ایجاد نماید. والی[22] (2007) نیز اشاره داشت که عدم توجه به مسائل مربوط آمارها و اطلاعات حقیقی در ورزش همگانی می تواند روند اثربخشی فعالیت های ورزش همگانی را به شدت تحت شعاع قرار دهد. کوتی و ویریما[23] (2014) نیز در پژوهش های خود مشخص نمودند که عدم اطلاع از اثربخشی دوره های ورزش همگانی باعث شده است تا امروزه آسیب ها و خطاهای موجود در این خصوص نامشخص باشد. برگر[24] و همکاران (2008) نیز در پژوهش خود اشاره داشتند که عدم توجه مدیران و همچنین نبود استانداردهایی در حوزه ورزش همگانی باعث گردیده است تا شواهد کافی و عینی در خصوص ورزش همگانی ایجاد نگردد. چالیپ[25] و همکاران (2017) نیز اشاره داشتند که عواملی که باعث می گردد تا اطلاعات غیرواقعی در خصوص ورزش همگانی ایجاد گردد؛ می بایستی به صورت منطقه ای مورد بررسی قرار گیرد. این در حالی است که نبود مطالعات جامع و کافی در خصوص شناسایی عوامل موثر بر بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی باعث گردیده است تا عملا راهکارهای مقابله ای با پدیده بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی ایجاد نگردد.

 

با توجه به ورزش همگانی در هر جامعه­ای، اما در کشور ایران به نظر می­رسد توسعه ورزش همگانی متمرکز بر برخی پیاده روی­های خانوادگی و برخی اهداف و برنامه­های ورزشی در سازمان­ها و مراکز علمی از جمله دانشگاه­ها و آموزش و پرورش شده است. هدفمند نبودن برنامه­های ورزش همگانی در کشور سبب گردیده است تا تاثیرگذاری تلاش­ها و برنامه­های ورزش همگانی در توسعه فرهنگ ورزش در کشور اندک باشد. این مساله ناشی از برخی دیدگاه­های کوتاه مدت مدیران متولی ورزش همگانی در جهت اجرای صرف چند برنامه ورزشی بدون پشتوانه­های علمی است. از طرفی ارائه گزارش­های غیرواقعی و بزرگ­نمایی در فعالیت­های انجام شده در حوزه ورزش همگانی سبب گردیده است تا ورزش همگانی کشور دچار بزرگ­نمایی باشد که سازمان­های متولی آن تنها به ارائه فواید ورزش همگانی و اجرای چندین برنامه ساده ورزش همگانی به دور از هرگونه خلاقیت و نوآوری بپردازند. این مساله سبب گردیده است تا ارزیابی­های انجام گرفته شده از برنامه­های ورزش همگانی معطوف به بررسی تصاویر و فیلم­های مربوط به این برنامه­ها باشد که این خود سبب گردیده است تا مدیران ورزش همگانی به دنبال کارکردهای واقعی برنامه­های مربوط به ورزش همگانی نرفته و تنها به ارائه گزارش­های غیرواقعی، بزرگ نمایی شده و همچنین ارائه آمارهای خیالی بپردازند. این مساله نشان دهنده بزرگ­نمایی و شیوع آن در ورزش کشور به خصوص در ورزش همگانی است. با توجه به نبود پژوهش­های جامع، نیاز به پژوهش­های جامع در خصوص بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی به خوبی مشاهده می­گردد. از طرفی نبود پژوهش­های در این حوزه سبب گردیده است تا عملا برنامه و رویکرد مناسبی در خصوص مبارزه با بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی انجام نگیرد. بدون شک گسترش روز افزون بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در میان مدیران در حوزه­های مختلف ورزشی از جمله ورزش همگانی سبب می­گردد تا آسیب­های جدی در این حوزه رخ دهد و از همه مهمتر منابع مالی، زمانی، انسانی و معنوی موجود در این حوزه صرف اموری گردد که عملا تاثیری بر گسترش حقیقی ورزش همگانی ندارد. بدون شک انجام پژوهش در خصوص عوامل مؤثر بر شکل گیری بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی سبب می گردد تا ابهامات موجود در خصوص وجود و عدم وجود بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی کشور رفع گردد و در صورتی که بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی کشور وجود داشته باشد، مشخص گردد که چه عواملی سبب بروز و شکل گیری این عارضه شده است. با توجه به چالش ها و آسیب هایی که بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی برجای خواهد گذاشت؛ انجام تحقیق حاضر می تواند ضمن شناسایی عواملی که منجر به بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی می شود؛ باعث گردد تا سیستم های کنترلی عملیاتی در جهت کاهش سطح بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی به صورت مناسب تر و علمی تری اجرایی گردد. از طرفی انجام تحقیق حاضر می تواند ضمن شناسایی عوامل موثر بر بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی باعث گردد تا مسیر اجرایی در جهت کنترل این عارضه در ورزش همگانی را تسهیل نماید. نتایج پژوهش حاضر می تواند زنگ خطری بر سازمان های متولی ورزش همگانی کشور باشد که بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در سازمان های آنان و همچنین برنامه های مربوط به ورزش همگانی در حال شیوع می باشد. نتایج پژوهش حاضر دغدغه مبارزه با بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی را گسترش خواهد داد و راهکارهایی در خصوص مدیریت بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی را ارائه خواهد داد. با این توجه پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل بروزدهنده بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی؛ سعی در پاسخ به این سؤال دارد که آیا بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی کشور وجود دارد؟ چه عواملی سبب شکل گیری بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در میان مدیران ورزش همگانی می­گردد؟

