Document Type : Original Article

Authors

1 PhD Student of Department of Sport Management, Karaj Branch, Islamic Azad University, Karaj, Iran

2 Professor of Department of Sport Management, Karaj Branch, Islamic Azad University, Karaj, Iran

3 Associate Professor, Department of Sport Management, Karaj Branch, Islamic Azad University, Karaj, Iran

Abstract

The purpose of this research was the development model of the organizational capabilities of the general sports and youth departments of the country with an emphasis on the theory of strategic reference points. The current research is interpretive in terms of philosophy, inductive type in terms of approach, foundational data theory in terms of strategy, qualitative research in terms of research selection, and cross-sectional in terms of time period, and to collect its data from the interview tool is used. The statistical population of this research was made up of managers and assistants attached to the general administrations of sports and youth in the country. For sampling purposeful sampling method was used and sampling continued until the theoretical saturation limit was reached, therefore 17 interviews were conducted. In order to analyze the data, three overlapping processes of open coding, axial coding and theoretical coding were used. The data analysis showed that the development of organizational capabilities in the general sports and youth departments is subject to 72 sub-indexes, 15 sub-categories under the headings of strategic coordination, information technology, structuring, theoretical information, skills and abilities, organizational learning, competence, knowledge infrastructure, Knowledge management, organizational competitiveness, strategic agility, cultural intelligence, organizational values, organizational transformation and innovation and seven main categories under the headings of adaptive capabilities, individual capabilities, core capabilities, knowledge capabilities, capabilities Competitive capabilities, cultural capabilities and dynamic capabilities are categorized. As a result, for the operationalization of the organizational capabilities development strategy in the general sports and youth departments, a network synergy based on the described capabilities is suggested.

Keywords

الگوی توسعه قابلیت­ های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان کشور با تأکید بر نظریه نقاط مرجع استراتژیک

مهدی بابائیان فینه[1]

مهوش نوربخش[2]

مهدی کهندل[3]

پریوش نوربخش[4]

10.22034/ssys.2023.2606.3004

تاریخ دریافت مقاله: 02/01/1402

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله: 26/04/1402

مقدمه

یک سازمان به­منظور رشد، بقا و نیل به مأموریت­های غایی که موجودیتش را در محیط رقابتی اعلام می­کند، نیازمند بهره­گیری از ترکیبات پیچیده­ای از منابع انسانی، مالی و منابع اولیه است که آرایش و هماهنگی درست و مقتضی آن­ها اهرمی را جهت دستیابی به مقاصد پیش­بینی شده­اش در اختیار سازمان قرار می­دهد (افخمی اردکانی، دهقانان، مهربان­فر و ورمزیار، 1394).

یکی از روش­هایی که می­تواند این هماهنگی را تضمین کند و از قابلیت­ اجرا نیز برخوردار باشد، تدوین نقاط مرجع استراتژیک[5] است (استوری و رایت[6]، 2023). نقاط مرجع استراتژیک هدف یا الگوهای شاخصی است که تصمیم­گیرندگان سازمانی برای ارزیابی راه­ها یا گزینه­های خود به کار می­برند تا بتواند بدان وسیله تصمیم­های استراتژیک اتخاذ کنند و اولویت­های کل سیستم را به آگاهی گروه­های ذینفع اصلی برسانند (بامبرگر، بایرون و بون[7]، 2014).

انتخاب یک الگو یا نقطه مرجع استراتژیک در راستایی که رفتار سازمانی یا گزینه­های راهبردی ارزیابی شوند، متأثر از نظریه­های مختلف، محتوای خاص خود را دارد، به­عنوان مثال؛ نظریه اقتصادی صنعتی[8]، رقابت را مهم­ترین نقطه مرجع می­داند، در مقابل نظریه وابستگی به منابع[9] و نظریه اقتضایی[10]، مجموعه­ای از عناصر خارجی شامل تأمین­کنندگان، مشتریان، رقبا و سایر ذینفعان را مورد توجه قرار می­دهد؛ دیدگاه مبتنی بر منابع[11]، دارایی­های فیزیکی، انسانی و سازمانی را نقطه مرجع می­داند و نظریه ویژگی­های شغلی[12] بیشتر بر سطوح فردی و گروهی متمرکز است (بامبرگر و مشولم[13]، 1401).

با در نظر گرفتن تمام این موارد، طیف گسترده­ای از نقاط مرجع به­دست می­آید که می­تواند ملاک انتخاب قرار گیرد، اما چون محیط خارجی به­صورت مداوم در حال تغییر است و اغلب نمی­توان شرایط آینده را پیش­بینی کرد، سازمان­ها باید به­طور مستمر تغییر کنند تا به قابلیت­های جدیدتری دست پیدا کنند، چرا که هماهنگی استراتژیک مستلزم ایجاد قابلیت­های سازمانی و پایدار در طول زمان برای کسب فرصت­های بیرونی است (بلیتنر و گولیشیچ[14]، 2022).

قابلیت از نظر مدیران، توان سازمان برای ایجاد ظرفیت­ها و تحمل محدودیت­ها و نارسایی­ها برای رسیدن به اهداف معین است (دانایی­فرد، برزگر و احمدی، 1394). قابلیت­های سازمانی به عنوان مجموعه­ای از الگوهای آموخته و باثبات حاصل از فعالیت جمعی در نظر گرفته می­شود که سازمان از طریق آن قادر خواهد بود فرایندهای عملیاتی خویش را به­طور نظام­مند در جهت ارتقای اثربخشی فعالیت­هایش ایجاد و اصلاح کند (زولا و وینتر[15]، 2002). همچنین در تحقیقات حوزه مدیریت، قابلیت­های سازمانی به عنوان توانایی انجام فعالیت­های کارکردی اساسی سازمان از قبیل تدارکات و بازاریابی (لئو، فان و ژانگ[16]، 2012) و توانایی سازمان­ها برای هماهنگی مؤثر و همچنین مدیریت انواع مختلف منابع داخلی و خارجی در جهت کسب موفقیت تعریف شده است (کاپریتی و دیویلا[17]، 2020).

هلفت و پیتراف[18] (2003) اظهار داشتند که قابلیت­های سازمانی برای توانایی حل مؤثر مشکلات سازمانی حیاتی هستند. همچنین قابلیت­های سازمانی مقدمه تحقق نوآوری سازمانی به­شمار می­رود (تکثیرا، پوفایل و فریزا[19]، 2020). بر همین اساس برای هر سازمان یا هر شرکتی در هر مکان و صنعتی که باشد کلید موفقیت تنها اتکاء بر یک منبع برای کسب مزیت نیست، بلکه بهترین و موفق‌ترین شرکت‌ها می‌دانند که همواره باید قابلیت‌ها و توانمندی‌های رقابتی خود را ارتقا بخشند و بتوانند از این طریق به موفقیت‌های بیشتری دست یابند (ولیان، کوشکی جهرمی و بودلایی، 1396). در این­میان، ادارات کل ورزش و جوانان متولیان اصلی مدیریت و توسعۀ ورزش در استان­ها به­شمار می­روند، تنوع و گسترۀ بسیار زیاد فعالیت­ها (مسابقه­ها، آموزش و غیره)، ذینفعان (هواداران، ورزشکاران و غیره) و مراکز (هیئت، باشگاه­ها و غیره) حوزۀ ورزش سبب شده است تا این ادارات از یک طرف، رسالتی مهم در زمینه توسعه اجتماعی و اقتصادی ورزش پیدا کنند و از طرف دیگر، با چالش­های مختلف و پیچیده روبه­رو باشند. در حال حاضر، به­دلیل کاستی­های متعدد توسعه ورزش در استان­ها به­ویژه فقدان رشد مشارکت ورزشی مردم، کمبود امکانات ورزشی، مشکلات ورزشکاران و مربیان، عملکرد ادارات ورزش و جوانان با انتقادهای فراوانی مواجه است. براین اساس ادارات ورزش و جوانان مانند هر سازمان دیگری به سازوکارهایی برای گذر از این بحران نیاز دارند (ساعتی­زراعی، شعبانی­بهار و سلیمانی، 1398). در این راستا ایجاد قابلیت­های سازمانی می­تواند وضع موجود را تغییر داده و سازمان را در جهت عملکرد مطلوب هدایت نمایید (سیچو و جی­کوریزس[20]، 2014).

