Document Type : Original Article

Authors

1 deputy minister of culture and youth affairs

2 Professor of Social Sciences Department of Tabriz University

3 Associate Professor, Department of Social Sciences, University of Tabriz

Abstract

Present study was conducted to examine the role of religiosity and social support in intergenerational attitudes toward the value of children and its related social context. The research method was survey-based, and the statistical population comprised all citizens over 18 years of age in Tabriz. According to the latest 2021 census, this population numbered 2,755,358 individuals. Notably, the study was conducted comparatively between two generations: young and adult. The sample size was 300, selected through multi-stage cluster sampling.
Data analysis was performed using SPSS software. Statistical methods included descriptive analyses and inferential techniques such as Pearson’s correlation, multivariate regression, independent samples t-test, and one-way ANOVA (F-test).
Findings indicate a strong, positive, and significant correlation (r = 0.637, p = 0.000) between religiosity and attitudes toward the value of children among the younger generation at the 99% confidence level. For the adult generation, the same relationship was weak but positive and significant (r = 0.187, p = 0.014) at the 95% confidence level. Regarding social support, a relatively strong, positive, and significant correlation (r = 0.308, p = 0.001) was found with attitudes toward child value among the younger generation at the 99% confidence level. Multivariate analysis further revealed that, for the younger generation, the combined independent variables (religiosity and social support) explained 42% of the variance in attitudes toward child value. For the adult generation, the independent variable entered into the model (religiosity) explained only 3% of the variance. An examination of contextual variables—specifically gender, marital status, and place of birth—demonstrated their significant role in shaping intergenerational attitudes. Gender and marital status were significant among the younger generation, while place of birth was significant among the adult generation.

Keywords

بررسی نقش دینداری و حمایت اجتماعی در نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان  و زمینه اجتماعی مرتبط با آن (مورد مطالعه: شهروندان بالای 18 سال شهر تبریز)

امیر تقی زاده[1]

محمدحسین بنی فاطمه[2]

توکل آقایاری هیر[3]

 10.22034/ssys.2024.3309.3416

تاریخ دریافت مقاله: 13/04/1403

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله: 13/06/1403

 

مقدمه

تشویق زوجین به فرزندآوری[4] از جمله موضوعاتی است که در طی سالهای اخیر به طور روزافزونی در جامعه مطرح است؛ روند روزافزون کاهش نرخ باروری در ایران منجر به نگرانی بسیاری از سیاست­گذاران و برنامه­ریزان شده است. این نگرانی وقتی دو چندان شد که بسیاری از نقاط شهری باروری پایین­تر از حد جانشینی را تجربه نمودند. نگرانی از وضعیت مذکور در قوانین مختلف از قبیل برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (1394-1390)، قانون تنظیم خانواده و جمعیت و همچنین طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده که بر رسیدن نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی تاکید دارند، نمایان است (عبداللهی و رحیمی، 1396: 48).

ترجیحات فرزندآوری یکی از تصمیمات و اعمال مهم زندگی است که باید به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مفهوم­سازی شود. فرصت­ها و انگیزه­های فرزندآوری در جمعیت­ها و زیرگروه­های جمعیتی از جامعه­ای به جامعه دیگر متفاوت است و همه اینها تفاوت­هایی را در تعداد مطلوب فرزندان در زمینه­های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد (باچراچ و مرگان[5]، 2011: 72).

ارزش­های خانوادگی[6] متشکل از مجموعه پیچیده­ای از ارزش­های در هم متداخل از جمله ارزش­های ازدواج، همسرداری، فرزندآوری و ... است. در این بین ارزش­های فرزندآوری مقوله­ای است که می­تواند نقش مهمی در تغییرات سطوح باروری و به دنبال آن تغییرات رشد جمعیتی یک جامعه ایفا کند. مفهوم ارزش فرزندان[7] مجموعه منافعی هستند که والدین با داشتن فرزندان دریافت می­کنند. ارزش فرزندان به دو دسته ارزش­های مثبت و منفی تقسیم­بندی می­شوند. ارزش­های مثبت فرزندان شامل منافع عاطفی، اقتصادی، کسب هویت، دستیابی به کمال و تدام خانواده است و ارزش­های منفی شامل هزینه­های عاطفی، اقتصادی، خانوادگی، جسمانی و محدودیت­ها و فرصت­های از دست رفته است. ارزش فرزندان، به عنوان مجموعه­ای از متغیرهای مستقل در تعیین تعداد فرزندان و تصمیم­گیری والدین، در این باره نقش بسزایی دارند. ارزش­های فرزندان را می­توان از بررسی­هایی که از نگرش­های مثبت و منفی والدین نسبت به فرزندان دارند شناسایی کرد؛ ارزش­های فرزندان مطابق تحولات اقتصادی- اجتماعی هر جامعه تغییر می­یابد. ارتقاء مولفه­های توسعه از جمله گسترش شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات زنان و به دنبال آن اشتغال بیشتر آنها علاوه بر آنکه ازدواج را افزایش داده، میل به فرزندآوری را در بین زنان کاهش داده است (مشفق و عشقی، 1391: 94-95).

به طور کلی، علل متعددی را می­توان برای کاهش میزان باروری در جهان از هم متمایز کرد؛ با این حال محققان معتقدند برای درک رفتارهای باروری در کشورهایی که روش­های موثر پیشگیری از بارداری به طور گسترده­ای در  دسترس است و به زوجین امکان تصمیم­گیری در مورد تعداد فرزندان و زمان تولد آنها را نشان می­دهد، تمایلات و ترجیحات فرزندآوری و خانواده­ها عامل کلیدی در بررسی رفتارهای باروری به شمار می­رود (میلس و مکارینی[8]، 2008؛ تستا و گیرلی[9]، 2006؛ گلدستون و همکاران[10]، 2003؛ رگنیر و ویگنولی[11]، 2011).

یکی از حوزه­هایی که تاثیرات آن بر تحولات باروری و ارزش فرزندان در سالهای اخیر مورد توجه محققان اجتماعی قرار گرفته است، تغییرات در شبکه­های اجتماعی است. این دسته از محققان معتقدند که شبکه­های اجتماعی ارزش­های مرتبط با فرزندان، هنجارهای والدین شدن، حمایت­های در دسترس والدین و سایر عواملی که در تصمیم­گیری برای زمانبندی و تعداد فرزندان دخیل هستند را ایجاد و انتقال می­دهند. از این میان تاکید بر حمایت شبکه­های اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین تحقیقات انجام شده نشان دهنده آن است که حمایت اجتماعی [12]می­تواند تصمیم به داشتن فرزند را در مراحل اولیه ازدواج یا در شرایطی که زوجین هنوز در حال تحصیل هستند ولی دوست دارند فرزندی داشته باشند تسهیل کند (دراهکی و کوشککی، 1400: 342).

رویکردهای نظری اظهار می­دارند که سطح دینداری افراد نیز به دو طریق مستقیم و غیر مستقیم بر باروری اثر می­گذارند. تاثیر مستقیم هنجارها و قوانین مذهبی است که به طور خاص در خصوص باروری وجود دارد؛ آموزه­های دینی در خصوص سن ازدواج، تعداد فرندان، استفاده از روش­های پیشگیری از بارداری، بر باروری اثر می­گذارد. از سوی دیگر ممکن است افراد در گروه­های مذهبی در موقعیت اقتصادی و اجتماعی متفاوتی قرار بگیرند و متاثر از این شرایط رفتارهای جمعیتی مختلفی نیز داشته­باشند. در واقع اثر غیر مستقیم از تعامل مذهب با سیار عواملی که بر باروری اثر می­گذارند ناشی می­شود (مدیری و رازقی نصرآباد، 1394: 130-136).

شهر تبریز یکی از شهرهای صنعتی ایران است که تحولات بسیاری را به لحاظ گسترش شهرنشینی و صنعتی شدن تجربه کرده است و تغییرات ارزشی مطابق با این تحولات اجتماعی امری محتمل به نظر می­رسد؛ ارزش فرزندان و نگرش به باروری نیز یکی از ارزشهایی است که تحت تاثیر این تحولات، تغییرات قابل مشاهده­ای را داشته است؛ با توجه به مطالب مذکور در این پژوهش محقق در پی بررسی نقش دینداری و حمایت اجتماعی در نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان و زمینه اجتماعی مرتبط با آن می­باشد.

ادبیات نظری پژوهش

یکی از تئوری­های مهم تبیین­کننده تغییرات خانواده و ارزش­های آن به ویژه فرزند و رفتار فرزندآوری، تئوری گذار دوم جمعیتی[13] است. این تئوری به تغییراتی اشاره می­کند که در زمینه نگرش به تشکیل خانواده و اهمیت نهاد خانواده، روابط اعضا با هم، ساختار قدرت در خانواده، استقلال زنان، دموکراسی عاطفی و .... به وجود آمده است. لستهاق و نیدرت[14] در توضیح مفهوم گذار جمعیتی تغییرات در میزان موالید و مرگ و میر را به موازات گذار از شرایط اقتصادی و اجتماعی و سنتی قبل از مدرن به یک جامعه مدرن صنعتی و شهری شاهدیم و از آن می­توان به انقلاب جمعیتی یاد کرد. در این دوران باروری و مرگ و میر در سطح پایینی متعادل می­شود و در نهایت جمعیت به سوی ایستایی میل می­کند و حتی در برخی از کشورها (جوامع) که دوران گذار را طی کرده­اند و از آن خارج شده­اند، تعادل بین باروری و مرگ و میر وجود ندارد، بلکه باروری به جای اینکه در سطح جانشینی متوقف شود به زیر جانشینی می­افتد (اوجاقلو و همکاران، 1393: 413).