 

روش شناسی

پژوهش حاضر از نوع، پژوهش­های توصیفی است که به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی خبرگان آگاه به ورزش همگانی شامل مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش همگانی، اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه ورزش همگانی و برخی مدیران و کارشناسان وزارت ورزش و جوانان که در حوزه ورزش همگانی تخصص داشتند، بودند. این افراد شامل مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش­های همگانی که در حوزه سیاست­گذاری اطلاعات کاملی را دارا بودند و همچنین  برخی خبرگان آگاه به حوره ورزش همگانی شامل اساتید دانشگاهی و برخی مدیران و کارشناسان وزارت ورزش و جوانان بودند. بر اساس انتخاب گلوله برفی تعداد 54 نفر (12 نفر از فدراسیون ورزش­های همگانی و همچنین 42 نفر از اساتید مدیریت ورزشی آگاه به ورزش های همگانی) به عنوان نمونه پژوهش مشخص گردیدند. پس از پخش پرسشنامه­ها، 47 پرسشنامه (10 نفر از فدراسیون ورزش­های همگانی و همچنین 37 نفر از اساتید مدیریت ورزشی آگاه به ورزش­های همگانی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

ابزار پژوهش حاضر شامل دو پرسشنامه­ محقق­ساخته بود. پرسشنامه اول پژوهش حاضر شامل دو قسمت بود. در قسمت اول با ایراد سؤالی به بررسی وضعیت بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در برنامه های اجرایی در ورزش همگانی کشور پرداخته شد. همچنین در قسمت دوم پژوهش، عوامل مؤثر بر  بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی بود که این پرسشنامه دارای 13 سؤال بود که شامل 13 عامل مؤثر بر بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی بود. در جهت شناسایی این عوامل از مطالعه جامع منابع و همچنین بررسی نظرات خبرگان در قالب روش دلفی استفاده گردید. بدین منظور در ابتدا تعداد 8 عامل شناسایی گردید و سپس با بررسی و انجام  روش دلفی در مرحله اول، تعداد 5 عامل دیگر از منظر خبرگان به فشارهای شناسایی شده اضافه گردید. این 5 عامل از جمله عواملی بود که از منظر خبرگان، مربوط به شرایط و ویژگی­های کشور ایران بود. سپس در مرحله دوم روش دلفی، 13 عامل مؤثر بر بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی شناسایی شده، مورد اتفاق نظر خبرگان رسید و در نهایت این 13 عامل، به عنوان عامل مؤثر بر بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی مشخص گردید. بنابراین روش دلفی در پژوهش حاضر در دو مرحله انجام گردید. لازم به ذکر است که خبرگان مورد استفاده در قالب روش دلفی شامل 7 تن از اساتید مدیریت ورزشی و افراد آگاه در خصوص ورزش همگانی بودند که نظرات آنان در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

در جهت ساختاردهی به عوامل مؤثر بر بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی بر اساس روش مدل سازی ساختاری تفسیری بود. این پرسشنامه به مقایسه دو به دو 13 عامل کلی شناسایی شده در پژوهش حاضر بر اساس استانداردهای این روش پرداخته بود. روایی محتوایی این پرسشنامه ها با استفاده از نظرات 7 تن از اساتید دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین در خصوص روایی محتوی این پرسشنامه ها نیز با استفاده از فرم­های روایی سنجی نسبت روایی محتوا[26] و شاخص روایی محتوا[27] روایی مورد تأیید قرار گرفت. مقدار نسبت روایی محتوا با توجه به تعداد اساتید (7 نفر)، 99/0 و مقدار شاخص روایی محتوا  ، 99/0 برای پرسشنامه ها به دست آمد. بنابراین روایی محتوی پرسشنامه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفت.