در تحقیقات گذشته قابلیت­های مختلفی مطرح شده است، برای مثال رضوانی، شکوری و رضائی (1400) به قابلیت­های پویا اشاره کرده­اند. رجب­زاده، مرتضوی، دوستار و آخوندی (1399) گزارش کردند توسعه راهبردی، ساختاری، سیستمی و فرایندی، فرهنگی، منابع و زیرساختی مضامین توسعه ظرفیت‌سازی سازمانی هستند. زاده­گرگان، مددی رستمی و طاهرزاده موسویان (1399) نیز به قابلیت­های نوآوری و خلاقیت اشاره داشتند. همچنین کاظمی، مقیمی و پورعزت (1398) پی بردند که درک محیط، قابلیت نوآوری، قابلیت انعطاف­پذیری، قابلیت جذب و قابلیت مدیریتی قابلیت­هایی هستند که باید مورد توجه سازمان­ها قرار گیرند. محمدی و همکاران (1398) نیز به این نتیجه رسیدند که قابلیت­های سازمانی مشتمل بر چهار بعد اصلی (قابلیت­های مدیریتی، قابلیت­های عملیاتی، قابلیت­های توانمندسازی و قابلیت­های یادگیری و مدیریت دانش) است. همچنین دانایی­فرد و همکاران (1394) با بررسی سازوکارهای ارتقای قابلیت­های سازمانی در بخش دولتی کشف کردند سازوکارهای روانشناختی، فرایندی، سیاسی و مالی، سازوکارهای انسانی، فرهنگی اجتماعی، فناورانه و سازوکار ساختاری تبیین­کننده قابلیت­های سازمانی هستند. علاوه بر این، الخاوالده  و همکاران[21] (2023) اظهار داشتند یادگیری سازمانی، خلاقیت اداری و انعطاف­پذیری سازمانی مجموعه قابلیت­های سازمانی هستند که بهبود عملکرد و دستیابی به مزیت رقابتی در سازمان کمک می­کند. در مقابل کالوارد، چارلین، بریوستر و کوری[22] (2023) به قابلیت­های روان­شناختی و تعاملی اشاره داشتند. همچنین میکالف و همکاران[23] (2023) قابلیت­های هوش منصوعی را گزارش کردند چون به نظر آن­ها این قابلیت­ها می­تواند باایجاد تغییر در فعالیت­های کلیدی سازمان، عملکرد سازمان را بهبود بخشد. در این راستا کونوپیک و همکاران[24] (2022) قابلیت­های مرتبط با استراتژی و اکوسیستم سازمان، نوآوری، فن­آوری­های نوین، عملیاتی، رهبری، و مدیریت داده را مطرح کردند. چان و موثویلو[25] (2020) نیز به این نتیجه رسیدند که قابلیت­های حیاتی سازمانی مشمول پایش محیطی، بازاریابی و یادگیری سازمانی است و هر سه این قابلیت­ها به طور قابل توجهی بر چابکی سازمانی تأثیر می­گذارند. تراورن[26] (2019) نشان داد روابط متقابلی بین قابلیت نوآوری، مدیریت دانش و هماهنگی سازمانی که وجه بارز قابلیت سازمانی است وجود دارد.

مرور تحقیقات گذشته نشان می­دهد سازمان­ها برای موفقیت و بهبود عملکرد خود، به انواع مختلفی از قابلیت­ها نیاز دارند و به فراخور تغییر سازمان، قابلیت­ها نیز متغیر است، چرا که سازمان­ها از الگوی واحدی برای اجرای برنامه­های خود پیروی نمی­کنند. در مقابل تحقیقی که قابلیت­های سازمانی را براساس نقاط مرجع استراتژیک تبیین کرده باشد، مشاهده نشد. این در حالی است که رفتار استراتژیک سازمان­ها و در نتیجه عملکرد آن­ها در هماهنگ کردن شرایط محیطی و قابلیت­های درونی به­طور مستقیم از انتخاب گزینه­های برای نقاط مرجع استراتژیک اثر می­پذیرد و سازمان­های ورزشی به­طور خاص ادارات کل ورزش و جوانان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. چون فعالیت­های مراکز اداره کل ورزش و جوانان تنوع و گستردگی بالایی دارد و برقراری هماهنگی بین استراتژی، سیستم­ها و فرایندها در آن به سادگی محقق نمی­شود. لذا ادارات کل ورزش و جوانان نیز به مانند سایر سازمان­های دانشی، خدماتی و صنعتی نیازمند انتخاب گزینه­هایی برای هماهنگی استراتژیک هستند، اما مسئله این است که ادارات کل ورزش و جوانان به­عنوان متولیان اصلی ورزش در مراکز استان­ها، مبنای برای تدوین نقاط مرجع استراتژیک خود ندارند و اساساً شناختی از اینکه با چه قابلیت­هایی به هماهنگی استراتژیک دست پیدا می­کنند، ندارند.

سازمانی که قابلیت­های خود را بر مبنای نقاط مرجع استراتژیک شناسایی کند و آن­ها را توسعه دهد ارزش و عملکرد بهتری از خود ثبت می­کند، اهداف را بهتر تدوین می­کند. می­تواند برای خود شایستگی­های متمایز رقابتی خلق کند. همچنین بر رقابت غلبه کرده، تقاضاهای جامعه را برآورده و موانع را بر سر راه تصاحب منابع به حداقل برساند. در مقابل سازمانی که قابلیت­های سازمانی خود براساس نقاط مرجع استراتژیک تبیین نمی­کند، ارزش­آفرینی را از خود سلب می­کند. نمی­تواند بین شرایط مورد انتظار محیط خارجی و ارزش­ها و قابلیت­های مورد نیاز داخلی که یکی از مسائل سنتی مدیریت استراتژیک قلمداد می­شود سازگاری و هماهنگی ایجاد کند و در نهایت تصمیم­های استراتژیک پرریسک با کارایی و اثربخشی پایین اتخاذ می­کند. بنابراین ضروری است به این سؤال پاسخ داده شود که براساس نظریه نقاط مرجع استراتژیک ادارات کل ورزش و جوانان کشور به چه قابلیت­هایی نیاز دارند؟

روش­شناسی

پژوهش حاضر به لحاظ فلسفه از نوع تفسیرگرایانه[27]، به لحاظ رویکرد از نوع استقرایی[28]، به لحاظ راهبرد از نوع نظریه داده بنیاد  رهیافت گلیزر، به لحاظ انتخاب پژوهش از نوع تحقیق کیفی و به لحاظ بازه زمانی از نوع مقطعی است. جامعۀ آماری این پژوهش را مدیران و معاونان وابسته به ادارات کل ورزش و جوانان (معاونت ورزش بانوان، معاونت توسعه امور ورزشی، معاونت منابع و سرمایه انسانی) در سطح کشور که برابر با 124 نفر بودند تشکیل می­دادند. جهت نمونه­گیری از روش نمونه­گیری هدفمند استفاده شد و نمونه­گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد، براین مبنا تعداد 17 مصاحبه انجام گرفت که مشخصات آنها به شرح جدول (1) می­باشد.