نظریه ایده­آلیسم توسعه­ای[15]، یک سیستم ارزشی و اعتقادی است که بیان می­کند نگرش­های اجتماعی و خانوادگی که به عنوان مدرن تعریف شده­اند بهتر از نگرش­های سنتی هستند. بر اشاعه و گسترش ایده­های مرتبط با توسعه، پیشرفت و مدرنیزاسیون در سطح جهان به عنوان عاملی مهم در تغییرات ارزشی و رفتاری تاکید دارد که به عنوان ایده­آلیسم توسعه­ای در تمام دنیا انتشار یافته است. این مجموعه از ایده­ها و نگرش­ها، ایده­الهایی را ایجاد می­کنند که موجب تغییراتی در نگرش­ها و رفتاهای مرتبط با تشکیل خانواده و باروری مانند افزایش استفاده از وسایل پیشگیری، پذیرش اندازه کوچک خانواده، افزایش سن ازدواج و برابری جنسیتی بیشتر شده­اند. همچنین تکنولوژی ارتباطات و رسانه­های جمعی دانشی درباره اشکال جدید رفتار به تمام نقاط جهان گسترش می­دهند و اشکال جدیدی از رفتار عمومیت می­یابند (عباسی شوازی و همکاران، 1397: 41-42).

استرینر در مفهوم­سازی­اش از حمایت اجتماعی خاطر نشان می­کند که اکثر تحقیقات اجتماعی و تدوین­های نظری روی سه نوع حمایت اجتماعی تاکید دارند: حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت اجتماعی صورت گرفته و در هم تنیدگی اجتماعی. حمیات اجتماعی ادراک شده حمایت را به عنوان ارزیابی شناختی روابط فرد با دیگران در نظر می­گیرد. مقیاس­های حمایت اجتماعی دریافت شده تشخیص می­دهد که همه پیوستگی­های فرد با محیطش به حمایت اجتماعی منجر نمی­شود، مگر اینکه فرد آن حمایت­ها را برای برآوردن نیازش مناسب و قابل دسترس بداند. در برخی موارد نیز تلاش برای ارائه حمایت اجتماعی به دلیل نامناسب بودن، کوتاه مدت بودن و تعارض ان با نیازها و انتظارات دریافت کننده حمایت با شکست مواجه می­شود. سنجش حمایت اجتماعی ادراک شده بر ارزیابی شناختی فرد از محیط اجتماعی­اش تاکید دارد؛ در ضمن به سطح اطمینان از اینکه هر وقت احساس نیاز به حمایت به وجود آید آن در دسترس خواهد بود و به اندازه کافی نیازش را برآورده خواهد کرد و آن به روشی عرضه می­شود که سودمند تلقی شود. حمایت اجتماعی صورت گرفته به رفتارها یا اعمال خاصی اشاره دارد که دیگران انجام می­دهند؛ طوریکه آنها عملا اشکالی از حمایت و کمک را ارائه می­دهند. رفتارهای حمایتی می­تواند شامل فعالیت­هایی مثل گوش دادن، اطهار علاقه، قرض دادن پول، کمک به انجام کار، ارائه پیشنهادات، تدابیر و راهکار دادن و ابراز محبت باشد. سنجش حمایت اجتماعی صورت گرفته بر چیزی تاکید دارد که افراد عملا هنگام ارائه حمایت اجتماعی انجام می­دهند. تا اندازه­ای حمایت صورت گرفته یک ارزشیابی رفتاری از حمایت اجتماعی است. بخش اعظم حمایت صورت گرفته مقیاس­های خودسنجی مربوط به یادآوری تجربیات گذشته هستند تا اینکه وابسته به مشاهدات واقعی از رفتارهای حمایتی باشد (صادقی و سرایی، 1395: 11-10).

در هم تنیدگی اجتماعی اشاره به ارتباطات واقعی افراد با اشخاص مهم در محیط­شان دارد. ابزارهایی که حمایت اجتماعی را به عنوان در هم تنیدگی اجتماعی مفهوم­سازی کرده­اند بر شبکه اجتماعی تمرکز دارند؛ به عبارت دیگر آنها ارتباطاات مستقیم و غیر مستقیمی را مشخص می­کنند که افراد را با خانواده و دوستان و همسالانشان پیوند می­دهد. این ارتباطات صرف، به عنوان شاخص­های منابع اجتماعی در نظر گرفته شده­اند که کارکردهای حمایت اجتماعی را بالقوه در زمان بحران انجام می­دهد. بررسی منایع حمایت اجتماعی امری بسیار مهم است. میزان مختلف حمایت چه از لحاظ وسعت شبکه­های اجتماعی و ارتباطات با دیگران و چه از لحاظ احساس ذهنی دریافت حمایت، در تفاوت احساس رضایت و کیفیت زندگی افراد موثر است (صادقی سرچشمه، 1392).

نظریه منزلت اجتماعی[16] میزان باروری در هر خانواده و جامعه را مبتنی بر جایگاه و منزلت والدین و یا ساکنان آن جامعه می­دانند. خانواده با پیشرفت و ترقی حاصل شده در جامعه و موقعیتی که به عنوان یک عضو داراست، به فرزندآوری می­اندیشد. حال اگر آوردن فرزند باعث حرکت صعوی خانواده می­شود، آن را ادامه می­دهد ولی اگر فرزندآوری را مانع پیشرفت و توسعه و موقعیت اجتماعی خانواده بداند، آن را به طرق مختلف کنترل می­کند (چمنی و همکاران، 1395: 146).

 

همچنین باید گفت، دینداری و مذهب[17] از مشخصه­های اصلی فرهنگ می­باشند که ارزش­ها را شکل می­دهند؛ رویکردهای نظری اظهار می­دارند که سطح دینداری افراد به دو طریق مستقیم و غیر مستقیم بر باروری اثر می­گذارند. تاثیر مستقیم هنجارها و قوانین مذهبی است که به طور خاص در خصوص باروری وجود دارد؛ آموزه­های دینی در خصوص سن ازدواج، تعداد فرندان، استفاده از روش­های پیشگیری از بارداری، بر باروری اثر می­گذارد. از سوی دیگر ممکن است افراد در گروه­های مذهبی در موقعیت اقتصادی و اجتماعی متفاوتی قرار بگیرند و متاثر از این شرایط رفتارهای جمعیتی مختلفی نیز داشته­ باشند. در واقع اثر غیر مستقیم از تعامل مذهب با عواملی که بر باروری اثر می­گذارند ناشی می­شود (مدیری و رازقی نصرآباد، 1394: 130-136).

در این زمینه وبر[18]، نقش نظام فرهنگی و ارزش­ها و هنجارهای مورد تاکید این نظام را بر کنش­های افراد، مهم و اساسی ارزیابی می­کند. از دیدگاه وی، انتخاب­های افراد در جامعه و به تبع آن کنش­های آنان، متاثر از معنای ذهنی است که افراد تحت تاثیر فرهنگ برای کنش­های خود قائلند. براساس مدل وبر تعامل تمایلات و منابع، کنش یا به تعبیری انتخاب­های افراد یا جمع را پدید می­آورد که به الگو یا مجموعه حاصل از آن، سبک زندگی می­گوییم. به بیانی مشروح­تر، فرد یا جمع، جهت کنش را تعیین و منبع در دسترس- که در پیوند با عوامل ساختاری، فرصت­های زندگی فرد یا جمع را پدید می­آورند- بستر بروز کنش را فراهم می­کنند (وبر، ۱۳۸۷؛ به نقل از مهدوی کنی، ۱۳۸۷: ۲۱۹).

مبتنی بر این رویکرد، وبر سعی می­کند خصوصیات رفتاری و شرایط بومی هر مردمی را با توجه به آموزه­های دینی ایشان تبیین نماید. وبر این توانایی بالقوه را در دین می­بیند که بتواند بر رفتار مردم و شیوه تفکر ایشان اثر گذارد و معتقد است که ایده­ها، نیروهای موثر در تاریخ هستند (وبر، ۱۳۸۵: ۱۲). البته وبر دین را تنها عامل موثر بر شرایط اجتماعی و رفتاری نمی­داند؛ بلکه در کنار دین، عامل­های دیگر اجتماعی را نیز دخیل می­داند. به عنوان مثال، او به وجود رابطه­ای دو طرفه (متقابل) بین عوامل اقتصادی و فرهنگی باور داشت. رهاورد مهم رویکرد وبر، امکان درک تاثیر ارزش­ها و باورها بر رفتار بشری است. نظریه کنش وبر، بررسی تاثیر دینداری (التزام به باورها و عقاید دینی و به موجب آن اعمال دینی) بر سبک زندگی (اعمال و کنش­های روزمره افراد) را معنادار و ممکن می­سازد. می­توان دیدگاه وی را اینگونه بیان کرد که بشر بر مبنای شیوه­ تفکر خود، جامعه خود را می­سازد و دین از مهم­ترین مولفه­های شکل­دهنده شیوه تفکر است (وبر، ۱۳۸۷؛ به نقل از کرمی قهی و همکاران، ۱۳۹۲).