همان­طور که ذکر گردید برای انجام این پژوهش از روش مدل­سازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. این مدل دارای پنج گام ایجاد ماتریس خود­تعاملی ساختاری، به دست آوردن ماتریس دست­یابی، تعیین سطح و ماتریس استاندارد، تشکیل مدل ساختاری تفسیری و تحلیل میک­مک بود.  در نهایت پس از انجام روش مدل سازی ساختاری تفسیری؛ عوامل شناسایی شده چهار دسته متغیرهای پیوندی، متغیرهای وابسته، متغیرهای مستقل کلیدی و متغیرهای مستقل خودمختار تقسیم خواهند شد. بدین جهت در جهت انجام روش های آماری کلوموگراف اسمیرنف و آزمون تی تک نمونه­ای از نرم افزار اس­.پی.­اس­.اس[28] استفاده گردید. در جهت بررسی و تحلیل روش مدل­سازی ساختاری تفسیری از   نرم افزار میک­مک استفاده گردید.

 

یافته های پژوهش

نتایج توصیفی پژوهش حاضر نشان داد که از میان نمونه­های پژوهش حاضر، 82 درصد مرد و 16 درصد زن بودند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که گروه سنی 40-50 سال با فراوانی 72 درصد بیشترین فراوانی را دارا می­باشد. همچنین نتایج توصیفی پژوهش مشخص نمود که سطح تحصیلات کارشناسی ارشد با حدود 61 درصد بیشترین فراوانی را در میان نمونه های پژوهش شامل گردید. نتایج آزمون کلوموگراف اسمیرنف نشان داد که داده­های پژوهش حاضر نرمال می­باشد و می­بایستی از آمار پارامتریک در جهت تحلیل داده­ها بهره گرفت. در جهت بررسی وضعیت میزان بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در برنامه­های اجرایی ورزش همگانی از روش تی تک نمونه ای استفاده گردید. جدول 1 نتایج این آزمون را نشان داده است.

جدول 1. نتایج آزمون تی تک نمونه ای در خصوص میزان بزرگ­نمایی در فعالیت های اجرا شده در ورزش همگانی

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

تی

سطح معناداری

54

51/3

854/0

521/3

004/0

همان طور که نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان می­دهد، میزان بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در برنامه­های ورزش همگانی در وضعیت بالاتر از سطح متوسط (عدد 3) قرار دارد. لذا می­توان اعلام داشت که از منظر نمونه­های پژوهش بزرگ­نمایی در فعالیت های اجرا شده در ورزش همگانی در وضعیت بالاتر از میانگین قرار دارد که نشان­دهنده وجود بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در برنامه­های ورزش همگانی می­باشد. از روش مدل­سازی ساختاری تفسیری در جهت ساختار­دهی به عوامل مؤثر بر شکل­گیری بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در میان مدیران ورزش همگانی استفاده گردید. در این پژوهش 13 عامل شناسایی شده؛ به عنوان معیارها و عناصر مد نظر در مرحله اول روش مدل­سازی ساختاری تفسیری مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت پس از انجام مراحل مدل­سازی ساختاری تفسیری، ماتریس نهایی شکل گرفت. جدول 2 نتایج مربوط به این ماتریس را نشان می­دهد.

جدول 2. ماتریس دسترسی نهایی

عوامل

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

نفوذ

1

1

0

1

1

1

1

*1

0

0

0

1

*1

0

8

2

0

1

1

1

1

1

*1

0

0

0

1

*1

0

8

3

0

0

1

1

0

1

*1

0

0

0

0

0

0

4

4

0

0

1

1

1

1

*1

0

0

0

0

0

0

5

5

0

0

0

0

0

1

*1

1

0

0

0

0

0

3

6

0

0

0

0

0

1

1

*1

*1

0

*1

*1

0

6

7

0

0

0

0

0

0

1

1

1

0

1

1

0

5

8

0

0

0

0

0

0

0

1

0

0

0

1

0

2

9

0

0

0

0

0

0

0

0

1

0

1

*1

0

3

10

0

0

1

1

*1

*1

0

0

0

1

1

1

0

7

11

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

1

1

0

2

12

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

1

0

1

13

1

1

*1

*1

*1

*1

0

0

1

0

*1

0

1

9

وابستگی

3

3

6

6

6

8

7

3

4

1

8

9

2

-

 

جدول 2 ماتریس نهایی را نشان می­دهد. در این ماتریس علائم 0 و 1 پس از نوع روابط میان فشارها تببین گردید و پس از اصلاحات انجام شده بر اساس روش مدل سازی ساختاری تفسیری، برخی از این اعداد تغییر یافت که این مساله با علامت *1 مشخص گردید.  با توجه به نتایج جدول ماتریس نهایی،  مشخص گردید که 8 سطح کلی، در  پژوهش حاضر وجود دارد که این سطوح در قالب مدل در شکل 1 به نمایش گذاشته است.