جدول 1- اطلاعات جمعیت­شناختی مشارکت­کنندگان

کد مصاحبه

جنسبت

سن

سطح تحصیلات

حوزه فعالیت

سابقه

P1

زن

55 سال

کارشناسی­ارشد

معاون مدیر کل ورزش و جوانان

30 سال

P2

مرد

53 سال

دکتری

مدیر ستادی وزارت ورزش و جوانان

27 سال

P3

مرد

49 سال

دکتری

مدیر کل ورزش و جوانان

24 سال

P4

مرد

61 سال

دکتری

معاون ورزشی اداره کل ورزش و جوانان

34 سال

P5

مرد

56 سال

کارشناسی

معاون ورزشی اداره کل ورزش و جوانان

30 سال

P6

مرد

45 سال

کارشناسی­ارشد

مدیر کل ورزش و جوانان

15 سال

P7

زن

41 سال

دکتری

معاون اداره کل امور مجلس وزارت ورزش

14 سال

P8

مرد

35 سال

کارشناسی­ارشد

معاونت توسعه امور ورزش

9 سال

P9

زن

45 سال

دکتری

وزارت ورزش و جوانان

25 سال

P10

مرد

52 سال

دکتری

مدیر کل ورزش و جوانان

30 سال

P11

زن

55 سال

کارشناسی

مدیر کل ورزش بانوان

30 سال

P12

زن

53 سال

دکتری

معاونت ورزش بانوان (معاون وزیر)

32 سال

P13

زن

51 سال

کارشناسی­ارشد

معاون مدیر کل ورزش و جوانان

30 سال

P14

مرد

56 سال

دکتری

مدیر کل ورزش و جوانان

30 سال

P15

زن

49 سال

کارشناسی

معاون ورزشی اداره کل ورزش و جوانان

16 سال

P16

مرد

57 سال

دکتری

مدیر کل ورزش و جوانان

35 سال

P17

مرد

61 سال

دکتری

معاون ورزشی اداره کل ورزش و جوانان

27 سال

برای گردآوری داده­ها در این مطالعه از ابزار مصاحبه نیمه­ساختاریافته استفاده شده است. سؤالات مصاحبه براساس مفروضات نظریه ویژگی­های شغلی، دیدگاه مبتنی بر منابع (که تأکید دارند نقطه مرجع استراتژیک داخل سازمان افراد و توانمندی­هاست)، نظریه اقتصاد صنعتی و وابستگی به منابع (که تأکید دارند نقطه مرجع استراتژیک خارج سازمان رقبا، ذینفعان و مشتریان هستند) تنظیم شد و شامل سه سؤال اصلی بود. (1) کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان به چه قابلیت­هایی نیاز دارند؟ (2) ادارات کل ورزش و جوانان با چه قابلیت­هایی توانمندی­های خود را افزایش می­دهند؟ (3) ادارات کل ورزش و جوانان برای برآورده کردن تقاضاهای جامعه (رقبا، مشتریان و ذینفعان) به چه قابلیت­هایی نیاز دارند؟ جهت بررسی کیفیت و اعتباربخشی به نتایج پژوهش حاضر معیارهای ارزشیابی لینکلن و گابا[29] (1985) شامل معیارهای اعتبار، انتقال، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری مدنظر قرار گرفتند. در ادامه، ضمن بررسی مورد به مورد هر یک از این معیارها، به برخی راهبردهای مناسب برای برآورده ساختن این معیارها در پژوهش حاضر نیز اشاره شده است. اعتبار: برای دستیابی به این معیار، در پژوهش حاضر از روش­های زیر استفاده شد: الف، ارزیابی چندجانبه: در فرایند جمع­آوری داده­ها و اطلاعات و انتخاب نمونۀ پژوهش برای مصاحبه و طراحی سؤالات مصاحبه از منابع و جنبه­های گوناگونی استفاده شده است. ب، ارزیابی شرکت­کنندگان از پژوهش: متن مصاحبه و کدهای استخراج­شده برای مشارکت­کنندگان در مصاحبه ارسال و نقطه­ نظرات آنها اعمال شد. انتقال­پذیری: در پژوهش حاضر، به­منظور دستیابی به این معیار از روش­های زیر استفاده شد: الف، مستندسازی: تمام مراحل پژوهش برای استفادۀ احتمالی محققان دیگر به صورت مکتوب مستندسازی شد. ب، گزارش شرایط زمینه­ای: شرایط جمعیت­شناختی مصاحبه­شوندگان به صورت تفصیلی ارائه شد. قابلیت اعتماد: در پژوهش حاضر دستیابی به این معیار از طریق روش زیر انجام گرفت: الف، استفاده از دوکدگذار: بدین منظور از یکی از متخصصان حوزۀ مدیریت ورزشی در فرایند کدگذاری در پژوهش کمک گرفته شد. به صورت تصادفی دو مصاحبه انتخاب شد و پس از آموزش­های لازم کدگذاری توسط ایشان انجام گرفت. در هر یک از مصاحبه­ها کدهایی که از نظر دو نفر مشابه بودند، با عنوان توافق و کدهای غیرمشابه با عنوان عدم توافق مشخص شدند و درصد توافق بین دو کدگذار با استفاده از فرمول زیر محاسبه شد و نتایج آن در قالب جدول (2) ارائه شد.

جدول 2- نتایج بررسی پایایی بین دو کدگذار

شماره مصاحبه

کل کدها

توافقات

عدم توافقات

درصد پایایی

6

13

5

3

769/0

11

17

8

1

941/0

کل

30

13

4

866/0

همان­طور که داده­های جدول نشان می­دهد، پایایی کل بین دو کدگذار برابر با 86 درصد است. با توجه به این­که پایایی بیش از 60 درصد است قابلیت اعتماد کدگذاری­ها تأیید شد. تأییدپذیری: نشان­دهنده ارتباط داده­ها با منابع و ظهور نتایج و تفاسیر از این منابع است. بدین منظور در پژوهش حاضر از روش­های زیر استفاده شد: الف، ارزیابی متخصصان خارج از فرایند پژوهش: نتایج این پژوهش در اختیار چند تن از اساتید مدیریت ورزشی قرار گرفت. پس از مطالعه و بازبینی ایشان نظرات آن­ها اخذ شد. به، تشریح فرایند پژوهش: در متن حاضر مراحل پژوهش اعم از جمع­آوری داده­ها، تحلیل و شکل­گیری درون­مایه­ها برای مخاطبان و خوانندگان تشریح شده است. سرانجام به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از سه فرایند همپوش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری نظری استفاده شد.