دین نظام باور منسجمی ایجاد می­کند که موجب می­شود افراد برای زندگی خود معنا پیدا کنند و به آینده امیدوار باشند. نظام باورهای دینی به افراد امکان می­دهد که به ناملایمت­ها، فشارهای روانی و کمبودهای گریزناپذیری که در روند چرخه­ی زندگی رخ می­دهد، معنا بخشند و نسبت به زندگی امیدواری بیشتری داشته باشند. کسانی که در دین، به اعتقاد و یقین قلبی رسیده باشند و در عمل به باورهای دینی خود هم موفق باشند، در همدلی، درک، مسئولیت­پذیری، انعطاف­چذیری و مواردی مانند اینها توفیق بیشتری خواهند داشت. باورهای دینی، بر سخت­کوشی و استقامت افراد در برابر استرس­های شغلی می­افزاید؛ دین و دینداری حقیقتی است که همیشه همراه بشر بوده است؛ پس رکن اصلی هر فرهنگی است که موجب هویت و انسجام جامعه می­شود؛ ارزش­هایی که برگرفته از ایدئولوژی و جهان­بینی افراد است، روش زندگی خاصی را برای فرد تعیین می­کندغ حال اگر این جهان­بینی جهان­بینی توحیدی باشد، انسان خود را در ارتباط با خداوند احساس می­کند و در چارچوب نظام عبادی با او راز و نیاز می­کند. حفظ این ارتباط با خداوند، موجب آرامشی در فرد می­شود که از بر هم خوردن تعادل وی جلوگیری می­کند (موسوی اقدم و همکاران، ۱۳۹۴: ۱۶).

مطابق با نظر همل (1990) افرادی با شرایط اقتصادی- اجتماعی مشابه اما با اعتقادات مذهبی متفاوت و یا متعلق به گروه­های مختلف مذهبی، ممکن است رفتارهای باروری متفاوتی را بروز دهند. ممکن است برخی از گروه­های مذهبی اهمیت بیشتری به تشکیل خانواده و تعداد زیاد فرزند بدهند و یا افرادی که مذهب نقش اساسی و پررنگی در زندگی­شان دارد، رفتارها و تمایلات متفاوت با سایرین در خصوص فرزندآوری داشته باشند؛ مک کوئیلان سه شرط را برای تاثیر مذهب بر باروری مطرح کرده است؛ ماهیت هنجارها و ارزش­های مذهبی، نهادهای مذهبی و هویت مذهبی؛ اول اینکه مذهب هنجارهای رفتاری راجع به رفتارهای باروری دارد. این قوانین، رفتارهایی را تنظیم می­کند که مستقیما با تعیین­کننده­های بلافصل باروری، نظیر وسایل پیشگیری، عقیم­سازی و سقط جنین مربوط می­باشند؛ همچنین رهنمودهایی در خصوص ورود به واحدهای جنسی و نکاحی، ارتقاء خانواده­های بزرگ و حتی اعتقاداتی درباره نقش­های زنان و مردان ارائه می­دهد که بر باروری اثر می­گذارد. دوم سازمانها و یا نهادهای مذهبی که قادر هستند یا از طریق تاثیرات اجتماعی و یا مجازات­هایی برای رعایت هنجارها و قوانین، اجرای این قوانین را توسط پیروانش تقویت کند. سوم مذهب، هویت فردی و اجتماعی به پیروانش می­دهد. رهبران مذهبی هنجارها را بیان می­کنند و در اجتماعات محلی این هنجارها پرورش می­یابند. برای مثال اسلام معرف هویت مسلمانان است و تاثیرات بر رفتارهای باروری در زمان و مکانهای مختلف متفاوت است و بستگی به تفسیر علمای اسلامی دارد که می­توانند آموزه­ها را با محیط اطرف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود وفق دهند. در یک جامعه مذهبی ارتباط بین اعتقادات مذهبی و ارزش­ها و رفتارهای محافظه­کارانه خانواده در سراسر حوزه­های مختلف خانواده، از جمله ثبات زناشویی، روابط پدر و مادر با فرزند و نگرش نسبت به زندگی مشترک، ارتباط جنسی قبل از ازدواج نقش بسته است (مدیری و رازقی نصرآباد، 1394: 130-136).

استرینر در مفهوم­سازی­اش از حمایت اجتماعی خاطر نشان می­کند که اکثر تحقیقات اجتماعی و تدوین­های نظری روی سه نوع حمایت اجتماعی تاکید دارند: حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت اجتماعی صورت گرفته و در هم تنیدگی اجتماعی. حمایت اجتماعی ادراک شده حمایت را به عنوان ارزیابی شناختی روابط فرد با دیگران در نظر می­گیرد. مقیاس­های حمایت اجتماعی دریافت شده تشخیص می­دهد که همه پیوستگی­های فرد با محیطش به حمایت اجتماعی منجر نمی­شود، مگر اینکه فرد آن حمایت­ها را برای برآوردن نیازش مناسب و قابل دسترس بداند. در برخی موارد نیز تلاش برای ارائه حمایت اجتماعی به دلیل نامناسب بودن، کوتاه مدت بودن و تعارض ان با نیازها و انتظارات دریافت کننده حمایت با شکست مواجه می­شود. سنجش حمایت اجتماعی ادراک شده بر ارزیابی شناختی فرد از محیط اجتماعی­اش تاکید دارد؛ در ضمن به سطح اطمینان از اینکه هر وقت احساس نیاز به حمایت به وجود آید آن در دسترس خواهد بود و به اندازه کافی نیازش را برآورده خواهد کرد و آن به روشی عرضه می­شود که سودمند تلقی شود. حمایت اجتماعی صورت گرفته به رفتارها یا اعمال خاصی اشاره دارد که دیگران انجام می­دهند؛ طوریکه آنها عملا اشکالی از حمایت و کمک را ارائه می­دهند. رفتارهای حمایتی می­تواند شامل فعالیت­هایی مثل گوش دادن، اطهار علاقه، قرض دادن پول، کمک به انجام کار، ارائه پیشنهادات، تدابیر و راهکار دادن و ابراز محبت باشد. سنجش حمایت اجتماعی صورت گرفته بر چیزی تاکید دارد که افراد عملا هنگام ارائه حمایت اجتماعی انجام می­دهند. تا اندازه­ای حمایت صورت گرفته یک ارزشیابی رفتاری از حمایت اجتماعی است. بخش اعظم حمایت صورت گرفته مقیاس­های خودسنجی مربوط به یادآوری تجربیات گذشته هستند تا اینکه وابسته به مشاهدات واقعی از رفتارهای حمایتی باشد (صادقی و سرایی، 1395: 11-10).

 

در هم تنیدگی اجتماعی اشاره به ارتباطات واقعی افراد با اشخاص مهم در محیط­شان دارد. ابزارهایی که حمایت اجتماعی را به عنوان در هم تنیدگی اجتماعی مفهوم­سازی کرده­اند بر شبکه اجتماعی تمرکز دارند؛ به عبارت دیگر آنها ارتباطاات مستقیم و غیر مستقیمی را مشخص می­کنند که افراد را با خانواده و دوستان و همسالانشان پیوند می­دهد. این ارتباطات صرف، به عنوان شاخص­های منابع اجتماعی در نظر گرفته شده­اند که کارکردهای حمایت اجتماعی را بالقوه در زمان بحران انجام می­دهد. بررسی منایع حمایت اجتماعی امری بسیار مهم است. میزان مختلف حمایت چه از لحاظ وسعت شبکه­های اجتماعی و ارتباطات با دیگران و چه از لحاظ احساس ذهنی دریافت حمایت، در تفاوت احساس رضایت و کیفیت زندگی افراد موثر است (صادقی سرچشمه، 1392).

نظریه منزلت اجتماعی[19] میزان باروری در هر خانواده و جامعه را مبتنی بر جایگاه و منزلت والدین و یا ساکنان آن جامعه می­دانند. خانواده با پیشرفت و ترقی حاصل شده در جامعه و موقعیتی که به عنوان یک عضو داراست، به فرزندآوری می­اندیشد. حال اگر آوردن فرزند باعث حرکت صعوی خانواده می­شود، آن را ادامه می­دهد ولی اگر فرزندآوری را مانع پیشرفت و توسعه و موقعیت اجتماعی خانواده بداند، آن را به طرق مختلف کنترل می­کند (چمنی و همکاران، 1395: 146).

نظریه ایده­آلیسم توسعه­ای[20]، یک سیستم ارزشی و اعتقادی است که بیان می­کند نگرش­های اجتماعی و خانوادگی که به عنوان مدرن تعریف شده­اند بهتر از نگرش­های سنتی هستند. بر اشاعه و گسترش ایده­های مرتبط با توسعه، پیشرفت و مدرنیزاسیون در سطح جهان به عنوان عاملی مهم در تغییرات ارزشی و رفتاری تاکید دارد که به عنوان ایده­آلیسم توسعه­ای در تمام دنیا انتشار یافته است. این مجموعه از ایده­ها و نگرش­ها، ایده­الهایی را ایجاد می­کنند که موجب تغییراتی در نگرش­ها و رفتاهای مرتبط با تشکیل خانواده و باروری مانند افزایش استفاده از وسایل پیشگیری، پذیرش اندازه کوچک خانواده، افزایش سن ازدواج و برابری جنسیتی بیشتر شده­اند. همچنین تکنولوژی ارتباطات و رسانه­های جمعی دانشی درباره اشکال جدید رفتار به تمام نقاط جهان گسترش می­دهند و اشکال جدیدی از رفتار عمومیت می­یابند (عباسی شوازی و همکاران، 1397: 41-42).