 

شکل 1. مدل ساختاری تفسیری عوامل مؤثر بر بروز بزرگ­نمایی در فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی

تحلیل میک­مک

در این مرحله با استفاده از نرم افزار میک­مک نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص خواهد شد و پس از تعیین قدرت نفوذ یا اثرگذاری و قدرت وابستگی فشارها، می توان تمامی فشارهای شناسایی شده را در یکی از خوشه های چهارگانه روش ماتریس اثرمتغیرها در چهار گروه طبقه بندی نمود. اولین گروه شامل متغیرهای مستقل (خودمختار) می شود که قدرت نفوذ و وابستگی ضعیفی دارند. این متغیرها تا حدودی از سایر متغیرها مجزا هستند و ارتباطات کمی دارند. گروه دوم متغیرهای وابسته هستند که از قدرت نفوذ ضعیف اما وابستگی بالایی برخوردارند. گروه سوم متغیرهای پیوندی بود که از قدرت نفوذ و وابستگی بالایی برخوردارند. در واقع هر گونه عملی بر روی این متغیرها باعث تغییر در سایر متغیرها می­شود. گروه چهارم متغیرهای مستقل (کلیدی) را در بر می­گیرد. این متغیرها دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی بودند. شکل شماره 2، تحلیل میک­مک در پژوهش حاضر را به نمایش گذاشته است.

 

شکل 2. تحلیل میک­مک

با توجه به جدول بالا مشخص گردید که شکل گیری گروه های غیررسمی مخرب در سازمان های متولی ورزش همگانی و عدم نظارت سازمان ها و نهادهای دولتی در حوزه فعالیت های ورزش همگانی، جز متغیرهای مستقل خودمختار است. نتایج همچنین نشان داد که مهارت بالای برخی مدیران در استفاده از رسانه ها در جهت پیشبرد اهداف شخصی، پوشش ناعادلانه رسانه ای از برنامه ها و فعالیت ها ورزش همگانی کشور، عدم توجه به کیفیت برنامه­ها در مقایسه با کمیت و تعصب پایین متولیان ورزش همگانی به اشاعه ورزش در جامعه جزو عوامل وابسته است که بیشتر از سوی سایر عوامل تاثیرپذیر بود. نتایج همچنین نشان داد که فشارهای سیاسی برخی گروه ها و احزاب در حوزه ورزش همگانی، نبود استانداردهای واقعی در جهت سنجش عملکرد مدیران و نبود عدالت در توزیع منابع در انواع ورزش در کشور؛ جزو عوامل پیوندی است. بدین معنا که هرگونه عملی روی این عوامل، سبب تغییر در سایر متغیرها می­گردد. نتایج همچنین نشان داد که کمبود منابع مالی در ورزش همگانی، انتصاب مدیران به دور از بررسی تجارب آنان در ورزش همگانی، ابهام در خصوص کارکردها و نقش متولیان ورزش همگانی در کشور و نبود ثابت مدیریتی در سازمان های ورزشی جزو عوامل مستقل کلیدی است که سبب تاثیرگذاری بر سایر عوامل است.

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج پژوهش حاضر مشخص نمود که وضعیت بزرگ­نمایی در فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی بیش از میانگین (عدد 3) است که این مسئله نشان دهنده وجود بزرگ­نمایی در فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی است. شکل­گیری بزرگ­نمایی در جوامع در تمامی حوزه به اشکال مختلف وجود دارد. این مسئله یکی از فعالیت­های مخرب است که سبب می­گردد تا علاوه بر ارائه آمارهای دروغین به نوعی وضعیت نامطلوب موجود؛ به صورت مطلوب وانمود گردد . بوهتی و میر[29] (2000) اشاره داشتند که بزرگ­نمایی آثار جبران ناپذیری بر بدنه سازمان­ها دارد. بزرگ­نمایی سبب می­گردد تا وضعیت نامطلوب سازمان­ها مخفی بماند که این خود سبب می­گردد تا عملا تلاش­ها در جهت رفع این کاستی­ها شکل نگیرد. در پژوهش حاضر ضمن بررسی­های انجام گرفته شده، برخی عوامل مؤثر بر شکل­گیری بزرگ­نمایی در ورزش همگانی شناسایی و تحلیل گردید .