نتایج

با اقتباس از متن همه مصاحبه­ها در مرحلۀ کدگذاری باز 224 مفهوم اولیه شناسایی شد که با تجمیع کدهای مشابه در نهایت به 72 مفهوم نهایی کاهش پیدا کرد. در مرحله کدگذاری محوری با در نظر گرفتن قرابت معنایی مفاهیم شناسایی شده 15 مقولۀ فرعی تحت عناوین هماهنگی راهبردی، فناوری اطلاعات، ساختارسازی، معلومات نظری، مهارت و توانایی، یادگیری سازمانی، شایستگی، زیرساخت دانش، مدیریت دانش، هم­رقابتی سازمانی، چابکی استراتژیک، هوش فرهنگی، ارزش­های سازمانی، تحول سازمانی و نوآوری تشکیل شد. سرانجام براساس نتایج کدگذاری نظری مقوله­های فرعی براساس قرابت معنایی و رجوع به ادبیات تحقیق در هفت مقولۀ اصلی تحت عناوین قابلیت­های انطباقی، قابلیت­های فردی، قابلیت­های محوری، قابلیت­های دانشی، قابلیت­های رقابتی، قابلیت­های فرهنگی و قابلیت­های پویا دسته­بندی شدند. در جدول (3) نحوه فرایند کدگذاری مشخص شده است.

جدول 3- نتایج حاصل از فرایند کدگذاری باز، محوری و نظری

کد مصاحبه

مفاهیم

مقوله­های فرعی

مقوله­های اصلی

P1, P2, P3, P16

هماهنگی فعالیت‌های اعضای سازمان

هماهنگی راهبردی

قابلیت­های انطباقی

P1, P8, P13

رعایت الگوهای تعاملی سازمان

P9, P10, P14, P15

ایجاد هماهنگی داوطلبانه در سازمان

P4, P8

هماهنگ شدن کارکنان با اهداف سازمان

P9, P15

ارتقای گرایش به همکاری و اقدام جمعی

P6, P9, P17

بنیان روابط درون سازمان مبتنی بر ارزش­ها و گرایش­های مشترک

P7, P8, P10

یکپارچگی استراتژی­های فناوری اطلاعات با  استراتژی­های سازمان

فناوری اطلاعات

P11, P14, P15

ارتباط متقابل مدیریت با فناوری اطلاعات

P2, P3, P7, P17

سرمایه­گذاری سازمان بر روی فناوری اطلاعات

P4, P9, P11, P16

محول کردن کارکردهای فناوری اطلاعات به بخش­های مختلف سازمان

P1, P2, P8, P10

درک و شکل­دهی فرصت­ها و تهدیدات

ساختارسازی

P1, P2, P4, P15

ساخت و شکل­دهی مجدد قابلیت­های درونی و بیرونی

P3, P9

سازمان­دهی فعال

P4, P9, P15

حفظ و اصلاح فرایندهای مرتبط

P2, P10, P17

تطبیق ساختار با محیط خارجی

P2, P9, P10

توسعه دانش و معلومات

معلومات نظری

قابلیت­های فردی

P8, P16

نگرش حرفه­ای

P11

اطلاعات و تخصص مرتبط تا شغل

P2, P10, P14

پیاده­سازی علم در عمل

مهارت و توانایی

P6, P9, P11

قابلیت­های جمعی و کار تیمی

P6, P9, P11, P12

توانایی فرد برای انجام دادن کارهای مربوط به شغل به­طور اثربخش

P9

کشف و تولید دانش جدید

یادگیری سازمانی

قابلیت­های محوری

P6, P13

روزآمدسازی دانش

P7

جایگزین کردن دانش منسوخ با دانش تخصصی

P11

تبدیل دانش فردی به دانش سازمانی

P7, P11, P15

کاربردی کردن دانش

P6, P11

استفاده از مدل‌های شایستگی در انتخاب و توسعه افراد

شایستگی

P5, P9, P15

جذب و مدیریت افراد مستعد

P4, P9, P10

پرورش شایستگی‌ها

P10, P13

شایستگی­های مدیریتی

P3, P4, P10

تدوین مدل شایستگی مختص اداره­های ورزش و جوانان

P4, P10, P15

استفاده از مکانیزم‌های تشخیص شایستگی‌

P2, P10, P13

دستیابی به منابع دانش

زیرساخت دانش

قابلیت­های دانشی

P1, P5

سیستم­های سخت­افزاری و نرم­افزاری خلق دانش

P3, P4, P6

پیوند سیستم­های ارتباطی و اطلاعاتی سازمان

P3, P6, P12, P14

سیستم­های سخت­افزاری و نرم­افزاری برای اشتراک دانش

P6, P10, P12, P15

سیستم­های سخت­افزاری و نرم­افزاری برای نگهداری دانش

P11, P13, P14

سرعت دسترسی به دانش

P3, P6

تشویق به ایجاد دانش

مدیریت دانش

P2, P7, P9, P10

حفاظت از دانش

P7, P9, P13, P15

محدود کردن دست­یابی افراد غیرمجاز به دانش حیانی سازمان

P1, P4, P6, P7

ارزش بودن تولید دانش

P3

انتقال دانش مستند و غیرمستند

P1, P4, P14

فراهم­آوری، پردازش، ذخیره و اشاعه دانش

P4, P9, P15

همکاری با دیگر سازمان­های ورزشی

هم­رقابتی سازمانی

قابلیت­های رقابتی

P2, P4, P10, P12, P15

ائتلاف­های استراتژیک

P1, P5, P6, P7

ایجاد ارزش مشترک بین سازمانی

P2, P4, P9, P16

توانایی انتقال و استفاده از دانش بین سازمانی

P5, P6

واکنش اثر بخش به تغییرات محیطی

چابکی استراتژیک

P6, P9, P15

استفاده از تغییرات به عنوان فرصت­هایی برای پیشرفت سازمانی

P4, P9, P11, P12

تشخیص تغییرات محیطی

P2, P4, P6, P14

همسویی اقدامات سازمان با نیازهای متغیرکاری

P5, P9, P11, P15

پاسخ به اولویت­های فرهنگی

هوش فرهنگی

قابلیت­های فرهنگی

P1, P3, P11

بهره­گیری از تنوع دیدگاه­ها

P9, P10, P11, P15, P17

سازگاری موثر با قالب­های نوین فرهنگ

P2, P4, P6, P7

پذیرش تنوع فرهنگی

P1

هماهنگی و یکسان­سازی عقاید

P9

صداقت

ارزش­های سازمانی

P4, P11, P12, P14

مسئولیت­پذیری

P2, P4, P9, P17

پاسخگویی

P2, P6, P7, P9, P10

تعامل

P2, P6, P9, P10, P15

تلاش

P3, P9

شفافیت

P2, P6, P9, P10

بهبود توانمندی‌های سازمانی

تحول سازمانی

قابلیت­های پویا

P2, P10, P15

تدریجی بودن تحول در سازمان

P2, P3, P7, P11, P14

پذیرش تغییر و تحول

P4, P9, P11

تغییر باورها، نگرش‌ها و ارزش­ها همراستا با پیشرفت سازمان

P2, P10, P12

ایجاد فرصت نوآوری برای سازمان

نوآوری

P8

ارائه راه­های نوآورانه قابل اجرا

P2, P6, P7, P8, P16

نوآوری خدمات

P3, P9, P11

نوآوری فرایندها

P3, P6, P7, P12, P14

یکپارچه­سازی و پیاده­سازی ایده­های جدید

سرانجام پس از شناسایی مفاهیم اولیه، مقوله­های فرعی و مقوله­های اصلی الگوی توسعه قابلیت­های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان کشور با تأکید بر نظریه نقاط مرجع استراتژیک طراحی شد. مطابق الگوی موصوف جهت توسعه قابلیت­های سازمانی در ادارات کل ورزش و جوانان کشور هفت نقطۀ مرجع استراتژیک وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد. مطابق یافته­های تحقیق این نقاط شامل قابلیت­های انطباقی، قابلیت­های فردی، قابلیت­های محوری، قابلیت­های دانشی، قابلیت­های رقابتی، قابلیت­های فرهنگی و قابلیت­های پویا هستند.