پیشینه تجربی پژوهش

با بررسی مطالعاتی که در حوزه فرزندآوری و نگرش نسبت به ارزش فرزندان در جامعه امروزی، می­توان گفت در راستای موضوع مد نظر تحقیقات متعددی در داخل و خارج کشور به انجام رسیده است که بررسی نتایج این تحقیقات در امر انتخاب متغیرها و همچنین ارائه دیدگاهی جامع به محقق امری مفید به نظر می­رسد. در این بخش از پژوهش محقق به بررسی این تحقیقات و نتایج آنها پرداخته است.

دراهکی و کوشککی (1400) در تحقیقی تحت عنوان تاثیر ابعاد مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده بر قصد باروری: مطالعه زنان 18 تا 44 ساله حداقل یکبار ازدواج کرده نقاط شهری استان بوشهر به بررسی این تاثیر در بین 600 زن 18 تا 44 ساله ساله استان بوشهر پرداختند. نتایج تحقیق نشان دهنده آن بود که با افزایش حمایت ابزاری احتمال قصد باروری زنان با کنترل متغیرهای تعداد فرزندان در حال حاضر زنده، تحصیلات و وضعیت اشتغال آنها به نسبت 445/1 افزایش می­یابد.

عباسزاده و همکاران (1398) در پژوهشی تحت عنوان نقش دینداری، خانواده­گرایی، رسانه­های نوین و بازاندیشی مدرن در نگرش به فرزندآوری در زنان و مردان متاهل 18-49 ساله به بررسی عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر نگرش به فرزندآوری در بین زنان و مردان متاهل شهر تبریز پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که بین خانواده­گرایی، دینداری با نگرش به فرزندآوری همبستگی مستقیمی وجود دارد و بین بازاندیشی مدرن، میزان استفاده از اینترنت و میزان استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی با نگرش به فرزندآوری همبستگی معنادار معکوس وجود داشت.

سفیری و همکاران (1396) در پژوهشی تحت عنوان بررسی جامعه­شناختی نگرش مثبت به فرزند (مطالعه زنان شهر ایلام) به بررسی میزان نگرش مثبت به فرزند در بین زنان همسردار 18-40 سال شهر ایلام پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که نگرش مثبت نسبت به فرزند در بین زنان شهر ایلام در حد متوسطی قرار دارد. در تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز 7/38 درصد از واریانس میزان نگرش مثبت به فرزند توسط متغیرهای نقش منفی ماهواره در داشتن تعداد فرزندان زیاد، دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان، نظر دیگران نسبت به زنان باردار و تعداد فرزندان زیاد، دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان، وضعیت اشتغال پاسخگو و میزان صمیمیت با دیگران نزدیک تبیین می­شود. در تحلیل مسیر، شاخص دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان بیشترین تاثیر و متغیر وضعیت اشتغال کمترین تاثیر را در نگرش مثبت به فرزند دارد.

عباسی شوازی و دراهکی (1397) در تحقیقی تحت عنوان تاثیر مکانیزم­های شبکه­های اجتماعی بر قصد فرزندآوری زنان نقاط شهری استان بوشهر به بررسی این موضوع در بین 600 زن حداقل یک­ بار ازدواج کرده در نواحی شهری بوشهر پرداختند؛ نتایج تحقیق حاکی از این است که با کنترل متغیرهای سن، تعداد فرزندان در حال حاضر زنده، تحصیلات و اشتغال زنان، مکانیزم­ و شبکه تاثیر مهمی بر قصد باروری زنان دارند. نتایج رگرسیون لجستیک دووجهی نشان داد که مکانیزم­های فشار اجتماعی، واگیری اجتماعی و حمایت اجتماعی به صورت مثبت و متغیر یادگیری اجتماعی منفی به صورت منفی بر قصد باروری زنان مورد مطالعه تاثیر گذارند.

سفیری و همکاران (1396) در پژوهشی تحت عنوان بررسی جامعه­شناختی نگرش مثبت به فرزند (مطالعه زنان شهر ایلام) به بررسی میزان نگرش مثبت به فرزند در بین زنان همسردار 18-40 سال شهر ایلام پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که نگرش مثبت نسبت به فرزند در بین زنان شهر ایلام در حد متوسطی قرار دارد. در تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز 7/38 درصد از واریانس میزان نگرش مثبت به فرزند توسط متغیرهای نقش منفی ماهواره در داشتن تعداد فرزندان زیاد، دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان، نظر دیگران نسبت به زنان باردار و تعداد فرزندان زیاد، دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان، وضعیت اشتغال پاسخگو و میزان صمیمیت با دیگران نزدیک تبیین می­شود. در تحلیل مسیر، شاخص دلسرد کردن از طریق خانواده و اطرافیان بیشترین تاثیر و متغیر وضعیت اشتغال کمترین تاثیر را در نگرش مثبت به فرزند دارد.

مدیری (1396) در پژوهشی تحت عنوان بررسی مقایسه­ای تاثیر دینداری و نگرش­های جنسیتی بر قصد فرزندآوری به تفکیک جنسیت در شهر تهران، به بررسی این موضوع در بین 1272 نفر از زنان و مردان متاهل پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که تعداد فرزندان قصد شده در هر دو جنس متاثر از دینداری و نگرش­های جنسیتی بوده و دینداری بیش از نگرش­های جنسیتی بر تعداد فرزندان قصد شده اثرگذار است.

ساعی قره­ناز و همکاران (1395) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط جهت­گیری مذهبی با قصد فرزندآوری و تعداد فرزندان موجود و مطلوب از نظر زنان شاغل در مرکزهای منتخب شهر تهران به بررسی این ارتباط در بین 200 زنان شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مراکز منتخب آموزش و پرورش پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که جهت­گیری مذهبی از عامل­های تاثیرگذار بر تعداد مطلوب و موجود فرزندان زنان شاغل است.

مدیری و رازقی نصرآباد (1394) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه دینداری و قصد باروری در شهر تهران، به بررسی این رابطه در بین 1272 مرد و زن متاهل پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که قصد باروری متاثر از دینداری بوده و این تاثیر در حضور متغیرهای اقتصادی اجتماعی همچنان پابرجاست. همچنین اگرچه زنان دیندارتر از مردان هستند، قصد باروری در زنان و مردان تقریبا با شدت یکسان متاثر از دینداری است.

شاهنوشی و سامی (1388) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تفاوت ارزش فرزندان در مناطق شهری و روستایی شهرستان سمیرم به بررسی این موضوع پرداختند؛ نتایج پژوهش حاکی از این است که ارزش فرزندان در خانوارهای روستایی و شهری یکسان نبوده و متغیرهای ارزش اقتصادی- امنیتی و مالی فرزند، کسب هویت از فرزند، پیوستگی و تداوم خانواده، زحمات جسمی (خستگی) و ترجیحات جنسی در تفاوت ارزش فرزندان در مناطق شهری و روستایی تاثیرگذار بوده­اند. این مطالعه نشان می­دهد نگرش اقتصادی به فرزند در بین خانوارهای روستایی تغییر پیدا کرده است.

کلارک و لپینتر[21] (2020) در تحقیقی تحت عنوان یک آزمایش طبیعی در مورد ناامنی شغلی و ایالات متحده: شرایط اقتصادی ساختاری و عدم اطمینان اقتصادی درک شده، به این نتیجه رسیدند که عدم امنیت شغلی و اقتصادی بر احتمال والدی­گری اثر نمی­گذارد اما بر احتمال داشتن فرزندان بیشتر و اندازه خانواده اثرگذار است.

هاپکرافت[22] (2014) در تحقیقی تحت عنوان به این نتیجه رسیده است که بین درآمد مردان و تعداد فرزندان آنها رابطه­ای مثبت و قوی وجود دارد و این رابطه در تمام مقاطع تحصیلی صدق می­کند؛ به این معنا که با بالا رفتن درآمد مردان، فارغ از سطح تحصیلات آنها تعداد فرزندان آنها افزایش می­یابد.

برناردی وکلنر[23] (2014) در تحقیقی تحت عنوان شبکه­های اجتماعی و باروری نشان داد که عواملی مانند حمایت اجتماعی، یادگیری اجتماعی و فشار اجتماعی بر باورها و هنجارهای افراد در مورد بچه­دار شدن، بر نگرش آنها درباره داشتن فرزند تاثیر می­گذارد.

ساکو و کلاس[24] (2002) در پژوهشی تحت عنوان ارزش فرزندان در 6 فرهنگ، رابطه فرهنگی ارزش کودکان و همچنین روابط والدین- فرزندان را در شش کشور بررسی کرده­اند. یاقته­های آنها نشان می­دهند ارزش فرزندان از یکسو تصمیم­گیری برای داشتن فرزند را تعیین می­کند و از سوی دیگر خود به شرایط ساختار اجتماعی و فرهنگی و منابع فردی و خصیصه­های بالقوه والدین وابسته است. تصمیم برای داشتن یا نداشتن فرزند تحت تاثیر مجموعه­ای از شرایط از جمله شبکه اجتماعی و خویشاوندی و ویژگی­های فردی والدین است.