نتایج مدل­سازی ساختاری تفسیری نشان داد که کمبود منابع مالی، انتصاب نامناسب مدیران، ابهام در خصوص کارکردها و نقش متولیان ورزش همگانی در کشور و نبود ثبات مدیریتی در سازمان های ورزشی از جمله عوامل مهم کلیدی است که خود سبب شکل­گیری سایر عوامل می­گردد. چالیپ و همکاران (2017) نیز اشاره داشتند که عواملی که باعث می گردد تا اطلاعات غیرواقعی در خصوص ورزش همگانی ایجاد گردد؛ می بایستی به صورت منطقه ای مورد بررسی قرار گیرد. این در حالی است که نبود مطالعات جامع و کافی در خصوص شناسایی عوامل موثر بر بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی باعث گردیده است تا عملا راهکارهای مقابله ای با پدیده بزرگ­نمایی فعالیت­های انجام شده در ورزش همگانی ایجاد نگردد. نوواکوا، هودک، جولیس و فلگر[30] (2018) اشاره داشت که منابع مالی از جمله مسائل مهم در سازمان­ها است که سبب می­گردد تا مدیران در جهت پنهان نمودن ضعف های خود، به سمت بزگ­نمایی روی آورند. بوستوس­آگواوو، جوائرزناجرا، کارئون­گویلن، ساندوال­وازکوئز و هرناندزوالدز[31] (2017) نیز مشخص نمود که ابهامات در خصوص ساختار سازمانی سبب می­گردد تا زمینه های بروز فساد از جمله بزرگ­نمایی در جهت عملکرد سازمان ها شکل گیرد. مشکلات مالی در ورزش سبب می­گردد تا مدیران در جهت بهبود ورزش همگانی؛ اقدام به فعالیت­های غیرواقعی در جهت مناسب نشان دادن وضعیت موجود نمایند.  به عنوان مثال مدیری که با توجه به مشکلات مالی، توان اجرای فعالیت­ها و برنامه­های ورزش همگانی گسترده را ندارد، سعی در ایجاد برخی فعالیت­های کوچک و بی­تاثیر خواهد داشت و با بزرگ­نمایی این فعالیت­ها در تلاش خواهد بود تا اقدامات خود در حوزه ورزش همگانی را بزرگ جلوه دهد. در این بین می­توان از برخی همایش­های پیاده­روی خانوادگی نام برد که در مناطق مختلف کشور انجام گردیده است تا و در آن با توجه به عدم استقبال مردمی و وجود بی­نظمی­های بسیار، اما در فضای رسانه­ای به صورت غیرواقعی جلوه گردیده است. در این بین می­توان برخی همایش­ها از جمله همایش پیاده­روی شهرکرد در سال 1395 و همایش پیاده­روی شهر آستارا در سال 1396 را نام برد. همچنین ابهام در خصوص کارکردها و نقش متولیان ورزش همگانی در کشور به عنوان یک آسیب جدی و مهم سبب گردیده است تا احساس مسئولیت گروه ها و نهادهای مرتبط در مسیر توسعه ورزش همگانی کاهش یابد. این مساله سبب می­گردد تا مدیران در جهت انجام فعالیت­های خود؛ اقدام به بزرگ­نمایی نمایند.

میتچل و همکاران (2018) اشاره داشتند که مشکلات مدیریتی از جمله عدم ثبات مدیریتی و همچنین عدم انتصاب مدیران غیر­تخصصی سبب می­گردد تا مدیران در جهت بهبود وضعیت موجود دست به اقدامات غیرواقعی زنند . بروان و هورنوف[32] (2018) اشاره داشتند که عدم ثبات مدیریتی یکی از شرایط ایجاد کننده فساد از جمله بزرگ­نمایی است. کیم و همکاران (2021) مشخص نمودند که در مسیر توسعه ورزش همگانی؛ وجود برخی آمارهای غیرواقعی می تواند مشکلات جدی را ایجاد نماید. والی (2007) نیز اشاره داشت که عدم توجه به مسائل مربوط آمارها و اطلاعات حقیقی در ورزش همگانی می تواند روند اثربخشی فعالیت های ورزش همگانی را به شدت تحت شعاع قرار دهد. مشکلات مدیریتی از جمله عدم ثبات مدیریتی و انتصاب مدیران غیرتخصصی سبب می­گردد تا در مسیر فعالیت­های مدیران در عرصه ورزش همگانی مشکلات عمده­ای متوجه آنان گردد. ترس از تغییر مدیریت در میان مدیران و همچنین تخصص پایین آنان سبب می­گردد تا استرس در حین فعالیت تماما آنان را تهدید نماید.  این مساله سبب می­گردد تا مدیران در برخی فعالیت­های خود اقدام به بزرگ­نمایی در جهت پیشبرد اهداف خود در جهت باقی ماندن در پست خود باشند.