شکل 1- الگوی توسعه قابلیت­های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان کشور با تأکید بر نظریه نقاط مرجع استراتژیک

بحث و نتیجه­گیری

هدف این تحقیق ارائه الگوی توسعه قابلیت­های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان کشور با تأکید بر نظریه نقاط مرجع استراتژیک بود. براساس نظریه ویژگی­های شغلی و دیدگاه مبتنی بر منابع در داخل سازمان، افراد (کارکنان) و توانمندهای سازمان جزء نقاط مرجع استراتژیک هستند که لازم است قابلیت­ها و ارزش­های مورد نیاز براساس آن­ها تبیین شود. یافته­ها نشان داد قابلیت­های فردی که خود از ترکیب مقوله­های فرعی معلومات نظری و مهارت و توانایی تشکیل شده است نقطه مرجع داخلی افراد (کارکنان)، را در ادارات کل ورزش و جوانان تبیین می­کند.   پیش­تر دانایی­فرد و همکاران (1394) به این قابلیت اشاره کرده­اند. دلیل اینکه قابلیت­های فردی نقاط مرجع داخلی به­طور اختصاصی افراد را تبیین می­کند، این است که منابع انسانی بیشترین نقش را در توانمندسازی سازمانی و سازگاری بیشتر با الزمات جدید محیطی دارند. براساس مفروضات رویکرد مبتنی بر منابع که کانون توجه راهبردی سازمان­ها را از محیط خارج به منابع درون سازمان تغییر داده است، بررسی و تجزیه و تحلیل محیط خارجی برای کشف فرصت­ها و تهدیدها به­تنهایی نمی­تواند موجب برتری رقابتی سازمان شود. از سوی دیگر، تغییرات محیط بیرون، زیاد و ناشناخته است و در این شرایط برنامه­ریزی بر مبنای عوامل خارجی مخاطرۀ زیادی دارد، لذا منابع و قابلیت­های داخلی سازمان مبنای مطمئن­تری برای تدوین برنامه­های راهبردی سازمان است. براساس این رویکرد، هنگامی می­توان راهبردهای مبتنی بر منابع را تدوین کرد که درک کاملی از ویژگی­ها، توانایی­ها و قابلیت­های منابع سازمانی وجود داشته باشد. چرا که رویکرد موصوف به منابع انسانی و قابلیت­های آن به عنوان منشأ بالقوۀ مزیت رقابتی می­نگرد. سرانجام اینکه اهمیت منابع انسانی به حدی است که می­توان گفت سازمانی که مجهز به افراد با صلاحیت است، شرایط لازم موفقیت را دارد و منابع دیگر سازمان، در کنار منابع انسانی به­عنوان عنصر مکمل قرار می­گیرند. همچنین، سرمایۀ انسانی که با عناوینی مانند دارایی­های انسان­محور و قابلیت­های فردی شناخته می­شود، در واقع ذخیره­ای منحصر­ به­فرد از دانش نهفته و قابلیت­های جمعی در سازمان است که در قالب مهارت­ها، تجربه­ها، توانایی­ها و دانش ضمنی کارکنان ظهور می­یابد. در نتیجه این قابلیت­ها را می­توان جزء مهم­ترین قابلیت­ها برای ارزش­آفرینی در ادارات کل ورزش و جوانان تلقی کرد که مزیت رقابتی آنها است و بی­شک، توسعۀ آن از محوری­ترین فرایندها در مدیریت منابع انسانی است.

همچنین مشخص شد قابلیت­های محوری، دانشی و فرهنگی در تبیین قابلیت­های داخلی به­طور خاص توانمند ساختن ادارات کل ورزش و جوانان نقش دارند. در این بین قابلیت­های محوری ترکیبی از قابلیت­های یادگیری سازمانی و شایستگی است. این یافته با نتایج مطالعات محمدی و همکاران (1398)، کاظمی و همکاران (2021) و چان و موثویلو (2020) مبنی بر اینکه بر قابلیت­های یادگیری سازمانی تأکید داشتند همخوان است در مقابل تحقیق ناهمخوانی یافت نگردید. دلیل اینکه قابلیت­های یادگیری سازمانی مؤثر بر توسعه قابلیت­های سازمانی در ادارات کل ورزش و جوانان تشخیص داده شد این است که قابلیت­های مذکور که شامل کسب، پردازش و انتقال داده­ها در سازمان است مستقیماً بر عملکرد سازمانی تأثیر می­گذارد (عبیدات و همکاران[30]، 2018). همچنین براساس تئوری توانایی- انگیزش- فرصت[31] توسعه دانش کارکنان و توانایی­های یادگیری منجر به موفقیت سازمانی می­شود (جرز- گومز و همکاران[32]، 2019). در نتیجه لازم است کارکنان مهارت­های خود را توسعه دهند و دانش خود را با دیگران به اشتراک می­گذارند تا بهره­وری سازمانی را افزایش پیدا کند. از طرفی توسعه قابلیت یادگیری آزمایش ایده­های جدید را تسهیل می­کند، توانایی مدیریت موقعیت­های نامشخص را افزایش می­دهد و کارکنان را برای تصمیم­گیری­های اصلی توانمند می­کند. همچنین دلیل اینکه شایستگی یکی از قابلیت­های مؤثر بر توسعه قابلیت­های سازمانی تشخیص داده شد این است که ادارات کل ورزش و جوانان برای دستیابی به برتری و بلوغ نیازمند ایجاد شایستگی­های محوری هستند و خود این شایستگی­ها از قابلیت­های سازمانی نشأت می­گیرند. شایان ذکر است این شایستگی­ قابلیت­هایی­اند که به­سختی قابل پرورش و تکمیل­اند. این قابلیت­ها در سطح فردی و سازمانی به­تدریج طی سال­های متمادی ایجاد می­شوند و ارزشمند، کمیاب و تقلید­ناپذیرند.

همچنین قابلیت­های دانشی از ترکیب مقوله­های فرعی زیرساخت دانش و مدیریت دانش ایجاد شده است. این یافته با نتایج مطالعات محمدی و همکاران (1398) و تراورن (2019) همخوان است در مقابل تحقیق ناهمخوانی یافت نگردید. دلیل اینکه قابلیت­های دانشی مؤثر تشخیص داده شد این است که اداره­های کل ورزش و جوانان از طریق قابلیت موصوف از طریق آزمایش ایده­های جدید و ایجاد روابط مشترک دانش با شرکاهی آگاه، بینش جدیدی به­دست می­­آورند که نیازهای فعلی و آینده سازمان را پوشش می­دهد. از طرفی حرکت به سوی سازمان مبتنی بر دانش، مقوله­ای است که امروزه در همه­جا مورد بحث واقع می­شود و با در نظر گرفتن دانش به­عنوان یک سرمایه از آن به­عنوان ابزاری جهت تحقق اهداف استراتژیک یاد می­شود و می­تواند نقش تعیین­کننده­ای در موفقیت یا عدم موفقیت اقدامات استراتژیک سازمانی داشته باشد.