هافمن و همکاران[25]  (1978) در پژوهشی تحت عنوان ارزش فرزندان برای والدین در ایالت متحده، به بررسی ارزش فرزندان در میان والدین آمریکایی که در سنین باروری بودند پرداختند؛ نتایج این تحقیق حاکی از این است که مدل هافمن با برخی تغییرات می­تواند نتایج را توصیف کند؛ در ضمن گروههایی با درآمد و تحصیلات کم، زنان خانه­دار و روستاییان به فرزند اهمیت بیشتری می­دهند.

فرضیه­های پژوهش

با توجه به مطالب مذکور در این پژوهش، محقق در پی بررسی اهداف زیر می­باشد:

  • بین دینداری و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تبریز رابطه معناداری وجود دارد.
  • بین حمایت اجتماعی و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تبریز رابطه معناداری وجود دارد.
  • میانگین نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان بر حسب متغیرهای جنس، محل تولد و وضعیت تاهل متفاوت و معنادار می­باشد.

 

روش­شناسی پژوهش

  با توجه به ماهیت موضوع، روش مورد استفاده در تحقیق حاضر پیمایشی و از نوع مقطعی بوده و نوع پژوهش نیز کاربردی و واحد تحلیل نیز فرد (شهروندان بالای 18 سال شهر تبریز) می­باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه شهروندان ساکن در شهر تبریز می­باشند که طبق آخرین سرشماری که در سال 1400 به انجام رسیده است، 2755358 نفر می­­باشد. هم چنین با توجه به اینکه مطالعه به صورت مقایسه ای و بین دو نسل جوان و بزرگسال به انجام رسیده است، تعداد افراد نسل جوان (18 تا 35 سال) 906422 نفر، و تعداد افراد نسل بزرگسال (بالای 35 سال) 1848936 نفر می­باشد.

با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر با استفاده از نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شد که 111 نفر واقع در سن جوان و 189 نفر واقع در سن بزرگسالی می­باشند؛ ابزار مورد استفاده جهت گرداوری داده­ها پرسشنامه می باشد که شامل سوالاتی درباره هر کدام از متغیرهای مستقل و همچنین متغیر وابسته می­باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. به منظور تعیین پایایی گویه های متغیرهای تحقیق از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده که مقدار آن برای هریک از متغیرها در جدول شماره ۱ درج شده و در حد قابل قبول می­باشد.

 

 

جدول شماره 1: جدول میزان پایایی متغیرهای تحقیق

نام متغیر

عامل­ها و تعداد گویه­های مورد سنجش

آلفا

ارزش فرزندان

8 عامل (منافع احساسی، هزینه­های احساسی، کسب هویت با فرزندان، تداوم خانوادگی، تقویت و توسعه خود، هزینه­های اقتصادی، منافع اقتصادی، محدودیت­ها و فرصت­های از دست رفته)

827/0

حمایت اجتماعی

مراقب بودن خانواده از فرد، قائل بودن حرمت به فرد توسط خانواده، عشق ورزیدن خانواده به فرد، متکی بودن اعضای خانواده به فرد، حساب کردن روی خانواده به هنگام مشکلات، حمایت عاطفی شدن توسط خانواده، به کمک آمدن خانواده به هنگام نیاز مالی، مورد احترام قرار گرفتن فرد توسط دوستان، تکیه کردن به دوستان، مورد تحسین قرار گرفتن توسط مردم، علاقه داشتن به دوستان، نگه داشتن هوای فرد توسط دوستان، ارزش و احترام دادن به فرد توسط دیگران، مهم بودن رابطه با دوستان برای فرد، احساس دلتنگی کمتر برای فرد در صورت مرگ، به درد خوردن دوستان در روزهای دشوار، کمک دوستان و آشنایان به فرد به هنگام وقوع حوادث و مشکلات

 

 

 

824/0

دینداری

4 عامل (اعتقادی، عاطفی، مناسکی، پیامدی)

925/0

 

یافته­های پژوهش

یافته­های توصیفی

   الف- ویژگی­های اجتماعی جمعیتی پاسخگویان

الف)- یافته­های توصیفی پژوهش

در بررسی توزیع فراوانی پاسخگویان در متغیرهای زمینه­ای پژوهش می­توان گفت، 48 درصد از پاسخگویان زن و 52 درصد مرد می­باشند؛ در بررسی فراوانی مربوط به متغیر محل تولد پاسخگویان نیز نتایج حاکی از این است که 82 درصد از پاسخگویان  متولد شهر، 14 درصد متولد روستا و 4 درصد متولد مناطق عشایری هستند؛ همچنین نتایج مربوط به توزیع فراوانی پاسخگویان در متغیر وضعیت تاهل نیز حاکی از این است که 33 درصد پاسخگویان مجرد، 60 درصد متاهل، 1 درصد مطلقه و 6 درصد پاسخگویانی هستند که همسر آنها فوت شده است؛  در نهایت بررسی نتایج مربوط به متغیر سن نیز حاکی از این است که افرادی که بین 18 تا 35 سال دارند (38 درصد) و افراد بالای 35 سال (62 درصد) می­باشند؛ نتایج این بررسی در جدول شماره 2 درج شده است.

 

 

 

جدول شماره 2: توصیف آماره­های مربوط به متغیرهای زمینه­ای

نام متغیر

طبقات

فراوانی

درصد فراوانی

جنس

زن

144

48

مرد

156

52

کل

300

100

محل تولد

شهر

246

82

روستا

43

14

عشایر

11

4

کل

300

100

 

تاهل

مجرد

102

33

متاهل

178

60

مطلقه

3

1

همسر فوت شده

18

6

کل

300

100

سن

18-35 سال

111

38

بالای 35 سال

181

62

کل

300

100

 

 

در جدول شماره 3 اطلاعات توصیفی متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش ذکر شده است. این جدول دربرگیرنده کمینه و بیشینه پاسخ­ها، میانگین و انحراف استاندارد پاسخهای ارائه شده می­باشد که در ادامه قابل مشاهده می­باشد.

جدول شماره 3: یافته­های توصیفی متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش

متغیر

نسل

کمینه

بیشینه

میانگین

میانگین درصدی

ارزش فرزندان

نسل جوان

110

214

8739/168

69

نسل بزرگسال

96

246

3815/185

75

دینداری

نسل جوان

23

138

7928/103

75

نسل بزرگسال

24

136

8035/113

82

حمایت اجتماعی

نسل جوان

37

102

5225/80

79

نسل بزرگسال

32

102

2370/84

82

 

اطلاعات به دست آمده از جدول شماره 3 نشان می­دهد که میانگین ارزش فرزندان در بین نسل جوان 69 درصد و در بین نسل بزرگسال 75 درصد می­باشد؛ میانگین دینداری در بین نسل جوان 75 درصد و در بین نسل بزرگسال 82 درصد می­باشد؛ در نهایت میانگین حمایت اجتماعی در بین نسل جوان 79 درصد و در بین نسل بزرگسال 82 درصد می­باشد.

یافته­های استنباطی پژوهش

  • بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش

در بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل پژوهش با توجه به سطح سنجش متغیرهای پژوهش از آزمون­های آماری متناسب استفاده شده است؛ با توجه به اینکه سطح سنجش متغیرهای دینداری و نگرش به ارزش فرزندان فاصله­ای می­باشد، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این بررسی در جدول شماره 4 درج شده است.

جدول شماره 4: میزان ضریب همبستگی بین متغیرهای دینداری و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان

نام متغیرها

ضریب همبستگی

سطح معناداری

دینداری و ارزش فرزندان

نسل جوان

637/0

000/0

نسل بزرگسال

187/0

014/0

دینداری و منافع احساسی

نسل جوان

552/0

000/0

نسل بزرگسال

145/0

057/0

دینداری و هزینه­های احساسی

نسل جوان

131/0-

171/0

نسل بزرگسال

227/0-

003/0

دینداری و تداوم خانوادگی

نسل جوان

512/0

000/0

نسل بزرگسال

306/0

000/0

دینداری و کسب هویت با فرزندان

نسل جوان

318/0

001/0

نسل بزرگسال

280/0

000/0

دینداری و تقویت و توسعه خود

نسل جوان

537/0

000/0

نسل بزرگسال

473/0

000/0

دینداری و هزینه­های اقتصادی

نسل جوان

324/0-

000/0

نسل بزرگسال

119/0-

120/0

دینداری و منافع اقتصادی

نسل جوان

458/0

000/0

نسل بزرگسال

318/0

000/0

دینداری و محدودیت­ها و فرصت­های از دست رفته

نسل جوان

002/0-

984/0

نسل بزرگسال

250/0-

001/0

 

با توجه به نتایج مندرج در جدول شماره 4 در بررسی میزان همبستگی بین متغیرهای دینداری و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان می­توان گفت، در بین نسل جوان این رابطه مثبت و قوی (637/0) و معنادار در سطح اطمینان 99 درصد (000/0) می­باشد؛ به عبارتی دیگر هر چه میزان دینداری افراد نسل جوان افزایش پیدا می­کند، میزان نگرش مثبت به ارزش فرزندان نیز افزایش پیدا می­کند؛

در بررسی همین رابطه در بین نسل بزرگسال نیز نتایج حاکی از این است که بین دو متغیر رابطه ضعیف و مثبت (187/0) و معناداری در سطح اطمینان 95 درصد (014/0) وجود دارد؛ به عبارتی دیگر هر چه میزان دینداری افراد نسل جوان افزایش پیدا می­کند، میزان نگرش مثبت به ارزش فرزندان نیز افزایش پیدا می­کند؛

در بررسی رابطه دینداری با ابعاد متغیر نگرش به ارزش فرزندان نتایج در نسل جوان حاکی از این است که بین ابعاد منافع احساسی، تداوم خانوادگی، کسب هویت با فرزندان، تقویت و توسعه خود، هزینه­های اقتصادی و منافع اقتصادی با متغیر دینداری همبستگی معنادار وجود دارد؛ نتایج همین بررسی در مورد نسل بزرگسال نیز حاکی از این است که بین ابعاد هزینه احساسی، تداوم خانوادگی، کسب هویت با فرزندان، تقویت و توسعه خود، منافع اقتصادی و محدودیت­ها و فرصت­های از دست رفته با متغیر دینداری همبستگی معنادار وجود دارد؛

در بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان  نیز با توجه به اینکه سطح سنجش هر دو متغیر فاصله­ای می­باشد، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این بررسی در جدول شماره 5 درج شده است.