نتایج همچنین نشان داد که فشارهای سیاسی برخی گروه­ها و احزاب در حوزة ورزش همگانی، نبود استانداردهای واقعی در جهت سنجش عملکرد مدیران و نبود عدالت در توزیع منابع در انواع ورزش در کشور؛ جزء عوامل پیوندی است. بدین معنا که هرگونه عملی روی این عوامل، سبب تغییر در سایر متغیرها می­گردد. نوواکوا و همکاران (2018) و میتچل و همکاران (2018) اشاره داشتند که برخی اعمال نفوذها از سوی گروه های سیاسی سبب می­گردد تا مدیران در جهت بهبود شرایط خود؛ اقدام به برخی فسادها از جمله بزرگ­نمایی نمایند. اعمال نفوذ ها از سوی گروه های سیاسی در ورزش همگانی کشور به دو صورت می­تواند بر مدیران تاثیرگذار باشد. برخی مدیران از ترس اعمال گروه­های سیاسی در جهت تقویت عملکرد خود؛ اقدام به برخی فعالیت­های ظاهری خواهند نمود. همچنین مدیرانی که به واسطه اعمال فشارهای سیاسی در پست­های موجود حاضر است، در جهت بهبود شرایط در راستای تثبیت این فشارهای سیاسی اقدام به برخی فعالیت­های ظاهرگونه می­نمایند.

 بوهتی و میر[33] (2000) نیز اشاره داشت که فقدان عدالت در تقسیم منابع موجود یکی از زمینه­های بروزدهنده بزرگ ­نمایی در میان مدیران است. نبود عدالت در توزیع منابع سبب می­گردد تا در برخی شرایط مدیرانی که با مشکلات مالی دسته و پنجه نرم می­نمایند، در جهت تغییر وضعیت خود؛ اقدام به انجام فعالیت­های کم اهمیت و ظاهرگونه نمایند. اجرای برخی همایش­های پیاده روی خانوادگی در جهت ترویج فرهنگ مشارکت ورزشی و بی اثر بودن این فعالیت­ها از جمله فعالیت­های ظاهرگونه در حوزه ورزش همگانی است. بوستوس­آگواوو و همکاران (2017) نیز به نبود استانداردهای مناسب در جهت سنجش عملکرد مدیران اشاره نمودند و پس از بررسی­های خود پی بردند که عدم سنجش دقیق عملکرد مدیران سبب می­گردد تا آنان در وظایف خود اقدام به برخی اعمال نامناسب از جمله بزرگ­نمایی نمایند. عدم وجود استانداردهای مناسب در جهت سنجش عملکرد مدیران سبب گردیده است؛ تا عملا فرق بین فعالیت­های مناسب و غیرمناسب مشخص نگردد. لذا مدیران از این وضعیت استفاده لازم را خواهند برد و اقدام به فعالیت های غیرواقعی نمایند.

پژوهش حاضر همچنین به خوبی مشخص نمود که عدم ثبات مدیریتی به عنوان یک عامل زیربنایی سبب می­گردد تا بزرگ­نمایی در ورزش همگانی شکل گیرد. این مساله با نتایج پژوهش های چالیپ و همکاران (2017)، کوتی و ویریما (2014) و برگر و همکاران (2008) همسو بود. به نظر می­رسد ترس از تغییر در میان مدیران سبب می­گردد تا آنان از هر ابزاری در جهت مناسب جلوه دادن وضعیت استفاده لازم را داشته باشند. این مسئله سبب گردیده است تا امروزه شاهد برخی بزرگ­نمایی­ها در ورزش همگانی در جهت توسعه ورزش همگانی باشیم. این مسئله سبب گردیده است تا عملا توسعه ورزش همگانی در کشور آنچنان که باید رشد قابل قبولی نداشته است. از این رو در جهت توسعة واقعی ورزش همگانی نیاز است تا ضمن توجه به عوامل بروزدهنده این مسئله، به نوعی اقدام به رفع این عوامل گردید. از این رو پژوهش حاضر ضمن بهبود شفافیت­ها در خصوص عوامل بروزدهنده بزرگ­نمایی در ورزش همگانی، برخی عوامل مهم و کلیدی در این حوزه را مشخص نمود. امید است نتایج پژوهش حاضر در جهت بهبود ورزش همگانی و خروج از بزرگ­نمایی در برنامه­ها و فعالیت­های موجود در این حوزه؛ مورد استفاده قرار گیرد.