در نهایت اینکه قابلیت­هایی فرهنگی از ترکیب مقوله­های فرعی هوش فرهنگی و ارزش­های سازمانی تشکیل شده است. این یافته با نتایج مطالعات رجب­زاده و همکاران (1399) و دانایی­فرد و همکاران (1394) همخوان است در مقابل تحقیق ناهمخوانی یافت نگردید. دلیل اینکه قابلیت­های فرهنگی مؤثر تشخیص داده شد این است که فرهنگ سازمانی جزئی از منابع حیاتی موفقیت سازمان­ها به­شمار می­رود، بنابراین، توجه بیش­ازپیش به شناسایی این ویژگی‌ها و نیز چگونگی تأثیر آن‌ها بر خروجی‌های سازمان در محیط به‌سرعت در حال تغییر امروزی، ضروری به نظر می‌رسد. از طرفی هدایت‌کردن استراتژی در سازمان امری حیاتی و تابعی از فرهنگ سازمانی است و چگونگی بنیان‌نهادن تغییر فرهنگی، نیازمند ابتکار رعایت ارزش­های سازمانی و هوش فرهنگی است. از طرفی امروزه سازمان‌ها به دلیل گستردگی مشاغل و طیف‌های مختلف شغلی که در بر می‌گیرند، برای مدیریت هر یک از بخش‌ها و زیرمجموعه‌ها نیازمند یک استراتژی و ساختار منحصر به فرد هستند. این ساختار و رویکرد اغلب توسط مدیران و مسئولین اجرایی هر قسمت تدوین می‌شود. یکی از مواردی که در اجرا و تدوین چنین استراتژی‌هایی بسیار لازم و مفید به نظر می‌رسد، فرهنگ سازمانی است. در نتیجه اگر فرهنگ سازمانی در این سازمان به خوبی جریان یابد، عملکرد سازمان بهبود پیدا می­کند و اجرای اثربخش استراتژی در آن تسهیل می­شود.

علاوه بر این، براساس نظریه اقتصاد صنعتی و وابستگی به منابع در خارج سازمان رقبا، مشتریان و ذینفعان جزء نقاط مرجع استراتژیک هستند که لازم است قابلیت­ها و ارزش­های مورد نیاز براساس آن­ها تبیین شود. یافته­ها نشان داد قابلیت­های رقابتی که خود از ترکیب مقوله­های فرعی هم­رقابتی سازمانی و چابکی استراتژیک تشکیل شده است نقطه مرجع خارجی رقبا را در ادارات کل ورزش و جوانان تبیین می­کند. قابلیت­های رقابتی از ترکیب هم­رقابتی سازمانی و چابکی استراتژیک تشکیل شده است. این یافته با نتایج مطالعۀ چان و موثویلو (2020) مبنی بر اینکه قابلیت نامبرده را یکی از قابلیت­های حیاتی معرفی کرده است همخوان است. دلیل اینکه هم­رقابتی سازمانی مؤثر تشخیص داده شد و مشخص گردید مؤثر بر نقطه مرجع رقبا در ادارات کل ورزش و جوانان است این است که استراتژی هم‌رقابتی به صورت قابل بحثی از طریق روابط شبکه‌های ارزش داخلی و خارجی سازمان شکل می‌گیرد و به فعالیت‌های رقابتی سازمان کمک می­کند. از طرفی برخلاف این نظر که دو سازمان شرکای همکار در برخی فعالیت‌ها هستند همان گونه که در دیگر چیزها رقابت می‌کنند؛ هم‌رقابتی به عنوان یک پیش نیاز برای شبکه موثر است و با این حال به عنوان یک چالش سازمانی مطرح است. همچنین دلیل اینکه چابکی استراتژیک جزء یکی از نقاط استراتژیک تشخیص داده شد این است که ادارات کل ورزش و جوانان می­توانند از طریق چابکی استراتژیک با چالاکی و فعالی به­صورت سریع و آسان با تغییرات محیطی خود را سازگار کنند. از طرفی سازمان چابک باید بتواند تغییرات محیطی را تشخیص داده و به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی بنگرد. از این بابت سازمان‌ها نباید از تغییرات محیط کاری خود هراس داشته و از آنها اجتناب کنند بلکه باید تغییرات را فرصتی برای کسب مزیت رقابتی در محیط بازار تصور نمایند. در چنین سازمانی، اهداف کارکنان با اهداف سازمان در یک راسته قرار داشته و این دو توام با یکدیگر در صدد هستند تا به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ مناسبی دهند.

علاوه بر این، نتایج نشان داد نقطه مرجع استراتژیک مشتریان و ذینفعان از طریق قابلیت­های پویا و قابلیت­های انطباقی تبیین می­شود. منظور از قابلیت انطباقی توانایی سازمانی برای مدیریت و برجسته کردن سایر قابلیت­ها می­باشد. زمانی که فرصتی برای سازمان ایجاد می­شود. باید به وسیله تغییراتی جدید منطبق با آن پاسخ داده شود که این نیازمند تصمیم برای تغییرهای جدید است (تیسه، 2008). بهره بردن از فرصت­های بازار در محیط متغیر نیازمند درگیر شدن با یادگیری برای یافتن راه­های جدید و تولید دانش جدید و دوباره شکل دادن به فعالیت­های عملیاتی جدید می­باشد. شکل دیگر قابلیت­های انطباقی دوباره شکل دادن منابع و دارایی­های جدید و هماهنگی وظایف، منابع و انطباق­ها است (هلفت و پتروف، 2003). مطابق یافته­های تحقیق قابلیت انطباقی از ترکیب هماهنگی راهبردی، فناوری اطلاعات و ساختارسازی تشکیل شده است. این یافته با نتایج مطالعات کاظمی و همکاران (1398)، دانایی­فرد و همکاران (1394) و تراورن (2019) مبنی بر اینکه در تبیین قابلیت­های سازمانی شاخص­های مشابه با شاخص­های شناسایی شده در این تحقیق را گزارش کرده بودند همخوان است. در مقابل تحقیق ناهمخوانی یافت نگردید. دلیل اینکه هماهنگی وظایف یکی از شاخص­های انطباقی تشخیص داده شد این است که طریق هماهنگی استراتژیک میزان هماهنگی مزیت رقابتی یک سازمانی با قابلیت­های آن به حداکثر می­رسد و از طریق آن اداره­های کل ورزش و جوانان می­توان منابع خود را با فرصت­های موجود در محیط بیرونی در بالاترین سطح هماهنگ کنند. افزون بر این، هماهنگی راهبردی بحث محوری در اجرای استراتژیک است و یکپارچگی برای ایجاد هم‌خوانی بین قابلیت­های سازمان با استراتژی‌های کارکردی بسیار مهم است زیرا این استراتژی‌ها مکمل یکدیگرند و در کنار هم می‌توانند به تحقق چشم‌انداز کمک کنند. سرانجام اینکه هماهنگی فرآیندی است که طی آن همه بخش‌های تشکیل دهنده یک کل برای کسب هدف مشترک، ترکیب می­شوند. هماهنگی با مجموعه‌ای از ساز‌و‌کارهای ساختاری و رفتاری تحقق می­یابد که برای مرتبط ساختن اجزا، واحدها و گروه‌های مستقر در سازمان به­کار می­روند و نیل به اهداف ‌را تسهیل می­کنند. همچنین دلیل اینکه فناوری اطلاعات یکی از قابلیت­های انطباقی تشخص داده شد این است که قابلیت­های فناوری به جستجوی نوآورانه مربتط است و عملکرد حیاتی سازمان به­شمار می­رود، چرا که از طریق آن ادارات کل ورزش و جوانان می­تواند ارزش­های اطلاعاتی خارجی جدید را شناسایی کنند و با جذب آن­ها در راستای اهداف راهبردی خود حرکت کنند. از طرفی  قابلیت‌های فناوری قابلیت­های پایه هستند که ادارات موصوف باید برای پشتیبانی از مشارکت ذینفعان در نوآوری محیطی آن را مدنظر داشته باشند. علاوه بر این، دلیل اینکه ساختارسازی جزء قابلیت­های انطباقی تشخیص داده شد این است که در عمل برای اجرای استراتژی نیاز به ساختار مناسب است. از طرفی ماهیت و ساختار سازمان­های ورزشی تاحدودی با سایر سازمان­های دیگر متفاوت است و مبنتی بر این تمایز نمی­توان سیاست­ها و دستورالعمل­های سازمان­های دیگر را برای آن­ها بکار گرفت. شاید به این دلیل است که در مطالعه رجب­زاده و همکاران (1399) مضامین ساختاری یکی از تبیین­کننده­های اصلی ظرفیت­سازمانی معرفی شده است.