جدول شماره 5: میزان ضریب همبستگی بین حمایت اجتماعی و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان

نام متغیرها

ضریب همبستگی

سطح معناداری

حمایت اجتماعی و نگرش به ارزش فرزندان

نسل جوان

308/0

001/0

نسل بزرگسال

076/0

318/0

حمایت اجتماعی و منافع احساسی

نسل جوان

269/0

004/0

نسل بزرگسال

024/0

750/0

حمایت اجتماعی و هزینه­های احساسی

نسل جوان

055/0-

564/0

نسل بزرگسال

078/0-

310/0

حمایت اجتماعی و تداوم خانوادگی

نسل جوان

095/0

321/0

نسل بزرگسال

087/0

256/0

حمایت اجتماعی و کسب هویت با فرزندان

نسل جوان

383/0

000/0

نسل بزرگسال

223/0

003/0

حمایت اجتماعی و تقویت و توسعه خود

نسل جوان

176/0

065/0

نسل بزرگسال

006/0-

933/0

حمایت اجتماعی و هزینه­های اقتصادی

نسل جوان

135/0-

158/0

نسل بزرگسال

084/0-

271/0

حمایت اجتماعی و منافع اقتصادی

نسل جوان

433/0

000/0

نسل بزرگسال

088/0

251/0

حمایت اجتماعی و محدودیت­ها و فرصت­های از دست رفته

نسل جوان

106/0-

269/0

نسل بزرگسال

084/0-

272/0

 

در بررسی میزان همبستگی بین متغیر حمایت اجتماعی و نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان با توجه به نتایج مندرج در جدول شماره 5 می­توان گفت، در بین نسل جوان بین دو متغیر همبستگی نسبتا قوی و مثبت (308/0) و معنادار  در سطح اطمینان 99 درصد (001/0) وجود دارد؛ به عبارتی دیگر هر چه میزان حمایت اجتماعی در بین نسل جوان افزایش پیدا می­کند، میزان نگرش مثبت نسبت به فرزندان نیز افزایش پیدا می­کند؛ قابل ذکر است که این همبستگی در بین نسل بزرگسال معنادار نمی­باشد. در بررسی همبستگی موجود بین حمایت اجتماعی با ابعاد متغیر ارزش فرزندان نیز نتایج حاکی از این است که در بین نسل جوان بین ابعاد منافع احساسی، کسب هویت با فرزند و منابع اقتصادی و متغیر حمیات اجتماعی همبستگی معنادار وجود دارد.

تحلیل چند متغیره

در این پژوهش جهت انجام تحلیل چند متغیره، از روش رگرسیون با روش گام به گام استفاده شده است. با توجه به اینکه مطالعه مقایسه­ای و بین نسلی است، این تحلیل در بین هر دو نسل به انجام رسیده است؛ پس از بررسی پیش­فرض­های رگرسیونی و انجام رگرسیون چند متغیره نتایج حاکی از این است که  در مدل رگرسیونی مربوط به نسل جوان، متغیرهای دینداری و حمایت اجتماعی وارد مدل رگرسیونی شده­اند و 42 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرده­اند؛ در مقابل در مدل رگرسیونی مربوط به نسل بزرگسال فقط متغیر دینداری وارد مدل شده است و آن هم به تنهایی 3 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرده است و مابقی واریانس تبیین­نشده متاثر از متغیرهای دیگری است که در مدل تحقیق آورده نشده­اند.

جدول شماره 6: نتایج ضرایب رگرسیونی چندگانه و تبیین­کننده­های نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان  

همبستگی چندگانه

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

دوربین واتسون

متغیرهای باقی مانده در مدل

نسل جوان

653/0

427/0

416/0

813/1

دینداری و حمایت اجتماعی

نسل بزرگسال

187/0

035/0

029/0

176/1

دینداری

 

با توجه به مقدار سطح معنی­داری جدول شماره 7 می­توان گفت، مدل رگرسیونی ایجاد شده در هر دو نسل مدل معناداری است. به عبارتی دیگر مدل رگرسیونی ایجاد شده از دو متغیر مستقل دینداری و حمایت اجتماعی و یک متغیر وابسته در بین نسل بزرگسال مدل خوبی می­باشد و متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. همچنین در مورد نسل بزرگسال هم مدل حاکی از برازش مناسب دارد.

 

جدول شماره 7: نتایج آزمون رگرسیونی چندگانه مربوط به متغیرهای تبیین­کننده نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان

منبع تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح  معنی داری

رگرسیون

نسل جوان

732/30044

2

366/15022

167/40

000/0

نسل بزرگسال

874/3532

1

874/3532

219/6

014/0

باقیمانده

نسل جوان

502/40391

108

995/373

 

 

نسل بزرگسال

947/97133

171

035/568

کل

نسل جوان

234/70436

110

 

 

 

نسل بزرگسال

821/100666

181

 

با توجه به ضرایب b جدول شماره 8  که مربوط به مدل رگرسیونی نسل جوان است می­توان گفت، مقدار ضریب b متغیر دینداری ( 563/0) می­باشد. به عبارتی دیگر به ازای 1 واحد تغییر در متغیر دینداری، 56/0 افزایش در میزان ارزش فرزندان به وجود می­آید که این افزایش معنی­دار (000/0) می­باشد. متغیر حمایت اجتماعی نیز با مقدار ضریب b (271/0) حاکی از این است که به ازای 1 واحد تغییر در متغیر حمایت اجتماعی، میزان ارزش فرزندان در پاسخگویان به میزان 27/0 افزایش پیدا می­کند که این افزایش معنی­دار (000/0) می­باشد.

جدول شماره 8: ضرایب بتای متغیرهای مربوط به مدل رگرسیونی نگرش به ارزش فرزندان در بین نسل جوان

 

Beta

B

T

سطح معنی­داری

Tolerance

Vif

عرض از مبدا

 

656/88

655/7

000/0

 

 

دینداری

597/0

563/0

902/7

000/0

931/0

074/1

حمایت اجتماعی

152/0

271/0

006/2

047/0

931/0

074/1

 

با توجه به ضرایب b جدول شماره 9  که مربوط به مدل رگرسیونی نسل بزرگسال است می­توان گفت، مقدار ضریب b متغیر دینداری ( 187/0) می­باشد. به عبارتی دیگر به ازای 1 واحد تغییر در متغیر دینداری، 18/0 افزایش در میزان ارزش فرزندان به وجود می­آید که این افزایش معنی­دار (000/0) می­باشد.

 

جدول شماره 9: ضرایب بتای متغیرهای مربوط به مدل رگرسیونی نگرش به ارزش فرزندان در بین نسل بزرگسال

 

Beta

B

T

سطح معنی­داری

Tolerance

Vif

عرض از مبدا

 

920/158

764/14

000/0

 

 

دینداری

187/0

233/0

494/2

014/0

933/0

071/1

  • بررسی تفاوت میانگین متغیر وابسته بر حسب متغیرهای زمینه­ای پژوهش

از جمله متغیرهای زمینه­ای پژوهش که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است، متغیر جنسیت، وضعیت تاهل و محل تولد پاسخگو می­باشند. با توجه به اینکه سطح سنجش متغیر جنسیت دو حالته و سطح سنجش میزان ارزش فرزندان فاصله­ای می­باشد، مناسب­ترین آزمون جهت بررسی میزان تفاوت میانگین، آزمون t با نمونه های مستقل[26] می باشد. نتایج این بررسی در جدول شماره 10 درج شده است.

جدول شماره 10:  نتایج آزمون تفاوت میانگین ارزش فرزندان  بر حسب متغیر جنسیت 

 

جنسیت و نگرش به ارزش فرزندان

واریانسها

تفاوت میانگین

سطح

 معنی داری

درجه آزادی

t

نسل جوان

با واریانس مشابه

با واریانس نامشابه

3333/163

1026/179

001/0

109

269/3-

نسل بزرگسال

با واریانس مشابه

با واریانس نامشابه

7571/182

1650/187

241/0

181

178/1-

 

با بررسی نتایج مندرج در جدول شماره  10باید گفت، در بررسی نتایج مربوط به تفاوت میانگین میزان ارزش فرزندان بر حسب متغیر جنسیت نتایج حاکی از این است که میانگین ارزش فرزندان در بین زنان و مردان فقط در بین نسل جوان، متفاوت (269/3-t=  ( و معنادار (000/0) می­باشد. در بررسی نتایج مربوط به تفاوت میانگین­ها می­توان گفت، میانگین ارزش فرزند در بین زنان (3333/163) کمتر از مردان (1026/179) می­باشد.