اهمیت ورزشی همگانی و ترویج آن در جامعه در اکثریت پژوهش­های به شکل مناسبی مورد بررسی و تایید قرار گرفته است. کارکردهای ورزش همگانی و ضرورت توسعه آن در جوامع سبب گردیده است تا تلاش­هایی در جهت ترویج آن در جامعه شکل گیرد. این در حالی است که مسیر توسعه ورزش همگانی و ترویج آن با ابهامات اساسی مواجه است. بزرگ­نمایی به عنوان یکی از آسیب­زا ترین مسائل در مدیریت، سبب ایجاد صدمات بسیاری بر پیکره ورزش همگانی می­گردد.  پژوهش حاضر ضمن اثبات وجود بزرگ­نمایی در ورزش همگانی، علل شکل­گیری آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داد و در نهایت در قالب مدل ساختاری تفسیری به تفسیر و بیان عوامل شکل دهنده بزرگ­نمایی در ورزش همگانی پرداخت. از این رو پژوهش حاضر در جهت بزرگ­نمایی در ورزش همگانی و برنامه­ریزی در جهت رفع آن، شواهد علمی مناسبی را ایجاد نمود. در جهت اجرای پژوهش حاضر محدودیت های وجود داشت. دسترسی سخت و دشوار به نمونه های پژوهش و عدم همکاری برخی مدیران ارشد وزارت ورزش و جوانان یکی از این محدودیت ها بود. همچنین نامشخص بودن آمارها و فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی سبب گردیده است تا میزان دقیق و حقیقی بزرگ­نمایی مدیران ورزش همگانی کشور نامشخص باشد. این در حالی بود که با بررسی نظرات خبرگان پژوهش، وجود بزرگ­نمایی مورد اثبات قرار گرفته بود اما بررسی های میدانی جهت تعیین میزان بزرگ­نمایی در ورزش همگانی ضروری می باشد. همچنین در جهت انجام پژوهش حاضر محدودیت هایی از جمله عدم سنجش دقیق اثربخشی فعالیت های اجرا شده در حوزه ورزش همگانی و نبود بانک اطلاعاتی جامع از تمامی فعالیت های ورزش همگانی در سطح کشور وجود داشت. با توجه به نتایج تحقیق حاضر مبنی بر تاثیرگذاری عامل کمبود منابع مالی در جهت شکل گیری  بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی؛ پیشنهاد می گردد تا با سطح بندی فعالیت های ورزشی همگانی بر حسب پوشش مالی هر فعالیت؛ ارزیابی های مربوط به این فعالیت ها بر حسب پوشش و منابع مالی مربوط به هر فعالیت انجام گردد.  با توجه به نتایج تحقیق حاضر مبنی بر تاثیرگذاری عامل ابهام در خصوص کارکردها و نقش متولیان در جهت شکل گیری بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی؛ پیشنهاد می گردد تا با ساختاردهی به متولیان ورزش همگانی و ایجاد انسجام در خصوص وظایف هر کدام از متولیان؛ شرایطی جهت رفع ابهام در خصوص فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی را به وجود آورد.  با توجه به نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد تا ایجاد عدالت در توزیع منابع مالی در ساختار ورزش کشور، برخی مشکلات مالی در ورزش همگانی را رفع نموده تا فشارهای ناشی از مشکلات مالی از مدیران ورزش همگانی کشور برداشته شود. همچنین پیشنهاد می گردد تا بررسی های دقیق و ارزیابی های جامع در خصوص انتصابات در ورزش همگانی، ضمن انتخاب مدیران ورزشی، به سوابق شغلی آنان در عرصه های ورزش توجه لازم گردد. این مساله سبب می گردد تا مدیران با تعصب به عرصه ورزش سکان دار ورزش همگانی کشور گردند از طرفی پیشنهاد می گردد تا با افزایش ثبات مدیریتی در عرصه ورزش همگانی، مدیران ورزش همگانی را به سمت ایجاد و اجرای برنامه های میان مدت و بلند مدت راغب نمود. همچنین پیشنهاد می گردد تا با طراحی ساختار توسعه ورزش همگانی کشور و تعیین تکلیف وظایف سازمان های متولی، تلاش های هدفمند و نظامند را در حوزه ورزش همگانی را انجام داد.