سرانجام تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد قابلیت­های پویا که از ترکیب تحول سازمانی و نوآوری سازمانی تشکیل شده است تبیین کنندۀ نقطه مرجع استراتژیک مشتریان و ذینفعان است. این یافته با نتایج مطالعات زاده­گرگان و همکاران (1399)، کاظمی و همکاران (1398) و تراورن (2019) همخوان است در مقابل تحقیق ناهمخوانی یافت نگردید. دلیل اینکه قابلیت­های پویا مؤثر تشخیص داده شد این است که قابلیت­های موصوف صلاحیت­های داخلی و خارجی ایجاد و با هم ادغام می­کند. از طرفی ادارات کل ورزش و جوانان می­توانند از طریق قابلیت­های پویا الگوی از فعالیت جمعی تعریف می­کنند و کارهای اجرایی خود را به­واسطه آن به­طور اثربخش پیگیری کنند. علاوه بر این، این قابلیت به عنوان یک عامل مهم موثر بر تعهد سازمان در نظر گرفته می‌شود و سازمان­ها را قادر می­سازد تا دانش و مهارت­های جدیدی را به وجود آورند که آنها را در موقعیت­های جدید جای دهند. افزون بر این قابلیت­های پویا، به نوبه خود به سازمان امکان می­دهد تا محیط خود، ارزش منابع را درک کرده و به طور مناسب به تغییرات بازار پاسخ دهد تا قابلیت­های عملیاتی خود را بهبود بخشد.

همانگونه که ملاحظه شد، در این پژوهش تصاویری چندگانه و متبادین از قابلیت­های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان با توجه به نقاط مرجع استراتژیک ترسیم شده است. به­تبع توسعه قابلیت­های سازمانی در اداره­های موصوف در گروه این است که قابلیت­های انطباقی، قابلیت­های فردی، قابلیت­های محوری، قابلیت­های دانشی، قابلیت­های رقابتی، قابلیت­های فرهنگی و قابلیت­های پویا توسعه پیدا کند. در نتیجه برای عملیاتی شدن استراتژی توسعه قابلیت­های سازمانی هم­افزایی شبکه­ای مبتنی بر قابلیت­های موصوف پیشنهاد می­شود و به ادارات کل ورزش و جوانان پیشنهاد می­شود کارگروه­های تخصصی برای توسعه قابلیت­های سازمانی خود تعریف کنند و در ارزیابی عملکرد سالیانه اداره­های موجود بخشی از نمره ارزیابی به توسعه قابلیت­های سازمانی در طول سال اختصاص داده شود تا مشخص گردد که اداره مذکور چه اندازه در راستای توسعه قابلیت­های خود موفق بوده است، به این منظور می­توان از شاخص­های شناسایی شده در این تحقیق به­عنوان مبنای اندازه­گیری استفاده کنند.

شایان ذکر است این تحقیق به­مانند سایر تحقیقات با محدودیت­های مواجه بوده است که لازم است در تعمیم­دهی نتایج مورد توجه قرار گیرد. محدودیت اول اینکه این تحقیق صرفاً دیدگاه مدیران و معاونین وابسته به ادارات کل ورزش و جوانان را منعکس کرده است، لذا نظر آن قابل تعمیم به سایر ذینفعان داخلی و خارجی ادارات مذکور را ندارد. از طرفی براساس ادبیات تحقیق قابلیت­های دیگری غیر از قابلیت­های شناسایی شده وجود دارند که در تبیین توسعه قابلیت­های سازمانی نقش دارند، برای مثال می­توان به قابلیت­های مالی، مدیریتی و بازاریابی اشاره کرد، اما به­دلیل اینکه در این تحقیق از صاحب­نظران نظرسنجی بعمل آمد و یافته­های این تحقیق مبتنی بر داده­های تحقیق بود در نتیجه نتایج این تحقیق صرفاً قابل تعمیم به ادارات کل ورزش و جوانان است. از این­­رو به پژوهش­گران آتی پیشنهاد می­گردد دیدگاه کلیه ذینفعان داخلی و خارجی اداره­های کل ورزش و جوانان را پیرامون شاخص­های توسعه دهندۀ قابلیت­های سازمانی بررسی کنند و با استفاده از مطالعۀ تطبیقی شباهت­های و تفاوت­های آن را با هم مقایسه کنند. همچنین پیشنهاد می­شود قابلیت­های سازمانی استراتژیک برای سایر سازمان­های ورزشی نیز تعریف شود. بر این مبنا استفاده از رویکرد مرور نظام­مند و روش­های فراتحلیل و فراترکیب پیشنهاد می­شود. سرانجام به پژوهش­گران آتی پیشنهاد می­شود جهت سازگاری مدل نظری با مدل تجربی برازش آن را با استفاده از مطالعه کمی آزمون کنند.