از دیگر متغیرهای زمینه­ای مورد بررسی در این پژوهش، متغیرهای وضعیت تاهل، محل تولد می­باشد؛ جهت بررسی میزان تفاوت میانگین متغیر ارزش فرزندان برحسب متغیر وضعیت وضعیت تاهل و محل تولد با توجه به اینکه سطح سنجش متغیر هر دو  متغیر اسمی چند حالته می­­باشند، از آزمون تحلیل واریانس یک طرف F استفاده شده است که نتایج در جدول شماره 11 درج شده است.

 

 

جدول شماره 11:  نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه بین متغیر وضعیت تاهل و محل تولد با نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان

نام متغیر

منبع تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

سطح

 معنی داری

 

 

 

 

وضعیت تاهل

 

نسل جوان

بین گروهی

درون گروهی

کل

791/4031

209/66210

000/70242

2

107

109

895/2015

787/618

258/3

042/0

 

نسل بزرگسال

بین گروهی

درون گروهی

کل

985/2102

098/88472

083/90575

3

153

156

995/700

249/578

212/1

307/0

 

 

 

 

محل تولد

 

نسل جوان

بین گروهی

درون گروهی

کل

868/1434

367/69001

234/70436

1

109

110

868/1434

040/633

267/2

135/0

 

نسل بزرگسال

بین گروهی

درون گروهی

کل

997/11326

824/89339

821/100666

2

170

181

498/5663

528/525

777/10

000/0

 

با بررسی نتایج مندرج در جدول شماره 11 باید گفت، میزان ارزش فرزندان بر حسب متغیر وضعیت تاهل فقط در بین نسل جوان، متفاوت (258/3 f=) و در سطح طمینان 99 درصد معنادار (042/0) می­باشد. در بررسی نتایج مربوط به محل تولد پاسخگو نیز نتایج حاکی از این است که میزان ارزش فرزندان بر حسب متغیر محل تولد در بین نسل بزرگسال،  متفاوت (777/10 f=) و معنادار در سطح اطمینان 99 درصد معنادار (000/0) می­باشد.

 

بحث و نتیجه­گیری

این پژوهش با هدف بررسی نقش دینداری و حمایت اجتماعی در نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان و زمینه اجتماعی مرتبط با آن به انجام رسیده است؛ نتایج بررسی میزان همبستگی بین متغیرهای دینداری و نگرش به ارزش فرزندان نشان می­دهد، در بین نسل جوان این رابطه مثبت و قوی (637/0) و معنادار در سطح اطمینان 99 درصد (000/0) می­باشد.؛ در بررسی همین رابطه در بین نسل بزرگسال نیز نتایج حاکی از این است که بین دو متغیر رابطه ضعیف و مثبت (187/0) و معناداری در سطح اطمینان 95 درصد (014/0) وجود دارد.

در این زمینه باید از تاثیر بسیار مهم ارزش­ها و باورها در رفتار بشری سخن گفت؛ مطابق با نظر همل[27] (1990) افرادی با شرایط اقتصادی- اجتماعی مشابه اما با اعتقادات مذهبی متفاوت و یا متعلق به گروه­های مختلف مذهبی، ممکن است رفتارهای باروری متفاوتی را بروز دهند. ممکن است برخی از گروه­های مذهبی اهمیت بیشتری به تشکیل خانواده و تعداد زیاد فرزند بدهند و یا افرادی که مذهب نقش اساسی و پررنگی در زندگی­شان دارد، رفتارها و تمایلات متفاوت با سایرین در خصوص فرزندآوری داشته باشند؛ همچنین ویر نیز یکی از عوامل موثر بر کنش­های انسان را دینداری می­داند و معتقد است که دین یک عامل کلیدی در شکل­دهی به رفتارهای انسان است؛ دین یکی از مهمترین مولفه­های شکل­دهنده شیوه تفکر انسان است و درواقع روش زندگی را برای افراد تعیین می­کند و نظام باورهای منسجمی را شکل می­دهد که باعث می­شود افراد به زندگی خود معنا بدهند و به زندگی با یک دید امیدوارانه نگاه کنند و از سخت­کوشی و ادامه تلاش در زندگی منصرف نشوند؛ دین و آموزه­های دینی خود در انتخاب تعداد فرزندان و رفتارهای مرتبط با باروری تاثیر بسیار دارد.

 بررسی میزان همبستگی بین متغیر حمایت اجتماعی و نگرش به ارزش فرزندان حاکی از این است که، در بین نسل جوان بین دو متغیر همبستگی نسبتا قوی و مثبت (308/0) و معنادار  در سطح اطمینان 99 درصد (001/0) وجود دارد؛ به عبارتی دیگر هر چه میزان حمایت اجتماعی در بین نسل جوان افزایش پیدا می­کند، میزان نگرش مثبت نسبت به فرزندان نیز افزایش پیدا می­کند؛  همچنین قابل ذکر است که این نتیجه همسو با نتایج تحقیق عباسزاده و همکاران (1398)، سفیری و همکاران (1396)، مدیری (1396)، مدیری و رزاقی نصرآباد (1394) می­باشد که پژوهشگران اذعان داشته­اند که دینداری و مذهب یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار در رفتارهای باروری و نگرش به ارزش فرزندان می­باشد.

براساس نظریه شبکه اجتماعی[28]، افراد در ساختارها یا شبکه­های اجتماعی قرار دارند که می­توانند به عنوان سیستم­های پایدار روابط اجتماعی مشاهده گردند. این شبکه­ها می­توانند بر رفتار و ایده­های افراد تاثیرگذار باشند. یکی از مکانیزم­های تعیین­کننده شبکه­های اجتماعی در شکل­دهی به رفتار باروری حمایت اجتماعی است. استرینر[29] معتقد است که ابزارهایی که حمایت اجتماعی را به عنوان در هم تنیدگی اجتماعی مفهوم­سازی کرده­اند بر شبکه اجتماعی تمرکز دارند؛ به عبارت دیگر آنها ارتباطات مستقیم و غیر مستقیمی را مشخص می­کنند که افراد را با خانواده و دوستان و همسالانشان پیوند می­دهد. این ارتباطات در میزان احساس رضایت و کیفیت زندگی افراد و در انتخاب نوع کنش­های آنها دارای تاثیر بسیار است. بوردیو[30] نیز به نقش سرمایه اجتماعی در کنش­های انسانها اشاره دارد و سرمایه هر گونه خاستگاه و سرچشمه در عرصه اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره­مندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل می­گردد، موثر واقع شده است. بوردیو از میدان قدرتی صحبت می­کند که تنها گروه­هایی در آن محدوده می­توانند قرار بگیرند که به بیشترین میزان سرمایه دسترسی داشته باشند. در بحث باروری و فرزندآوری نیز حمایت اجتماعی دخیل هست. به طور کلی شبکه­های اجتماعی ارزش­های مرتبط با فرزندان، هنجارهای والدین شدن، حمایت­های در دسترس والدین و سایر عواملی که در تصمیم­گیری برای زمانبندی و تعداد فرزندان دخیل هستند را ایجاد و انتقال می­دهند. این نتیجه همسو با نتایج تحقیقات دراهکی و کوشککی (1400)، برناردی و کلنر (2014)، ساکو و کلاس (2002) می­باشد که به نقش و تاثیر مهم متغیر حمایت اجتماعی در باروری و رفتارهای مرتبط با آن اشاره داشته­اند.  

در بررسی نقش متغیرهای زمینه­ای پژوهش که در این تحقیق متغیرهای زمینه­ای جنسیت، وضعیت تاهل و محل تولد بر نگرش بین نسلی به ارزش فرزندان بررسی شده است، نتایج حاکی از  نقش متغیرهای جنسیت و وضعیت تاهل در بین نسل جوان و محل تولد در بین نسل بزرگسال دارد؛ این نتایج همسو با نتایج تحقیقات شاهنوشی و سامی (1388)، هافمن و همکاران (1978) می­باشد که محققین مذکور به نقش این متغیرهای جمعیت­شناختی در رفتارهای باروری و ارزش فرزندان اشاره داشته­اند.

با توجه به نتایج تحقیق می­توان گفت حمایت اجتماعی یکی از ابزارهای بسیار مهم در راستای فرزندآوری و ارتقای ارزش فرزند در جامعه به خصوص در بین نسل جوان است؛ بنابراین تشویق و فرهنگ­سازی در این زمینه بسیار مهم است؛ حمایت در زمینه مراقبت و نگهداری از کودک توسط اعضای شبکه اجتماعی می­تواند حس ارزشمند بودن و مورد توجه قرار گرفتن را در افراد تقویت کند و همچنین از بار اقتصادی که امروزه بسیاری از خانواده­ها با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند، بکاهد. ارزشگذاری برای فرزندان از عواملی است که مستقیما بر رفتار باروری تاثیرگذار است و این مورد جز با هر چه بیشتر شدن انواع حمایت­های اجتماعی به خصوص از زوج­های جوان میسر نخواهد بود. با کاهش پیوندهای شبکه اجتماعی از یک طرف افراد در زمینه فرزندآوری با بار اقتصادی بیشتر مواجه می­گردند و از طرف دیگر زمینه میانجی­گری ایده­ای و ارزشی آنها کم­رنگ­تر می­گردد. تلاش برای پیدا کردن جایگزین­هایی برای کارکردهای شبکه­های اجتماعی مانند حمایت نهادهای رسمی از خدماتی مانند مراقبت کودک در زمینه باروری و نگرش مثبت نسبت به فرزند اهمیت دارد و زمینه کاهش عدم تمایل خانواده­ها به فرزندآوری را می­تواند فراهم کند.