References
Akindutire, I. O. (2005). Inhibiting Factors to Female Participation in Sport in Nigerian Universitie. European Scientific Journal, 18(21): 76-82.
Akodu, A. K., Owoeye, O. B. A., & Raufu, A. I. (2022). Exercise, Recreation and Sport Participation among Lecturers in University of Lagos. University of Lagos Journal of Basic Medical Sciences, 4(8), 1-9.
Andersen, M. H., Ottesen, L., & Thing, L. F. (2019). The social and psychological health outcomes of team sport participation in adults: An integrative review of research. Scandinavian journal of public health, 47(8), 832-850.
Baker, C., El Ansari, W., & Crone, D. (2017). Partnership working in sport and physical activity promotion: An assessment of processes and outcomes in community sports networks. Public Policy and Administration, 32(2), 87-109.‏
Bedard, C., Hanna, S., & Cairney, J. (2020). A longitudinal study of sport participation and perceived social competence in youth. Journal of Adolescent Health, 66(3), 352-359.
Berger, I. E., O’Reilly, N., Parent, M. M., Séguin, B., & Hernandez, T. (2008). Determinants of sport participation among Canadian adolescents. Sport management review, 11(3), 277-307.
Bohte, J., & Meier, K. J. (2000). Goal displacement: Assessing the motivation for organizational cheating. Public Administration Review, 60(2), 173-182.‏
Borgers, J., Pilgaard, M., Vanreusel, B., & Scheerder, J. (2018). Can we consider changes in sports participation as institutional change? A conceptual framework. International review for the sociology of sport, 53(1), 84-100.
Braun, S., & Hornuf, L. (2018). Authentic Leadership and Followers’ Cheating Behaviour: A Laboratory Experiment from a Self-Concept Maintenance Perspective. In Authentic Leadership and Followership. Palgrave Macmillan, Cham.‏ 215-244.
Breuer, C., Hallmann, K., & Wicker, P. (2011). Determinants of sport participation in different sports. Managing Leisure, 16(4), 269–286.
Bustos-Aguayo, J. M., Juárez-Nájera, M., Carreón-Guillén, J., Sandoval-Vázquez, F. R., & Hernández-Valdés, J. (2017). Governance for Sustainability in an Organization in Central Mexico, International Journal of Environment, Agriculture and Biotechnology, 2(6), 3285-3293.
Chalip, L., Green, B. C., Taks, M., & Misener, L. (2017). Creating sport participation from sport events: Making it happen. International journal of sport policy and politics, 9(2), 257-276.
Christian, M. E. (2017). Hazing on women’s sport teams at three colleges and universities. Scandals in college sports, 1-14.
Côté, J., & Vierimaa, M. (2014). The developmental model of sport participation: 15 years after its first conceptualization. Science & sports, 29, S63-S69.
Gard, M., Dionigi, R. A., & Dionigi, C. (2018). From a Lucky Few to the Reluctant Many: Interrogating the Politics of Sport for All. In Sport and Physical Activity across the Lifespan. Palgrave Macmillan, London. ‏ 67-89.
Hoffmann, M. D., Barnes, J. D., Tremblay, M. S., & Guerrero, M. D. (2022). Associations between organized sport participation and mental health difficulties: Data from over 11,000 US children and adolescents. PLoS one, 17(6), 1-11.
Humphreys, B. R., MacLeod, L., & Ruseski, J. (2014). Physical activity and health outcome: Evidence from Canada. Health Econ.  23(1), 33-54.
Kim, A. C. H., Ryu, J., Lee, C., Kim, K. M., & Heo, J. (2021). Sport participation and happiness among older adults: A mediating role of social capital. Journal of Happiness Studies, 22, 1623-1641.
Kim T, Hyun Mun J, Jun P, Kim GC, Sim Y, Jeong H. (2011). Leisure time physical activity of people with spinal cord injury: mainly with clubs of spinal cord injury patients in BusanKyeongnam, Korea. Ann Rehabil Med; 35(5): 613-26.
Kontro, T. K., Bondarev, D., Pyykönen, K. M., von Bonsdorff, M., Laakso, L., Suominen, H., & Korhonen, M. T. (2022). Motives for competitive sports participation in masters track and field athletes: Impact of sociodemographic factors and competitive background. Plos one, 17(11), 1-12.
Korea Ministry of Culture and Tourism. (2008). sports white paper. Seoul, Korea: Ministry of Culture and Tourism. 2009. 1-170.
Kulick, A., Wernick, L. J., Espinoza, M. A. V., Newman, T. J., & Dessel, A. B. (2019). Three strikes and you’re out: Culture, facilities, and participation among LGBTQ youth in sports. Sport, Education and Society, 24(9), 939-953.
Mitchell, M. S., Baer, M. D., Ambrose, M. L., Folger, R., & Palmer, N. F. (2018). Cheating under pressure: A self-protection model of workplace cheating behavior. Journal of Applied Psychology, 103(1), 54-73.
Novakova, J., Houdek, P., Jolič, J., & Flegr, J. (2018). Experimental assessment of cheating prevalence in the Czech Republic as an example of a post-communist country. Deviant Behavior, 1-12.‏
Reid, F. (2018).Volunteers in some sport for development programmes are different: a comment on Burrai and Hannam. Journal of Policy Research in Tourism, Leisure and Events, 10(1), 101-105.‏
Strandbu, Å., Bakken, A., & Stefansen, K. (2020). The continued importance of family sport culture for sport participation during the teenage years. Sport, Education and Society, 25(8), 931-945.
Vail, S. E. (2007). Community development and sport participation. Journal of sport management, 21(4), 571-596.
Van Bottenburg, M., Rijnen, B., & Van Sterkenburg, J. (2005). Sport participation in the EU: Trends and differences. Amsterdam: Mulier Institute. 1-203.
Van der Voet, J., Groeneveld, S., & Kuipers, B. S. (2014). Talking the talk or walking the walk? The leadership of planned and emergent change in a public organization. Journal of Change Management, 14(2), 171-191.‏
Wang, G., Pratt, M., Macera, C.A., Zheng, Z.-J., & Heath, G. (2004). Physical activity, cardiovascular disease, and medical expenditures in US adults. Annals of Behavioral Medicine, 28, 88_94.
Warfield, J.W. (1974). Developing interconnected matrices in structural modelling, IEEE transcript on systems, Men and Cybernetics, 4(1): 51-81.