منابع
افخمی اردکانی، مهدی.، دهقانان، حامد.، مهربان­فر، احسان.، و ورمزیار، محسن. (1394). تدوین استراتژی منابع انسانی بر مبنای نقاط مرجع استراتژیک. راهبرد، شماره 77، صص: 28-1.
بامبرگر، پیتر.، و مشولم، علی. (1401). استراتژی منابع انسانی: تدوین اجرا و آثار. تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی.
دانایی­فرد، ح.، برزگر، فف.، احمدی، ه. (1394). سازوکارهای ارتقای قابلیت­های سازمانی در بخش دولتی. فصلنامه مدیریت سازمان­های دولتی، سال سوم، شماره 11، ص: 97-84.
رجب­زاده، آ.، مرتضوی، م.، دوستار، م.، آخوندی، ن. (1399). توسعه چارچوب مفهومی ظرفیت‌سازی سازمانی بخش آموزش عالی جهت پاسخگویی به انتظارات جامعه: رویکرد تحلیل مضمون. پژوهش­های مدیریت منابع انسانی، دوره 10، شماره 2، صص: 73-45.
رضوانی، م.، شکروی، ن ا.، و رضائی، م. (1400). شناسایی تأثیر قابلیت‌های پویا بر اتخاذ و موفقیت استراتژی‌های بین المللی‌سازی (مورد مطالعه: شرکت کاشی مرجان). مدیریت کسب و کار بین­المللی، دوره 4، شماره 1، ص: 65-43.
زاده گرگان، م.، زاده گرگان، ن.، مددی رستمی، ف.، و طاهرزاده موسویان، س ف. (1399). تاثیر قابلیت های پویا، خلاقیت و قابلیت های نوآوری بر مزیت رقابتی و عملکرد شرکت (مورد مطالعه: بانک ملی استان تهران). مدیریت کسب و کارهای دانش بنیان، شماره 3، صص: 27-1.
ساعتی زراعی، ا.، شعبانی­بهار، غ.، سلیمانی، م. (1398). طراحی الگوی تلفیفی فرایند توانمندسازی، سیستم مدیریت استعداد و قابلیت هوشمندی سازمانی با استفاده از مدل­سازی ساختاری- تفسیری در ادارات کل ورزش و جوانان کشور. مطالعات مدیریت ورزشی، دوره 11، شماره 58، صص: 242-219.
کاظمی، م.، مقیمی، س م.، و پورعزت، ع ا. (1398). شناسایی قابلیت های پویا در صنعت داروسازی با استفاده از نظریه داده بنیاد. فصلنامه آینده­پژوهی مدیریت، سال سی­ام، شماره 117، صص: 11-1.
محمدی، ح. ر.، زنجیرچی، س. م.، میرغفوری، سید. ح..، مروتی شریف­آبادی، ع.. (1398). کاربرد مدل جامع قابلیت­های سازمانی در چرخه OODA. فصلنامه فرماندهی و کنترل، سال سوم، شماره 2، صص: 86-71.
ولیان، ح.، کوشکی جهرمی، ع.، بودلایی، ح. (1396). طراحی مدل رویکرد قابلیت­های سازمانی مبتنی بر تئوری نقاط مرجع استراتژیک. پژوهش­های مدیریت راهبردی، دوره 23، شماره 65، صص: 151-131.
 
Alhamadi, M. S. (2020). The influence of dynamic capabilities on organizational performance: An Empirical Study on Qatar’s Ministry of Finance. Global Journal of Management and Business Research. 13(5), 39-57.
Alkhawaldah, R., ALShalabi, F., Alshawabkeh, Z., Alshaar, H., Alzoubi, M., Alshawabkeh, R., & Dweiri, M. (2023). The mediating role of organizational capabilities on the relationship between lean supply chain and operational performance. Uncertain Supply Chain Management11(1), 11-20.
Aruldoss, M., Travis, M. L., & Venkatesan, V. P. (2015). A reference model for business intelligence to predict bankruptcy. Journal of Enterprise Information Management.
Bamberger, P. A., Biron, M., & Boon, C. (2014). Human resource strategy: Formulation, implementation, and impact. Routledge.
Blettner, D. P., & Gollisch, S. (2022). The role of reference points and organizational identity in strategic adaptation to performance feedback. Management Research Review, (ahead-of-print).
Calvard, T., Cherlin, E., Brewster, A., & Curry, L. (2023). Building perspective-taking as an organizational capability: A change intervention in a health care setting. Journal of Management Inquiry32(1), 35-49.
Capriati, M., & Divella, M. (2020). Firms’ organisational capabilities and innovation generation: the case of Italy. Economics of Innovation and New Technology, 1-20.
Chan, J. I. L., & Muthuveloo, R. (2020). Vital organizational capabilities for strategic agility: an empirical study. Asia-Pacific Journal of Business Administration. 12(3/4); 223-236.
Fiegenbaum, A., Hart, S., & Schendel, D. (1996). Strategic reference point theory. Strategic Management Journal, 17(3), 219-235.
Gonzalez, R. V. D., & de Melo, T. M. (2021). How do autonomy, cohesion and integration of teamwork impact the dynamic capability?. Total Quality Management & Business Excellence, 32(7-8), 794-810.
Helfat, C. E., & Peteraf, M. A. (2003). The dynamic resource‐based view: Capability lifecycles. Strategic Management Journal, 24(10), 997-1010.
Jerez-Gómez, P., Céspedes-Lorente, J., & Pérez-Valls, M. (2019). Do high-performance human resource practices work? The mediating role of organizational learning capability. Journal of Management & Organization, 25(2), 189-210.
Kazmi, S., Kanwal, F., Rathore, K., Faheem, K., & Fatima, A. (2021). The Relationship Between Transformational Leadership and Organisational Learning Capability with the Mediating Role of Perceived Human Resource Effectiveness. South Asian Journal of Human Resources Management, 8(1), 133-157.
Konopik, J., Jahn, C., Schuster, T., Hoßbach, N., & Pflaum, A. (2022). Mastering the digital transformation through organizational capabilities: A conceptual framework. Digital Business, 2(2), 100019.
Luo, J., Fan, M., & Zhang, H. (2012). Information technology and organizational capabilities: A longitudinal study of the apparel industry. Decision Support Systems, 53(1), 186-194.
Mikalef, P., Lemmer, K., Schaefer, C., Ylinen, M., Fjørtoft, S. O., Torvatn, H. Y., ... & Niehaves, B. (2023). Examining how AI capabilities can foster organizational performance in public organizations. Government Information Quarterly, 101797.
Ngo, L. V., Bucic, T., Sinha, A., & Lu, V. N. (2019). Effective sense-and-respond strategies: Mediating roles of exploratory and exploitative innovation. Journal of Business Research, 94(2), 154-161.
Ngo, L. V., Bucic, T., Sinha, A., & Lu, V. N. (2019). Effective sense-and-respond strategies: Mediating roles of exploratory and exploitative innovation. Journal of Business Research, 94(2), 154-161.
Obeidat, D., Yousef, B., Nofal, R., & Masa'deh, R. E. (2018). The effect of transformational leadership on entrepreneurial orientation: the mediating role of organizational learning capability. Modern Applied Science, 12(11); 1-19.
O'cass, A., & Ngo, L. V. (2007). Balancing external adaptation and internal effectiveness: Achieving better brand performance. Journal of Business Research, 60(1), 11-20.
Siachou, E., & Gkorezis, P. (2014). Do empowered employees absorb knowledge? An empirical investigation of the effects of psychological empowerment dimensions on absorptive capacity. Management Research Review, 37(2), 130-51.
Storey, J., & Wright, P. M. (2023). Strategic human resource management: A research overview. Routledge.
Teixeira, K. A., Puffal, D. P., & Ferrazza, D. S. (2020). Organizational capabilities for innovation: a case study on the management and transactional capability. International Journal of Business Innovation and Research, 21(4), 447-465.
Tijani, O., & Adenekan, O. (2021). The Relevance of Organisational Capabilities for Nursing Mother’s Satisfaction. IAR Journal of Business Management, 2(1).
Travern, J. S. (2019). A conceptual framework for the relationship between the implementation of innovation and knowledge and its link to organizational capabilities (Doctoral dissertation). university of south Africa.
Zhang, M., & Hartley, J. L. (2018). Guanxi, IT systems, and innovation capability: The moderating role of proactiveness. Journal of Business Research, 90(5), 75-86.
Zollo, M., & Winter, S. G. (2002). Deliberate learning and the evolution of dynamic capabilities. Organization science, 13(3), 339-351.