همچنین از دیگر عوامل بسیار تاثیرگذار در این تحقیق در نگرش مثبت به فرزندان، دینداری می­باشد؛ در این زمنیه نیز می­توان گفت مذهب و دینداری عامل کلیدی موثر در رفتارهای باروری تلقی شده است. با توجه به این نقش مهم به نظر می­رسد، اقدامات مثبت در راستای تقویت باورهای دینی و زندگی معنوی در بین افراد به خصوص نسل جوان اعم از برگزاری کارگاه­های دینی و مذهبی، ارتقا و تقویت شرکت افراد در محافل و مجالس مذهبی، انس با قرآن، توزیع کتب و بروشور و نشریات در خصوص ارزش­های معنوی توسط سازمان­ها و ارگان­های مختلف در سطح جامعه، می­تواند از دیگر جمله اقدامات مثبت و مفید در این حوزه باشد.

  • اوجاقلو، سجاد؛ سرایی، حسن (۱۳۹۳). مطالعه تغییرات زمانی ارزش فرزند در ایران (مطالعه زنان شهر زنجان). فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دوره ۳، شماره ۲، سال ۱۳۹۳، صفحات ۲۴۸ تا ۲۶۱.
  • چمنی، سولماز؛ شکر بیگی، عالیه؛ مشفق، محمود (۱۳۹۵). مطالعه تعیین کننده جامعه‌شناختی فرزندآوری (مورد کاوی: زنان متاهل شهر تهران). فصلنامه راهبرد اجتماعی فرهنگی، دوره ۵، شماره ۲۰، سال ۱۳۹۵، صفحات ۱۳۷ تا ۱۶۵.

 

 

  • دراهکی، احمد؛ کوشککی، نیلوفر (۱۴۰۰). تاثیر ابعاد مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده بر قصد باروری: مطالعه زنان ۱۸ تا ۴۴ ساله حداقل یک بار ازدواج کرده نقاط شهری استان بوشهر. مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، دوره ۱۹، شماره ۳، سال ۱۴۰۰، صفحات ۳۴۱ تا ۳۵۲.
  • سفیری، خدیجه؛ کمالی، افسانه؛ فرجی، الهه (۱۳۹۶). بررسی جامعه‌شناختی نگرش مثبت به فرزند (مطالعه زنان شهر ایلام). فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، دوره ۱۹، شماره ۷۵، سال ۱۳۹۶، صفحات ۸۵ تا ۱۰۹.
  • صادقی سرچشمه، عباس (۱۳۹۲). عوامل اجتماعی موثر بر میزان سلامت اجتماعی جوانان شهر یزد. پایان‌نامه کارشناسی ارشد مددکاری، دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبائی تهران.
  • صادقی، حنانه سادات؛ سرایی، حسن (۱۳۹۵). عوامل موثر بر گرایش به فرزندآوری زنان شهر تهران. فصلنامه برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، سال هفتم، شماره ۲۷، سال ۱۳۹۵، صفحات ۱ تا ۳۲.
  • عباسی شوازی، محمد جلال؛ دراهکی، احمد (۱۳۹۷). تاثیر مکانیزم‌های شبکه‌های اجتماعی بر قصد فرزندآوری زنان نقاط شهری استان بوشهر. دو فصلنامه مطالعات جمعیتی، دوره ۴، شماره ۱، سال ۱۳۹۷، صفحات ۷ تا ۳۹.
  • عباسی شوازی، محمد جلال؛ محمودیان، حسین؛ صادقی، رسول؛ قربانی، زهرا (۱۳۹۷). تاثیر جهت‌گیری‌های ارزشی- نگرشی بر ایده‌آل‌های فرزندآوری در ایران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، سال سیزدهم، شماره ۲۶، سال ۱۳۹۷، صفحات ۳۷ تا ۶۶.
  • عباسی شوازی، محمد جلال؛ محمودیان، حسین؛ صادقی، رسول؛ قربانی، زهرا (۱۳۹۷). تاثیر جهت‌گیری‌های ارزشی- نگرشی بر ایده‌آل‌های فرزندآوری در ایران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، سال سیزدهم، شماره ۲۶، سال ۱۳۹۷، صفحات ۳۷ تا ۶۶.
  • عبداللهی، عادل؛ رحیمی، علی (۱۳۹۶). تفسیر و بازنمایی ابعاد مختلف فرزندآوری در بین کاربران اینترنتی. فصلنامه جمعیت، سال بیست و چهارم، شماره (۱۰۰ و ۹۹)، سال ۱۳۹۶، صفحات ۴۷ تا ۶۴.
  • کرمی قهی، محمد تقی؛ زادسر، زینب (۱۳۹۲). سنجش بررسی رابطه دینداری و سبک زندگی (مطالعه موردی زنان ۲۰ ساله و بیشتر ساکن شهر تهران). فصلنامه فرهنگ و هنر، شماره ۱، سال ۱۳۹۲، صفحات ۸۵ تا ۱۰۱.
  • مدیری، فاطمه؛ رازقی نصرآباد، حجیه‌بی‌بی (۱۳۹۴). بررسی رابطه دینداری و قصد باروری در شهر تهران. نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، سال دهم، شماره ۲۰، سال ۱۳۹۴، صفحات ۱۲۷ تا ۱۶۲.
  • مشفق، محمود؛ غریب عشقی، سارا (۱۳۹۱). تحلیلی بر رابطه ارزش فرزندان و باروری بین زنان تهرانی. فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال پانزدهم، شماره ۵۸، سال ۱۳۹۱، صفحات ۹۳ تا ۱۲۰.
  • مهدوی کنی، محمد سعید (۱۳۸۶). مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی، شماره ۱، سال ۱۳۸۶، صفحات ۱۹۹ تا ۲۳۰.
  • موسوی اقدم، سید رحمت‌الله؛ داوری فرد، فروزان؛ ویسی، ناهید؛ توان، حامد؛ صادق خانی، اسد الله (۱۳۹۴). مقایسه رابطه باورهای دینی و بهزیستی روانشناختی با فرسودگی شغلی بالا و پایین. مجله پژوهش در دین و سلامت، دوره ۲، شماره ۱، سال ۱۳۹۴، صفحات ۱۱ تا ۱۸.
  • وبر، ماکس (۱۳۸۵). اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری. ترجمه: عبدالکریم رشیدیان و پریسا منوچهری، تهران، شرکت انتشارت علمی و فرهنگی.

 

  • Bachrach, C.A. & Morgan, S.P. (۲۰۱۱). Further reflections on the theory of planned behavior and fertility research. Vienna Yearbook of Population Research, ۹: ۷۱–۷۴. doi: https://www.jstor.org/stable/41342805
  • Bernardi, Laura & Klarner, Andreas (۲۰۱۴). Social networks and fertility. Journal of Population Sciences, No. ۳۰, pp. ۶۴۱-۶۷۰.
  • Clark, A. E, & Lepinteur, A. (۲۰۲۰). A Natural Experiment on Job Insecurity and the United States: Structural economic conditions and perceived economic uncertainty. Demographic Research, ۳۶(۵۱), ۱۵۴۹-۱۶۰۰. Doi: ۱۰.۴۰۵۴/ DemRes. ۲۰۱۷.۳۶.۵۱.
  • Goldstein, J., Lutz, W. & Testa, M. R. (۲۰۰۳). The emergence of sub-replacement family size ideals in Europe. Population Research and Policy Review, ۲۲(۵), ۴۷۹-۴۹۶.
  • Hoffman, L.W., Thornton, A., & Manis, J.D. (۱۹۷۸). The Value of Children to Parents in the United States. Journal of Population, ۱(۲).
  • Hopcroft, R. L. (۲۰۱۵). Sex differences in the relationship between status and number of offspring in the contemporary US. Evolution and Human Behavior, ۳۶(۲), ۱۴۶–۱۵۱.
  • Mills, M., Mencarini, L., Tanturri, M. L. & Begall, K. (2008). Gender equity and fertility intentions in Italy and the Netherlands. Demographic Research, 18, 1-26.
  • Régnier-Loilier, A., Vignoli, D. & Dutreuilh, C. (2011). Fertility intentions and obstacles to their realization in France and Italy. Population, ۶۶(۲), ۳۶۱-۳۸۹.
  • Suckow, J., Klaus, D. (2002). Value of Children in Six Cultures. In: Nauck, B. & Suckow, J. (Ed.): Soziale Netzwerke und Generation.
  • Testa, M. R. & Grilli, L. (2006). The influence of childbearing regional contexts on ideal family size in Europe. Population, ۶۱(۱), ۹۹-۱۲۷.